سریال وفا .....پوریا پورسرخ....
.در
ضمن باهره جون من تهران زندگی نمیکنم من بوشهرم ولی از دوستای خوبم که به وبلاگ سر میزنن خواهش میکنم باهره جون رو راهنمایی کنن....
خو ب یاران هميشگي که نظر داده بودین ازتون تشکر ميکنم و بنا به در خواست شماعزيزان عکس هاي ديگه اي از سريال وفا گذاشتم .....اميدوارم که خوشتون بياد....در پناه حق باشين...یا علی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()














دلم مي خواست:عشقم را نمي کشتند صفاي آرزويم را-که چون خورشيد تابان بود-
مي ديدند چنين از شاخسار هستي ام آسان نمي چيدند گل عشقي چنان شاداب را پرپر نمي کردند به باد نا مرادي ها نمي دادند به
صد ياري نمي خواندند به صد خواري نمي راندند چنين تنها،
به صحراهاي بي پايان اندوهم نمي بردند دلم مي خواست
يکبار ديگر اورا کنار خويش مي ديدم به ياد اولين ديدار در چشم سياهش خيره مي ماندم دلم يک بار ديگر،
همچو ديدار نخستين پيش پايش دست و پا مي زد شراب اولين لبخند در
جام وجودم هاي و هو مي کرد غم گرمش نهانگاه دلم
را جستجو مي کرد دلم مي خواست:دست عشق-
چون روز نخستين هستي ام را زير و رو مي کرد



وقتي دوستم داري
دوتا قلب در سينه دارم
تنم گرم و پرحرارت
دلم پرلطافت
دنيا رنگي تازه داره
لحظه ها بانشاطه
ترانه ها پرطنين معناي توداره
ياد تو آرامبخش وجودمه
اگه دنيام با تو قشنگه
يك دم بي تو نمي خوامش







به دوچيزعشق مي ورزم:يکي تو وديگري وجودتو.
به دوچيز اعتقاددارم:يکي خدا وديگري تو
من دراين دنيا دوچيزميخواهم:يکي تو وديگري خوشبختي تو.
من اين دنيا رابراي دوچيزميخواهم:يکي تو وديگري براي با تو موندن تا هميشه







