مطلب-خبر-عکس
با سلام به همگی...مرسی از دلگرمیهاتون
ممنونم از همگی...امیدوارم که بتونین در کنار همدیگه
پسران اجری رو ببینین و لذت ببرین
اپ امروز:
فيلم پسران آجری
پوریا پورسرخ، بهنوش طباطبایی، ابوالفضل پورعرب، فرزاد فرزین و ...
داستان «پسران آجری» درباره سه پسر پرورشگاهی است که در بزرگسالی یکی از آنها به دختر جوانی علاقمند می شود اما به دلیل اینکه در پرورشگاه بزرگ شده، برای رفتن به خواستگاری با مشکل رو برو می شود و دو دوست دیگر درصدد کمک به او برمی آیند.
آستارا، اروپا، ایران، پیام انقلاب، جی، دهکده المپیک، شهرقشنگ، كانون، گلریز، مرکزی، ملت
| پسران آجری - امتيازدهى
|
------------
------------------------------
| روز سوم فیلمی از محمد حسین لطیفی |
فیلم قصه برادری است که در شرایط بسیار سخت و پیچیده ای مجبور می شود خواهر کوچک و علیلش را زیر خاک پنهان کند تا بتواند شبانه او را از میان عراقی ها که خانه او را محاصره کرده اند فراری دهد ...
برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم ، بهترین کارگردانی ، بهترین بازیگر نقش اول زن و بهترین طراحی صحنه و لباس و کاندیدای 12 جایزه در بیست و پنجمین جشنواره بین المللی فیلم فجر

|
--------------------------------------------
نتايج نخستين نظرسنجي درباره سريالهاي مناسبتي ماه مبارك رمضان تلويزيون منتشر شد.
به گزارش <بانيفيلم> طبق اعلام مركز تحقيقات سازمان صدا و سيما سريالهاي <يك وجب خاك> به كارگرداني علي عبدالعليزاده از شبكه سه و <اغما> به كارگرداني سيروس مقدم از شبكه يك به ترتيب مقامهاي اول و دوم را طي هفته دوم ماه رمضان در رضايت مخاطبان كسب كردهاند.همچنين سريالهاي <ميوه ممنوعه> به كارگرداني حسن فتحي از شبكه دو و <شكرانه> به كارگرداني سعيد سلطاني از شبكه تهران به ترتيب در جايگاههاي سوم و چهارم قرار گرفتهاند. بر همين اساس در هفته دوم ماه رمضان سريال يك وجب خاك 7/81 درصد، اغما 74 درصد، ميوه ممنوعه 6/60 درصد و شكرانه 3/44 درصد بيننده داشتهاند.
به اعتقاد بينندگان شكرانه، مهمترين پيامهاي اين مجموعه رعايت حقالناس، نخوردن مال مردم، حقطلبي، ساده بودن زندگي در جوامع مختلف،تبادل دو فرهنگ، نمايش مشكلات اجتماعي در كشورهاي ديگر و ....بانی فیلم(
----------------------



---------------------------------------------
از «شهریار» و «یك مشت پرعقاب» تا «ساعت شنی»؛
6 مجموعه جدید تلویزیونی به روی آنتن میرود
«شهریار» به كارگردانی كمال تبریزی و «یك مشت پرعقاب» به كارگردانی اصغر هاشمی از تولیدات سیما فیلم هستند كه به همراه 4 مجموعه جدید دیگر به زودی از شبكههای مختلف سیما پخش خواهند شد.
به نقل از سایت خبری سیما فیلم، با پایان یافتن سریالهای مناسبتی ویژه ماه مبارك رمضان، سریالهای جدیدی كه در سیما فیلم و شبكه های مختلف سیما تولید شده است به مرحله پخش میرسند.
بنا بر این گزارش، تاكنون پخش دو سریال «حلقه سبز» به كارگردانی ابراهیم حاتمیكیا و «بی صدا فریاد كن» از آخرین ساخته های مهدی فخیم زاده از شبكه های سه و دو سیما قطعی شده است.
از سوی دیگر هشت قسمت از مجموعه تلویزیونی «بی صدا فریاد كن» نیز آماده پخش شده و همزمان مهدی صادقی در استودیو پارس فیلم صداگذاری شش قسمت باقیمانده را انجام میدهد.
«بی صدا فریاد كن» در ژانر پلیسی تولید شده است و داستان آن در باره تولیدكنندگان و مصرف كنندگان قرص های اكستازی است.
محمدصادقی، سارا خوئینی ها، فریبا كوثری، لیلا برخورداری، كامران تفتی، انوشیروان فاطمی و فرهاد قائمیان بازیگرانی هستند كه در این سریال به ایفای نقش پرداخته اند.
«حلقه سبز» عنوان مجموعه دیگری است كه به زودی از شبكه سه سیما به روی آنتن می رود. ابراهیم حاتمی كیا در این سریال یك موضوع پزشكی را دستمایه كارش قرار داده است. در این سریال بازیگرانی چون حمید فرخ نژاد، سیما تیرانداز، محمد حاتمی و حمیرا ریاضی بازی كرده اند.
سیما فیلم نیز با دو مجموعه جدید به تلویزیون می آید.
«شهریار» روایت زندگی شاعر منظومه «حیدربابا» كه از تولد تا مرگ این شاعر را كمال تبریزی به مقابل دوربین برده است.
سیروس گرجستانی، اردشیر رستمی(در نقش جوانی و كهنسالی شهریار)، بهروز بقایی در (نقش نیما یوشیج)، سعید نیكپور (در نقش ملك الشعرای بهار)، رحیم نوروزی (در نقش میرزاده عشقی) بازیگرانی هستند كه مقابل دوربین كمال تبریزی ایفای نقش كرده اند.
این سریال قرار است پس از رونمایی با حضور چهره های فرهنگی، ادبی و مسؤولان صدا و سیما از آنتن یكی از شبكه های سیما پخش شود.
«یك مشت پرعقاب» ساخته اصغر هاشمی، این مجموعه اكنون در مرحله بازبینی قرار دارد و به احتمال زیاد از شبكه سه سیما پخش خواهد شد. «یك مشت پرعقاب» داستانی ملودرام دارد؛ رضا كیانیان، حامد بهداد، خزر معصومی و پرویز پورحسینی جزو بازیگران این سریال هستند.گفتنی است هر دو سریالی كه از تولیدات سیما فیلم است، در ردة سریال های الف ویژه صداو سیما قرار دارند.
شبكه اول سیما روزهای شنبه ساعت 21 سریال «حلقه گمشده» را پخش میكند. این سریال جایگزین مجموعه «ناری گل» است.
«حلقه گمشده» به كارگردانی محمدحسن حاج ده آبادی و از تولیدات سیمای یزد است. این سریال داستان خانواده فخر فخاران را به زبان طنز به تصویر كشیده است. «حلقه گمشده» در سی قسمت 45 دقیقه ای تهیه شده است. روح الله مفیدی، اسماعیل سلطانیان، محمدرضا بحری، ناصر سروی، فرزاد هاتفیان و طاهر طائفی بازیگران این سریال هستند.
و اما مجموعه «ساعت شنی» به كارگردانی بهرام بهرامیان و با موضوع اجتماعی پس از طی مراحل فنی آماده پخش است.
این سریال احیای تعاون به عنوان یك نیاز اجتماعی را به تصویر كشیده است. داریوش ارجمند، رویا نونهالی، بیژن امكانیان، نسرین مقانلو، پوریا پورسرخ، آزیتا حاجیان، شهره لرستانی و برزو ارجمند بازیگران «ساعت شنی» هستند.
منبع : خبرگزاری فارس
اگه تکراریه ببخشید
--------------------------------------------------
نقد جالب
پایان یا به دست آوردن دل همگان
نگاهی به پایانبندی مجموعههای ماه رمضان
مجموعههای ماه رمضان امسال مانند سالهای گذشته از پایان عجولانه و سهلانگارانه خود به شدت ضربه خوردند، پایانی ناخوش بر زحمات 30 شب یک گروه!
به گزارش خبرنگار مهر، بالاخره پرونده مجموعههای رمضانی سال 86 هم به بایگانی پیوست و به هر ترتیب که بود این مجموعهها به سرانجام رسیدند یا در واقع به سرانجام رسانده شدند. مجموعههایی که مخاطب را 30 شب در این ایام خاص دنبال خود کشاندند و در نهایت آخرین برگ برنده خود را با طراحی پایانهای غیرقابل پیشبینی برای مخاطب رو کردند. اما چگونه است که پایانبندی مجموعههای امسال هیچکس را شگفت زده نکرد و به قدری محافظهکارانه و سادهانگارانه چیده شد که به قولی به هیچ کجا برنخورد؟
حتماً این نقد عامیانه را بسیار شنیده اید که همیشه مجموعه های ایرانی خوب شروع می شوند، خوب تورشان را پهن می کنند و ... ولی در جمع کردن این تور همواره لنگ می زنند. کمتر پیش آمده پایان یک مجموعه مخاطب را راضی از کلیت کار جدا و در واقع رضایت او را از دنبال کردن ماجراهای طراحی شده، جلب کند.
مجموعه های ماه رمضانی هم از این قاعده مستثنی نیستند و هر چند 30 شب کمیت عمده ای است که به سازندگان فرصت طراحی حساب شده و دقیق را بدهد، اما از آنجا که شیوه تولید کارهای مناسبتی، حرکت همزمان با تولید است طبیعتاً شکل گیری بسط داستانی و رسیدن به سرانجام هم همزمان با تولید و بازخورد مخاطب صورت می گیرد و ... مهمترین عیب این شیوه هم در همان پایان بندی و به سرانجام رساندن ماجرا و شخصیت ها بروز پیدا می کند.
از مجموعه های ماه رمضانی امسال "میوه ممنوعه" و "اغماء" هر کدام به دلایل متفاوتی مورد توجه مخاطب قرار گرفتند و به همین جهت سرانجام و پایان بندی آنها هم بیشتر مورد توجه قرار گرفت. "میوه ممنوعه" به جهت فیلمنامه محکم، بازی های قوی، کارگردانی هوشمندانه و ... مورد توجه مخاطب قرار گرفت و در مقابل "اغماء" تنها به دلیل پرداختن به موضوع جذاب و کنجکاوی برانگیز شیطان و ماوراء، مخاطب را به دنبال خود کشاند.
کارگردانی عجولانه، بازی هایی تخت که گاه راکورد آن از دست بازیگر خارج می شد و ... همه زیر سایه حضور شیطان در لباس های مختلف پنهان ماند تا "اغماء" تعقیب کننده "میوه ممنوعه" در جذب مخاطب باشد. اما در هر صورت این مورد توجه قرار گرفتن بیش از هر چیز شکل و طراحی پایان بندی آنها را برای مخاطب مهم جلوه داد.
اما "میوه ممنوعه" و "اغماء" با چنین موقعیت خطیری چگونه برخورد کردند؟ هر دو این مجموعهها پس از گذشت چند قسمت از آغاز پخش مورد نقد و اعتراض و داوری قرار گرفتند. اولی به جهت پرداختن به ازدواج دختر بدون اجازه پدر و در ادامه عشق پیرانه سر یک مرد مذهبی و دیگری به جهت ورود به حوزه شیطان شناسی که از منظر قرآن تعاریف ویژه دارد.
باید پذیرفت دامنه این اعتراضها و جو سازیها در جامعه بر ادامه روند این دو مجموعه تأثیر گذاشت. این دامنهها "میوه ممنوعه" را واداشت بیشتر روی نشانههای عشق معنوی حاج یونس به هستی متمرکز شود تا گزینه هوسرانی و عشق مادی از این رابطه ممنوع حذف شود و "اغماء" را هم به تمرکز بیشتر بر جلوههای قرآنی شیطان و کراهت و گریزناپذیری وسوسههای او واداشت.
جای تعجب نیست که عوامل و بازیگران "اغماء" تا روزهای پایانی از سرانجام مجموعه اظهار بی اطلاعی می کردند و تغییر و تحولات موجب شد پخش قسمت آخر آن چند روز به تعویق بیفتد. جای تعجب هم نیست که با وجود اظهارات تهیه کننده "میوه ممنوعه" به سانسور نشدن مجموعه، کارگردان و بازیگران از تیغ تیز ممیزی گله کردند و در مواردی مجبور به توضیح دادن و توجیه شدند، آنچه آفت یک کار هنری است.
با چنین رویکردی انتظار برای چگونه به سرانجام رسیدن این دو مجموعه حساسیت ها را بالا برد و در نهایت آنچه از شرایط معمول مجموعه های رمضانی، موقعیت خاص این دو مجموعه و ... برآمد، بیش از پیش پایان بندی آنها را در نظر مخاطب حتی عام، سردستی، سهل انگارانه و به نوعی کلیشه ای مصلحت وار جلوه داد.
در مورد "میوه ممنوعه" قسمت پایانی مجموعه ای شد از پلانهای باقیمانده از کلیت مجموعه. پلانهایی که بدون در نظر گرفتن راکورد زمانی و مکانی، از موقعیت اعتکاف حاج یونس به عنوان محملی برای کنار هم قرار گرفتن آنها استفاده کردند. موقعیت کنسرت دادن احسان خواجه امیری و تدوین همزمان آن با سرانجام کاراکترهای مختلف هم از ابتدایی ترین تمهیدات برای جمع کردن قصه ای است که تا این حد در پهن کردن تور آن وسواس و ظرافت به کار رفته بود.
رویارویی حاج یونس و خانواده اش در کارگاه رنگرزی هر چند مفاهیم عدیده چون بازگشت به ریشهها، قرار گرفتن در موقعیت اولین برخورد یونس و قدسی و ... را دربر داشت، ولی راه حلی سهل انگارانه برای باز شدن گره هایی بود که کم اهمیت جلوه دادن آنها ضد پرداخته های مجموعه عمل کرد. در نهایت هم با یک فلاش بک که یکی از آخرین تمهیدات برای باز شدن یک گره داستانی و اطلاعات دهی است، پرونده عشق معنوی حاج یونس به هستی بسته می شود تا با شنیدن ترانه تیتراژ پایانی حسی آمیخته با تأسف بر چهره مخاطب نقش ببندد.
در مورد "اغماء" کار جمع کردن کلاف سردر گمی که پهن شده بود، وقت بیشتری برد تا هم کارشناسان مذهبی راضی شوند، هم مسئولان تلویزیون و هم مخاطب یک کلاس درس اخلاق تمام و کمال را طی کند و بی بهره از ماه مهمانی خدا جدا نشود. بسته شدن پرونده رابطه شیطان با پژوهان به گونه ای خوب و خوش طراحی شده بود که شکل پرداخت ماجرا را هم زیر سؤال برد.
از آنجا که آدم های خوب باید نجات پیدا می کردند، هم خانم بردیا با آن زخم شمشیر با چهره ای بشاش و آراسته انتظار پژوهان را می کشید، هم پری دختر پژوهان با وجود آسیب دیدن مهره پنجم و ششم از زیر عمل جان سالم به در برد تا در همان حال خواستگاری شود و البته پیربابا که زنده ماند. از الیاس واقعی هم رفع اتهام شد تا به جایی برنخورد و در نهایت فرزاد ماند و دختران جوانی که باید هر جوان غریبه ای را فرزاد فرض کنند.
در مورد پایان "یک وجب خاک" که انتظاری بیش از ترتیب دادن یک یا چند مجلس عروسی در کنار مراسم عید سعید فطر نمی رفت. ولی اگر در مورد پایان نامتعارف مجموعه "شکرانه" کنجکاو و جزو مخاطبانی هستید که مانند همه از نیمه راه کار را رها کردید، احتمالاً می توانید از مسئولان پخش در این باره بشنوید. چون به نظر نمی آید کسی مخاطب این مجموعه تا قسمت پایانی بوده باشد!
منبع : مهر
---------------------------------
بازيگران
ابوالفضل پورعرب، پوریا پورسرخ، بهنوش طباطبایی و فرزاد فرزین
اطلاعات فيلم
|
------------------------------
خواجه اميري: ميوه ممنوعه برايم خـوش يمن بود
احسان خواجهاميري خواننده و آهنگساز جوان كشورمان در سن 23 سالگي تجربههاي فراواني دارد. احسان پسر ايرج خواننده است كه او هم يد طولايي در موسيقي سنتي ايراني دارد. در ماه مبارك رمضان بينندگان تلويزيون هرشب با صداي خوب احسان خواجهاميري در پايان مجموعه ميوه ممنوعه آشنا هستند؛ موسيقي كه بسيار به دل مينشيند و از طرفي تنظيم آن هم بسيار شنيدني است.
![]() |
با احسان خواجهاميري گفتگويي ترتيب داديم همان خوانندهاي كه ميخواند:
ميشه خدارو حس كرد، تو لحظههاي ساده
تو اضطراب و عشق و گناه بياراده
بيعشق عمر آدم، بياعتقاد ميره
هفتاد سال عبادت، يك شب به باد ميره
بيوگرافي
متولد هفتم آبان سال 1363 هستم، يك خواهر بزرگتر از خودم دارم و فارغالتحصيل رشته كامپيوتر هستم.
خانواده هنرمند
در يك خانواده كاملا هنرمند به دنيا اومدم، پدرم «ايرج» يكي از خوانندگان بنام و محبوب ايران است، مادرم هم از صداي خوبي بهرهمند است اما هيچوقت قسمت نشده كه بخواند، خواهر بزرگترم هم موسيقيدان است.
علاقه به خوانندگي
طبيعي بود كه با داشتن چنين خانواده هنرمندي به خوانندگي علاقهمند شوم. خواندن در خون من است مطمئنا در هيچ كاري نميتوانستم به اندازه خوانندگي موفق شوم.
شروع كار موسيقي
از شش سالگي با نوازندگي ويولن كارم رو آغاز كردم اما ورودم به دنياي موسيقي در سن سيزده سالگي بود، آواز رو هم نزد پدرم آموزش ديدم.
من و بابام
در هفده سالگي اولين آلبوم را روانه بازار كردم. در آن آلبوم به همراه پدرم آواز خواندم البته هشتاد درصد آن آلبوم كار خودم بود.
موسيقي سنتي
مدتي موسيقي سنتي يا همون ملي و ايروني رو كار كردم. اين سبك موسيقي را خيلي هم دوست دارم و پيشرفت خوبي هم در آن داشتم. پس از گذشت مدتي به اين نتيجه رسيدم كه در اين كار نميتوانم آنچنان كه بايد اثرگذار باشم چرا كه پرونده اين سبك موسيقي را پدرم و آقاي شجريان بستهاند و هيچ جايي براي من نگذاشتهاند. من اگر تمام عمرم تلاش كنم، تازه ميتوانم به پدرم برسم و نميتوانم از آن بالاتر بروم.
پدرم
من عاشق صداي پدرم هستم. هيچوقت صدايش از ذهنم پاك نميشود. او پهلوان آواز ايران است. اصلا كساني كه در آن دهه در موسيقي ايران زحمت ميكشيدند، بينظير و تكرارنشدني بودند.
هرچي آرزوي خوبه...!
فكر ميكنم پس از خواندن اين ترانه بود كه مردم به طور كامل با چهره ونام من آشنا شدند. اين قطعه از ترانه و آهنگ تاثيرگذاري بهرهمند بود و شايد به اين خاطر است كه به دل اغلب مردم نشست.
مديونم
براي رسيدن به جايگاه فعليام خيليها برايم زحمت كشيدند. در وهله اول پدر و مادرم بودند و بعد دكتر يداللهي و آقاي جعفري. من هيچ وقت لطف اين افراد را فراموش نميكنم و خودم را مديون آنها ميدانم.
لذتبخشترين لحظه زندگي
به نظر من براي خواننده هيچچيز لذتبخشتر از آن نيست كه مردم از صدا و كارش خوششان بيايد و هيچچيزي نميتواند جاي اين احساس را بگيرد كه يك روز يك ميلياردر به من بگويد با كارت خيلي گريه كردم اما بعدش هم كلي لذت بردم... اين زمانها، ميتواند لحظههاي خوبي براي انسان و يك خواننده باشد.
مردم
اوايل وقتي مرا تو خيابون ميديدند، تعجب ميكردند... بهم ميگفتند باورمون نميشد اين صدا متعلق به پسر كمسنوسالي مثل تو باشد.
ترانه
به نظر من ترانه در موفقيت يك اثر نقش اصلي رو بازي ميكند. من خودم روي اين قضيه خيلي حساس هستم و حاضر نيستم هر ترانهاي رو بخونم. فكر ميكنم ترانهاي موفقه كه بتواند لحظهاي شنونده رو به فكر واداره... شخصا عاشق ترانههاي دكتر يداللهي هستم. با قلمشان انس گرفتم حتي اگر ترانهاي كه ميخوانم متعلق به ايشان نباشد اما نظرشان را ميپرسم.
خواهرم
خواهرم يك موسيقيدان تمامعيار است و ديكشنري متحرك موسيقي است. او به لحاظ تئوري موسيقي در رده بالايي است تا به حال كارهاي زيادي را تنظيم كرده است مثل آلبوم اميد حجت... ولي خب من و اون نميتونيم با هم به طور مشترك كار كنيم. اصلا آدم با نزديكانش نميتونه كار حرفهاي انجام بدهد. مثلا من و خواهرم تا ميخواهيم با هم كار كنيم، دعوامون ميشود! البته بيشتر تقصير خودم هست چون در كل آدم بيقراري هستم، نميتونم بشينم تنها گوش بدهم. 95 درصد داشتههايي رو هم كه به دست آوردم، تجربي بوده است. اين عادت تو زندگي شخصيام هم هست. مثلا اگه يه نشاني رو بخواهم بگردم، از كسي نميپرسم. خودم ميروم و پيدا ميكنم. حتي اگر ساعتها وقتم رو بگيره...
موفقيت يك اثر
موسيقي مثل حلقههاي زنجيره، اگه حلقهها درست به هم وصل نشود، از هم گسسته ميشود. براي اينكه يك آلبوم خوب از كار درآيد، تمام مراحل موسيقي از ضبط استوديو گرفته تا ناظر ضبط و نوازنده بايد خوب باشند تا اثر به چشم بيايد.
تيتراژ
از تيتراژ خواندن خاطره خوبي دارم. من با خواندن تيتراژ شناخته شدم. به نظرم اگر انتخابت درست باشد حتما موفق خواهي شد. تاكنون هم كارهاي زيادي خواندم كه پيش از ميوه ممنوعه بايد از مجموعه پول كثيف ياد كنم.
ميوه ممنوعه
از خواندن تيتراژ «ميوه ممنوعه» راضي هستم. كار خوبي بود كه خوشبختانه با استقبال مخاطبان هم مواجه شد. خود سريال هم كه خيلي خوب و تماشايي بود. در اين سريال براي اولين بار جلوي دوربين رفتم و نقش خودم را در اين فيلم در چند سكانس كوتاه روبهروي نيما رئيسي ايفا كردم. ضمن اينكه بايد اشاره كنم دكتر افشين يداللهي شعر زيبايي سرود و من و ميثم روي موسيقي آن كار كرديم، سعيمان اين بود كه موسيقي الكترونيك و سازهاي سنتي را با هم تلفيق كنيم، به همين خاطر اثر به گوش بيننده مينشيند.ضمن اينكه اين سريال از لحاظ كاري برايم خوش يمن بود.
خاطره اي از ميوه ممنوعه
در آخرين قسمت كنسرتي برگزار شد كه به نظر من خيلي خوب اجرا شد،ضمن اينكه شعري زيبا در موسيقي متن فيلم خوانده شد كه آن را با احساس خوبي خواندم. به من مومن نگو وقتي واسه يه لحظه هم عاشق نبودم
حرف آخر
آخرين آلبوم من به نام سلام آخر، در روز عيد فطر روانه بازار شد، اين آلبوم شامل ده ترانه است.
----------------------------------
امشب آسمان به من نگاه مي کند
شکوفه ها زردي مرا حس ميکنن
دريا به دنبال موجيست در من و
باد حسرت کولاک مرا دارد
ستاره ها دردهايم را مي شمارند
طلوع به غروب من مي نگرد
رود ، به بلکه ي وجودم نيشخند ميزند و
خدا به زنده بودنم دو دل است
بودن را گم کرده ام
پيچ و خم را فراموش کرده ام
هيجان برايم مرده و
عشق ...
کاش به دنيا آمدنم دست خودم بود
کاش مردن کمي راحت تر بود
کاش خستگي معنا نداشت و
کاش بودن وجود نداشت
از خود، به پوچ ميرسم
زوال معناي زندگاني من است
هيچ، جزيي از بودنم شده و
پوچ ، سهم يادگاريم















