تبليغاتX
.....:جزیره--هنرمندان:.....

مصاحبه+خبر+عکس

 

 

به شکرانه ان گنج پنهان که خودرا اشکار ساخت

با سلام به همگی امید.وارم که حال همتون خوب باشه...

خوب اینم اپ امروز:

 

 

مصاحبه جدید پوریا با خانواده سبز

رو در رو > حرف‌هــاي آجـري با پوريـا پورسـرخ؛
    راضــي نيستــم


    
    
    
    زمان چقدر زود مي‌گذرد، در واقع عمرمان است كه مثل باد مي‌گذرد، انگار عيد دو سال پيش بود كه مجموعه وفا پخش شد و بينندگان زيادي را به سوي خود جلب كرد. يادتان مي‌آيد، همان مجموعه به كارگرداني غلامحسين لطيفي كه «هانيه توسلي»، هستي «ميوه ممنوعه» در آن نقش اصلي را ايفا مي‌كرد، روبه‌روي او جواني بازي مي‌كرد كه چهره‌اش براي بينندگان تلويزيوني ناآشنا بود، اما همه او را به نام «ژوبين» مي‌شناسند. شايد باورش براي شما مشكل باشد، اما خود من به عنوان نگارنده، پس از گذشت دو سال هنوز شماره همراه او را در تلفنم به نام «ژوبين» ثبت كردم، حتي گاهي اوقات ناخودآگاه او را ژوبين صدا مي‌زنم و اين نشان از آن دارد كه نقش ژوبين چه ارتباط قوي‌اي با بيننده برقرار كرد.

    اما نام او ژوبين نيست، بلكه «پوريا» است. پوريا پورسرخ كه خيلي زود پله‌هاي ترقي را پيمود، در رمضان همان سال باز هم در مجموعه‌اي از لطيفي با نام صاحبدلان ايفاي نقش كرد كه كاري بسيار خوب از آب در آمد و پوريا نشان داد كه در نقشي متضاد با ژوبين هم مي‌تواند به خوبي ظاهر شود. اما شايد اوج كار پوريا را بايد بازي در فيلم سينمايي «روز سوم» دانست كه در رابطه با دفاع مقدس بود و اين بار هم غلامحسين لطيفي كارگرداني آن را برعهده داشت. پوريا در اين فيلم هم نقشي متفاوت را بازي كرد و نشان داد كه شانسي به بازيگري رو نياورده و استعدادهاي زيادي در وجودش در زمينه بازيگري نهفته است. در ايام ماه رمضان امسال هم، او را در نقش يك جوان معصوم، همان طور كه در «وفا» بازي كرد، ديديم. سريال شكرانه كه البته زياد به دل بيننده‌هاي تلويزيوني ننشست، با اين حال روند سريال‌سازي در خارج از كشور را بايد به فال نيك گرفت. بازي پوريا در شكرانه هم متفاوت بود و مي‌توان گفت كه شايد يكي از نقاط قوت اين مجموعه بود اما در پاييز امسال، پوريا پورسرخ را يك‌بار ديگر روي پرده سينما ديديم، بازي در فيلم سينمايي پسران آجري و همبازي شدن با «فرزاد فرزين» خواننده خوب كشورمان كه براي اولين بار مقابل دوربين مجيد قاري‌زاده رفت. همچنين بازي مارال فرجاد و بهنوش طباطبايي هم در اين فيلم چشمگير بود. اينها را نوشتيم كه مروري بر فعاليت‌هاي هنري پوريا داشته باشيد اما آنچه كه بايد در مورد او نوشت و گفت اين است كه پوريا، خيلي سريع توانست پله‌هاي ترقي را بپيمايد و به يك چهره سينمايي معروف تبديل شود درست مثل خيلي ديگر از ستارگان سينمايي ايران از جمله محمدرضا فروتن، امين حيايي، محمدرضا گلزار و... در واقع نسل دوم بازيگران جوان دنياي هنر. حال در يك روز پاييزي، يك‌بار ديگر روبه‌روي او نشستيم، چرا كه نامه‌ها و تماس‌هاي زيادي داشتيم مبني بر اين‌كه با اين جوان سينماي ايران، گفتگويي داشته باشيم... از اين رو به خواسته شما خوانندگان محترم قرار ملاقاتي با پوريا گذاشتيم... گفتگو با پسري كه در رفاقت ، اعتماد را پيشه مي‌كند و تا مي‌تواند از غرور فاصله مي‌گيرد.

    
     پوريا! زمان‌ خيلي زود مي‌گذرد، فكر كنم فروردين سال 85 بود كه به دفتر ما آمدي و در مورد وفا گفتگو كرديم.
    پورسرخ: اين بار نه در مورد وفا، نه صاحبدلان و نه شكرانه گفتگو مي‌كنيم، در مورد خود «پوريا پورسرخ» صحبت مي‌كنيم، ولي با نظرتان موافقم، عمر مثل باد مي‌گذرد، زمان با سرعت هر چه تمام‌تر در حال گذر است و اين وظيفه انسان‌ها را سنگين‌ مي‌كند كه چه كارنامه‌اي در زندگي خود به جا مي‌گذارند.
     به هر حال پوريا پورسرخ و هنر، در دو سال اخير ارتباطي تنگاتنگ دارند، يعني پوريا بدون هنر، محور اصلي گفتگوي ما باشد؟
    پورسرخ: اولين سوالت را بپرس، در اين مورد هم صحبت مي‌كنيم.
     شايد دو سال پيش، تعدادي از خواننده‌هاي ما، گفتگوي تو را نخوانده باشند. در كجا به دنيا آمدي، از تحصيلاتت بگو، از پدر، مادر و...
    پورسرخ: چهارم تيرماه در تهران به دنيا آمدم، مادرم مي‌گفت، ساعت چهار صبح بود، ثمره ازدواج پدر و مادرم، چهار فرزند است و من اولين فرزند خانواده هستم. دو خواهر به نام‌هاي پگاه و پانته‌آ دارم و يك برادر به نام رضا كه هر سه ليسانسه هستند. خود من هم فارغ‌التحصيل كارشناسي در رشته اصلاح نباتات دانشگاه آزاد شيراز هستم كه مدرك ليسانسم را با رتبه سوم اخذ كردم، سپس فوق‌ليسانس خود را در رشته فيزيولوژي گياهي تهران گذراندم و باز هم با رتبه سوم فارغ‌التحصيل شدم.
     و ادامه تحصيل نمي‌‌دهيد؟
    پورسرخ: دكتري فيزيولوژي گياهي كه اميدوارم هر چه زودتر به هدفم برسم.
     از پدر و مادر نگفتي؟
    پورسرخ: پدرم بازنشسته شركت نفت است و مادرم هم مدرس زبان انگليسي بود كه در حال حاضر ديگر تدريس نمي‌كند.
     امسال هم قصد ازدواج نداري؟
    پورسرخ: ببين، ازدواج يك تصميم نيست، بلكه يك اتفاق شيرين در زندگي هر فرد است، يك سفيدي در زندگي است كه بايد به موقع انجام گيرد، انتخاب اگر بد باشد، تا آخر عمر پشيمان هستي. هر وقت زمانش شد، شما دعوت هستيد، خيالتان راحت.
     مي‌خواهيم مروري به گذشته داشته باشيم، پورسرخ چگونه وارد اين حيطه شد؟
    پورسرخ: شايد تصورتان اين باشد كه از كودكي عاشق اين كار بودم اما اين‌گونه نيست، در كودكي هيچ علاقه‌اي به بازيگري نداشتم، در واقع عاشق ورزش بودم. مدتي به كيوكوشين كه يكي از سبك‌هاي كاراته است پرداختم، فوتبال هم بازي مي‌كردم، به ورزشگاه زياد مي‌رفتم، بازي‌هاي فوتبال را دنبال مي‌كردم. هر هفته، چه ليگ ايران و چه اروپايي، ديدن بازي‌هاي جام‌جهاني را هيچ‌گاه از دست نمي‌دادم، بازي‌هاي آرژانتين و ايتاليا را خيلي دوست داشتم، پس از اين دو تيم، بازي‌هاي انگليس را دوست دارم، به هر حال نوجواني و جواني من اين‌گونه گذشت.
     شنيديم، طرفدار استقلال هستي، همين طور است؟

    پورسرخ: اجازه بدهيد نظرم را نگويم، البته اقرار مي‌كنم كه طرفدار يكي از دو تيم پرطرفدار پايتخت در دوران نوجواني بودم اما حالا هر دو تيم را دوست دارم، هر وقت اين دو تيم قوي و رو پا بودند، تيم ملي قوي داشتيم، اين واقعيت است. گرچه طي سال‌هاي اخير ديگر تيم‌ها هم سرمايه‌گذاري خوبي انجام داده‌اند و در حال حاضر مي‌بينيم كه تيم‌هاي باشگاهي براي يكديگر رقيب شده‌اند، سپاهان كه با رسيدن به فينال باشگاه‌هاي آسيا، ايران را خوشحال كرد، برق شيراز هم كه اين روزها خوب بازي مي‌كند، ملوان، سايپا و...
     در دوران دانشجويي در شيراز به ورزشگاه حافظيه هم مي‌رفتي؟
    پورسرخ: از آنجا كه دور از تهران درس مي‌خواندم، براي اين‌كه واحدها را هر چه زودتر پاس كنم، تمام هم و غم من تحصيل بود، البته پرسپوليس و استقلال هر بار كه به شيراز مي‌آمدند، بازي‌هايشان را دنبال مي‌كردم.
     به مراسم افطاري استيل آذين هم دعوت شده بودي؟
    پورسرخ: بله، آن شب به اتفاق عده‌اي از هنرمندان، از جمله سروش صحت، رضا عطاران، جواد رضويان، حسام نواب‌صفوي و... به آن مراسم دعوت شدم، از ديدن علي پروين خيلي خوشحال شدم، او خاطرات زيادي براي فوتبال ايران رقم زد و ايراني‌ها، خاطرات زيادي از او دارند. علي پروين هنوز هم دلش با پرسپوليس است، قدر او را بايد بيشتر بدانيم.
     ببخشيد، داشتي درباره هنرپيشه شدن مي‌گفتي كه صحبت به فوتبال كشيد، ادامه بده.
    پورسرخ: چند دوست داشتم كه در حيطه تئاتر فعاليت مي‌كردند و من هم با آنها بر خوردم و خواه‌ناخواه به تئاتر كشيده شدم. در يك سمينار سينمايي با غلامحسين لطيفي آشنا شدم و پس از مدتي، رفاقت بين ما پيش آمد، اين آشنايي تا آنجا پيش رفت كه او يكي از اعضاي خانواده من شد و من به عنوان يك مشاور از او استفاده كردم. طي دو سه سال، او فيلم‌هاي سينمايي و مجموعه‌هاي تلويزيوني زيادي ساخت اما من تنها به عنوان يك دوست با او رابطه داشتم تا اين‌كه براي بازي در «فرار بزرگ» به من پيشنهاد نقش فرهاد را داد، در فرار بزرگ با مرحوم سروش خليلي و مرحوم سعيدي، همبازي بودم، كه اولين كار در كارنامه من بود و بعد هم همان طور كه مي‌دانيد در «وفا» بازي كردم و شناخته شدم.
     به جز بازيگري كار ديگري هم انجام مي‌دهيد؟
    پورسرخ: طراحي فضاي سبز كه سفارش‌هايي هم مي‌گيرم همچنين گاهي اوقات كار ترجمه هم مي‌كنم.
     هنوز هم ولخرجي؟

    پورسرخ: متاسفانه بله، آدم حسابگري نيستم.
     اما در انتخاب پيشنهادهاي سينمايي، اين‌گونه نيست.
    پورسرخ: سعي مي‌كنم در اين زمينه حسابگر باشم. به جز شيراز كه دوران تحصيلت در آنجا گذشت، ديگر در چه شهرهايي زندگي را تجربه كردي؟ پورسرخ: از آنجا كه پدرم كارمند شركت نفت بود، دوران دبستان را در شهرهاي مختلف جنوبي كشور به خاطر شغل پدرم تجربه كردم. و دوران راهنمايي و دبيرستان چطور؟ پورسرخ: روزهاي خوبي بود، دوران راهنمايي را در مدرسه شهيد باهنر و دبيرستان را در مدرسه «رازي»تهران گذراندم.
     هم‌اكنون كجا زندگي مي‌كني؟
    پورسرخ: تهران، در يكي از كوچه‌هاي خيابان آفريقا...
     هرگاه با منزلت تماس مي‌گيريم مادر گوشي را برمي‌دارد، طوري پشت تلفن صحبت مي‌كند، انگار سال‌هاست كه ما را مي‌شناسد. درباره مادر بيشتر بگو؟
    پورسرخ: مادرم مثل خيلي از مادرهاي ايراني موجود نازنيني است، من عاشق او هستم، مثل خيلي از فرزندان ايران. به نظر من مادر، شاهكار طبيعت است.
     تفاوت پورياي امروز با پورياي ديروز؟
    پورسرخ: تجربه‌هاي من بيشتر شده، دوستان واقعي را بهتر مي‌شناسم، سعي مي‌كنم در تصميم‌گيري‌هايم، با تامل و تفكر بيشتري عمل كنم و قبل از هرگونه عملي درباره آن فكر كنم... از لحاظ اخلاقي هم به هيچ عنوان عوض نشدم، همان پورسرخ سابق هستم. همان پورسرخي كه براي زندگي فكر مي‌كند اما غصه نمي‌خورد.
     و غرور؟ پورسرخ:به هيچ عنوان، سعي مي‌كنم هميشه براي خودم دوست پيدا كنم.
     پوريا بايد قبول كني كه خجالتي هم هستي.
     پورسرخ:معمولا دربرخوردهاي اول خجالتي هستم، سعي مي‌كنم مبادي آداب باشم اما اصولا رفاقت من با افراد همين‌گونه است، احترام مي‌گذارم و انتظار دارم، احترام هم از طرف مقابلم ببينم... اما من هم با شما هم عقيده‌ام، اصولا آدم خجالتي هستم.
     از محبوبيت و شهرت در اين حيطه راضي هستي؟ حالا ديگر تو را در كوچه و خيابان مي‌شناسند، برخورد تو با مردم چگونه است؟
     پورسرخ: دلم نمي‌خواهد كليشه‌اي حرف بزنم، اگر بگويم از معروف بودن بدم مي‌آيد، دروغ گفته‌ام اما پدر و مادرم به من ياد داده‌اند كه فرد باظرفيتي باشم، با مردم درست برخورد كنم، به آنها احترام بگذارم و دوستشان داشته باشم، مي‌دانيد چرا؟ چون اين خوبي است كه هميشه باقي مي‌ماند... مردمي كه در كوچه و خيابان مرا مي‌بينند، اظهار محبت مي‌كنند و من هم متقابلا با همين زبان به آنها پاسخ مي‌دهم.
     پس از «وفا» گفتگوهاي زيادي با مطبوعات انجام مي‌دادي، چند صباحي تصاوير تو روي جلد نشريات بود و گفته‌هايت تيتر مي‌شد، و اين وضعيت همچنان ادامه دارد چرا؟
    پورسرخ: (مي‌خندد)، شما ديگر چرا اين حرف را مي‌زنيد، اتفاقا خيلي كم طي اين دو سال گفتگو كردم، شايد به تعداد انگشتان دست... اما خودتان بهتر مي‌دانيد، من بي‌تقصيرم، تصاوير من روي جلد نشرياتي آمد كه من اصلا نامشان را هم نشنيده‌ام، چه برسد كه با آنها گفتگو كنم، به‌خصوص اين‌كه تيترهاي جنجالي از قول من مي‌زدند كه اصلا تصورش را هم نمي‌كردم، به نظر من اين نوع برخورد با بازيگران يك نوع توهين است، يعني شما مقابل دوربين قرار نگيري، آنگاه آنان تصاويري از فيلم شما يا يك عكس كه بارها دست به دست شده را روي جلد نشريه‌اي بزنند و از قول شما تيتر بزنند. آنها طي اين دو سال، حواشي زيادي براي من درست كردند، بارها از قول من در رابطه با ديگر بازيگران اظهارنظر‌هاي منفي نوشتند و...
     و مردم و آن بازيگران باور كردند؟

    پورسرخ: مطمئنا بازيگران نه، چون كه براي خودشان هم، چنين موردي پيش آمده و با اين‌گونه ترفندهاي مطبوعاتي آشنايي دارند، مردم هم ديگر پس از سال‌ها، با اين‌گونه موارد به‌طور كامل آشنايي دارند و مي‌توانند با يك نگاه، تنها با يك نگاه، درست را از نادرست تشخيص دهند. چه كار بايد كرد؟
    پورسرخ: كاري نمي‌توان كرد، رويه من در زندگي اين است كه با اين‌حال باز هم احترام بگذارم و همين‌كار را هم مي‌كنم، شايد خجالت زده شوند...
     پس با اين تفاسير مي‌خواهي بگويي كه طي دو سال اخير گفتگوهاي كمي انجام دادي؟
    پورسرخ: دقيقا همين‌‌طور است، اولين گفتگوي من بهار 58 با شما بود و آخرين هم كه فكر كنم، هشتمين يا نهمين گفتگوي من با مطبوعات باشد با شماست.
     و شايعات را چگونه هضم مي‌كني؟
    پورسرخ: به هر حال اين جزوي از زندگي ماست، زندگي ما بازيگران... بايد خودمان را با شرايط وفق دهيم كه مي‌دهيم. اجازه بدهيد مثالي هم برايتان بياورم، در ايام ماه رمضان بود كه براي خريد روزنامه به يك كيوسك مطبوعاتي رفتم، تيترهايي از خودم ديدم كه خجالت كشيدم... صاحب كيوسك مرا شناخت و گفت: آقاي پورسرخ واقعا اين همه وقت از كجا مي‌آوريد كه اين قدر گفتگو مي‌كنيد، مانده بودم چه بگويم كه البته با توضيحاتم قانع شد.
     به نظر من بهترين كارت «روز سوم» بود، نظر خودت چيست؟ مي‌خواهم بگويم استعدادهايت را به خوبي نمايان ساختي.
     پورسرخ: البته بستگي به كارگردان دارد، در «وفا» من بازيگر ناشناخته‌اي بودم اما لطيفي به خوبي از من بازي گرفت و نتيجه‌اش را هم ديديد. روز سوم يك كار بسيار بزرگ در سينماي جنگ بود كه فكر كنم آنهايي كه اين فيلم را ديدند با رضايت، سالن سينما را تنگ كردند.
     و اما شكرانه؟ خيلي‌ها تصورشان اين بود كه بازي پورسرخ با توجه به علاقه‌منداني كه دارد، همه را پاي تلويزيون ميخكوب مي‌كند اما قرعه به نام ميوه ممنوعه و اغما افتاد و آنها تماشاگرپسند شدند، نظرت چيست؟
    پورسرخ: ببينيد، نمي‌شود گفت شكرانه كار ضعيفي بود، اما بايد اشاره كنم كه كار قوي هم نبود آن هم دليل دارد، به هر حال براي گروه تجربه جديدي بود كه روبه‌روي بازيگران تاجيكي بازي كنند. بگذاريد مثالي براي شما بزنم، ديديد در زمين فوتبال، زماني كه دو تيم تهاجمي بازي مي‌كنند، بازي زيبايي از آب درمي‌آيد، اما زماني كه يكي از تيم‌ها، به دفاع مي‌پردازد و از بازي تهاجمي رو بر مي‌گرداند، آن ديدار قشنگ نمي‌شود، در شكرانه هم به نوعي همين وضعيت را داشتيم كه البته بايد اشاره كنم نبايد كار گروه را زير سوال برد، گروه سعي خودش را كرد اما زمان كم باعث شده بود كه بازيگران تاجيكي نتوانند آن‌طور كه بايد و شايد، روان بازي كنند، وگرنه تهيه‌‌كننده كار، منصور سهراب‌پور، همان كسي بود كه وفا را در لبنان تهيه كرد، تهيه‌كننده‌اي كه كار كردن با او، بسيار راحت است و تمامي امكانات را به بهترين نحو ممكن فراهم مي‌كند يا سعيد سلطاني كه از او مجموعه‌هاي خوب «پس از باران» يا «سال‌هاي برف و بنفشه» را ديده بوديم...
     تصور بيننده اين بود كه صحنه‌ها از هيجان به دور بود يا اين‌كه بازيگران مصنوعي بازي مي‌كردند.
     پورسرخ: البته نظرات متفاوت است اما اگر زمان بود و سكانس‌ها توسط بازيگران تاجيكي بيشتر تمرين مي‌شد، كار بهتر از آب درمي‌آمد، كما اين‌كه ديديم سكانس‌هاي مربوط به تهران توسط هوشنگ توكلي، مريم كاوياني، حسن جوهرچي و عاطفه رضوي بسيار روان ايفا شد.
     به‌طور كلي امسال از كارهايت راضي بودي؟
    پورسرخ: راستش را بخواهيد، با توجه به حضورم در وفا و صاحبدلان همه در شكرانه از من انتظار داشتند... اما تصورم اين است بنا به دلايلي كه پيش از اين گفتم، انتظارات را نتوانستم برآورده كنم، از اين رو بايد بگويم نه، «راضي نيستم». اما وضع در پسران آجري بهتر بود.
     با پتانسيلي كه از تو سراغ داريم، مي‌دانيم كه اين تمام استعداد‌هايت نيست؟ خوب از تاجيكستان بگو، چه‌طور بود؟
    پورسرخ: مردماني بسيار مهربان دارد كه فرهنگ آنان به ايراني‌ها بسيار نزديك است، مردماني چشم بادامي كه به زبان فارسي صحبت مي‌كنند، مردماني دوست داشتني كه ايران را بسيار دوست داشتند، گرچه همان‌طور كه مي‌دانيد، اين سرزمين سال‌ها پيش جزيي از ايران بود. برايم جالب بود كه روي اسكناس‌ها تصاويري از رودكي و ابوعلي‌سينا بود. همچنين مجسمه‌هاي زيادي در سطح شهر دوشنبه از مشاهير ايراني چون رودكي، عطار، ابوعلي‌سينا، محمد بلخي و... به چشم مي‌خورد كه اين افراد را از افتخاراتشان مي‌دانستند. طي مدت دو ماه حضور در شهر دوشنبه، خاطرات زيبايي در ذهنم نقش بست، اگر فرصت كنم، دوباره براي يك سفر تفريحي به آن‌جا مي‌روم...
     خاطرات به يادماندني از تاجيكستان در ذهنت هست؟
    پورسرخ: دو شماره پيش مجله به مطالبي اشاره كرديد كه فكر كنم ديگر نيازي به تكرار آن نباشد، اما نقاط ديدني شهر، رستوران ايراني شهر دوشنبه، رستوران هندي در شهر كه من از مشتريان پروپاقرص آن بودم، از خاطرات خوب من است، گرچه پس از بازگشت از آن‌جا، دچار آلرژي پوست شدم كه تا يك هفته خيلي اذيتم كرد. همچنين در اواسط كار بود كه چند تن از اعضاي گروه دچار سرماخوردگي شده بودند، آقاي سهراب‌پور براي اين‌كه ديگر اعضاي گروه سرما نخورند، پزشكي آورد كه به تمامي اعضاي گروه، يك سرنگ تزريق كرد. به هر حال تجربه جديدي بود...
     پوريا پورسرخ، الگويي هم در بازيگري دارد.
    پورسرخ: پرويز پرستويي، ديوانه‌وار بازي او را دوست دارم...
     و مي‌تواند الگوي خوبي براي طرفدارانش باشد؟
    پورسرخ: نمي‌دانم، تا نظر مردم چه باشد.
     واژه‌هايي را نام مي‌برم كه بايد خيلي سريع درباره آنها نظرت را بدهي؟
    پورسرخ: بفرماييد، آماده‌ام.
     خودت: يك انسان عادي مثل تمامي انسان‌ها
     علم : براي هر انساني لازم است
     اميد: اگر از انسان اميدش گرفته شود، بدبخت‌ترين موجود روي زمين مي‌شود.
     اخلاق: به نظر من كسي كه اخلاق ندارد، جزوي از اشياست.
     ازدواج: براي ازدواج بيش از جنگ رفتن شجاعت لازم است (مي‌خندد)
     اعتماد به نفس: روزي جايي خواندم كسي كه به خودش اطمينان دارد، به تعريف كسي احتياج ندارد.
     انسان: انسانيت به صورت نيست به صفاست.
     شانس و اقبال: كسي كه به اميد شانس زنده باشد، سال‌ها قبل مرده است.
     پدر و مادر: يك مادر خوب به صد استاد و آموزگار برتري دارد و يك پدر، ميراثي گرانبهاتر از نام نيك نمي‌تواند براي فرزندان خود بر جاي بگذارد.
     پول و ثروت: اختراع پول، قاتل خوشبختي بشر شد (و باز هم مي‌خندد)
     موفقيت: يوناني‌ها مي‌گويند: انسان هرگز از موفقيت سير نمي‌شود.
     تجربه: اگر به زدن عينك عادت نداريد، عينك تجربه بر چشمتان بزنيد و اگر به عينك زدن عادت داريد، روي آن باز هم عينك تجربه به چشم بزنيد.
     غرور و تكبر: در زندگي يك فرد، ثروت حقيقي، مهرباني است و بينوايي حقيقي‌ همان خودخواهي است.
     چاپلوسي: افرادي بيشتر موفق شده‌اند كه كمتر تعريف شنيده‌اند.
     جواني: ستاره‌اي است كه تنها يك‌بار در آسمان عمر طلوع مي‌كند.
     حسادت: حسادت در افراد، نشانه بارز بي‌لياقتي آنان است.
     خوشبختي: آدم بدبخت همه لوازم خوشبخت بودن را در اختيار دارد به جز اراده خوشبختي.
     خيانت: حيله و خيانت معمولا از اشخاص ناتوان سر مي‌زند.
     شهرت: شهرت كاذب مثل اسفنج است، با آب غرور سير مي‌شود و با حرارت خشك مي‌شود.
     عشق: گوهري است گرانبها، به شرطي كه با عفت همراه باشد.
     مرگ: مرگ يك‌بار مي‌آيد، اما ترس فرا رسيدن آن در طول عمر، آدمي را زجر مي‌دهد.
     اتومبيل: همان پاترول مشكي‌ام را خيلي دوست دارم.
     و پسران آجري: (يكه مي‌خورد) اي بابا، از كجا به كجا رفتيد... آنهايي كه پسران آجري را ديدند هيچ، اما آنها كه نديدند... فيلم يك مضمون اجتماعي دارد و داستان سه پسر است كه دوران كودكي خود را در پرورشگاه مي‌گذرانند. بزرگ كه مي‌شوند هر كدام به دنبال كاري مي‌روند، پورسرخ معلم زبان فرانسه مي‌شود و در فيلم عاشق شاگردش، بهنوش طباطبايي مي‌شود، اما پدرش كه نقش او را ابوالفضل پورعرب بازي مي‌كند مخالف اين ازدواج است، تيرداد كيايي، در يك نمايشگاه ماشين كار مي‌كند كه صاحب آن بيوك ميرزايي است و او را به اعتياد مي‌كشاند، فرزاد فرزين هم كه در نقش خودش، يك خواننده بازي مي‌كند و به دنبال كنسرت و مجوز آلبومش است، او در فيلم عاشق مارال فرجاد مي‌شود و در پايان فيلم هم مي‌بينيم اين سه پسر كه هميشه با هم هستند به عشقشان مي‌رسند.
     باز هم در مجموعه‌هاي تلويزيوني بازي خواهي كرد؟
    پورسرخ: در حال حاضر مجموعه تلويزيوني «ساعت شني» را در نوبت پخش دارم، البته اين مجموعه را مدتي پيش بازي كردم كه تازه مي‌خواهد پخش شود.
     و در پايان؟
    پورسرخ: آرزوي سربلندي براي تمامي ايرانيان در هر كجا كه هستند، دارم. قدر كشورمان را بدانيم و شكرگزار نعمت‌هاي خداوند باشيم.

 

 

======================================

 

تجلیل از برنامه سازان رمضان

 مراسم تجليل از برنامه سازان برنامه های ماه مبارک رمضان در شبکه تهران با حضور مدیران، برنامه سازان و هنرمندان این شبکه 10 آبان برگزار شد
 
 مراسم تجليل از برنامه سازان برنامه های ماه مبارک رمضان در شبکه تهران با حضور مدیران، برنامه سازان و هنرمندان این شبکه 10 آبان برگزار شد .
در آغاز این مراسم مجید رجبی معمار مدیر شبکه تهران ضمن ارائه توضیحاتی درباره برنامه های شبکه تهران در ماه مبارک رمضان ، این زمان را فرصت مغتنمی جهت ایجاد ارتباط مناسب و مطلوب با مخاطبان و ارائه پیام های محتوایی و معنوی به آنان دانست ، وی با اشاره به آمار برخی نظرسنجیهای انجام شده ، برنامه های این شبکه را برای مخاطبان مناسب بر شمرد و افزود ، مجموعه نان و ریحان که هر شب درلحظات افطار از شبکه تهران پخش می شد، ترتیل قرآن به صورت ویژه که توسط استاد کریم منصوری برای شبکه تهران تهیه و پخش می شد و همچنین جشن رمضان که امسال نیز چون ماههای گذشته سی شب به صورت زنده و مستقیم هر شب تهیه و پخش گردید از برنامه های مورد پسند مخاطبان بوده است .
وی همچنین ضمن تقدیر از عوامل سازنده و فیلم سینمایی ماه منیر افزود این کار که اولین تجربه خانم شهره لرستانی در عرصه نویسندگی و کارگردانی است، با اقبال و توجه خوبی از سوی بینندگان مواجه شد . مدیر شبکه تهران به تجربه ساخت سریال شکرانه در ایران و تاجیکستان اشاره نمود و ضرورت گسترش فعالیتهای فرهنگی بین ملل مسلمان و پارسی زبان را یاد آور شد ، وی از دست اندرکاران این سریال و سفارت تاجیکستان که همکاری مناسبی نموده بودند تقدیر کرد . جشن رمضان ، نان و ریحان ، سریال شکرانه ،فیلم سینمایی ماه منیر ، پول کثیف از جمله برنامه های بودند که در این مراسم مورد تقدیر قرار گرفتند و همچنین از تهیه کنندگان سابق برنامه های اجتماعی امروز تهران ، صبح تهران ، در استان ، در شهر نیز تقدیر به عمل آمد . در این مراسم که با حضور جمعی از تهیه کنندگان ، هنرمندان سریالها و مجریان برنامه های رمضان و همچنین با حضور سفیر جمهوری تاجیکستان در ایران برگزار شد ، دولتمند خالف خواننده تیتراژ سریال شکرانه به صورت زنده به اجرای مراسم پرداخت .
************************************************************ - حاشیه های مراسم : - شیفا صفرآوابازیگر نقش نادیا ، حبیب ا... عبدالرزاق بازیگر نقش یاور ، سفیر تاجیکستان در ایران ، دولتمند خالف ، از مهمانان خارجی این مراسم بودند که ضمن دریافت لوح تقدیر شبکه تهران با هدایای نفیس صنایع دستی ایران مودرو تجلیل قرار گرفتند .
- پوریا پورسرخ ، حسن پورشیرازی ، فاطمه گودرزی ، حسن اسدی ، زیبا بروفه ، فرهاد جم ، رضا رویگری ، فرهاد قائمیان ، عاطفه رضوی ، مریم کاویانی ، افسر اسدی از بازیگران نام آشنای حاضر در این جشن بودند .
- احسان خواجه امیدی خواننده تیتراژ پول کثیف که جزء مهمانان این جشن بود با اجرای بخشی از تیتراژ بصورت زنده حضور خود را رونق بخشید .
- تهیه کنندگان و مجریان برنامه های اجتماعی و مذهبی شبکه تهران از جمله دکتر محمد نظری، خانم امیرشاهی ، خانم امینیان ، خانم آقاجانیان ، شهیار سعیدنیا ، اسماعیلی ، ناصر خیرخواه و .... از دیگر مهمانان برنامه بودند .
- بهمن هاشمی و افشین زینوزی مجریان این برنامه بودند . - مراسم تقدیر از برنامه سازان ماه مبارک رمضان در شبکه تهران با مشارکت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران در مجموعه اریکه ایرانیان برگزار شد

---------------------------------------------------------------------------------

 

مصاحبه با شیفا صفروا


پخش سریال شکرانه در تاجیکستان




این هفته سریال "شکرانه" که از 30 قسمت عبارت است، در تلویزیون دولتی تاجیکستان به نمایش درآمد. این فیلم را چند ماه پیش منصور سهراب پور، تهیه کننده ایرانی در دوشنبه فیلمبرداری کرد.

چندی از هنرپیشه های تاجیک در این فیلم نقش آفریدند. از جمله مصاحبه ای که بی بی سی با هنرپیشه نقش اول این فیلم انجام داد، قسمت هایی از این مصاحبه را می خوانیم.

شفا: " قبل از همه ماه مبارک رمضان را بر کلیه مسلمانان عالم تبریک می گویم و از درگاه یزدان پاک برای همگی قلب پر از مهر و روح بی شکست را طلبگار هستم."

سوال - "شفا خانم، در مورد آن که چگونه برای اجرای قهرمان اصلی فیلم "شکرانه" پذیرفته شدی، بگو."

شفا: "یک روز یکی از دوستان مادرم که در گذشته هنرپیشه تئاتر بوده، به خانه تلفن کرد و پیشنهادی را برایم کرد. من اصلا نمی خواستم نه در فیلم و نه در جای دیگر نقش بازی کنم، چون فکر می کردم که از عهده این کار بر نخواهم آمد.

با درخواست زیاد مادرم رفتم نزد کارگردان فیلم، آقای سهراب پور و چند صحنه کوچکی هم اجرا کردم و بعدش آنها رفتند ایران و پس از چند هفته برایم زنگ زدند و گفتند که "شما را تبریک می گوییم، برای نقش اول شما پذیرفته شدید."

بعد مادرم زیاد با من کار کرد که نقش این قهرمان را خوب بازی کنم. و هیات تهیه فیلم هیات خوبی بود، از جمله پوریا که نقش حامد را در این فیلم اجرا می کرد، مشورت می داد و همیشه آماده بود که هر لحظه به من کمک کند.

سیید سلطانی که تهیه کننده فیلم بودند، برای من قوت دل بودند و من که تجربه در فیلم نقش آفریدن را نداشتم، همیشه در بر من بودند.

بعدا هنرپیشه های موفق کشور ما نیز در این فیلم نقش آفریدند، مثل استاد حبیب الله عبدالرزاقف، شیرعلی عبدالقیسف و همبازی من نیک قدم که صحنه های زیادی داشتیم با هم و شهرت، شاید بازی موفقانه آنها بود که من توانستم در مقابل آنها بازی کنم."

سوال -- "از آن کاری که انجام دادی، یعنی اجرای نقش در فیلم، خوشت آمد یا نه؟"

شفا: "البته در آغاز گفتم، هرگز در اندیشه این نبودم که من می توانم در فیلمی بازی کنم و حتی یک ذره در اندیشه ام بود که دیگر اصلا چنین کاری نخواهم کرد، اما حالا دیگر فیلم تمام شد، می توانم بگویم که البته اگر چنین پیشنهادی بشود، شاید باز هم خواهم پذیرفت، چون این فیلم در دلم اثری قوی گذاشت."

سوال -- "گروهی که طی این چند هفته در تاجیکستان فیلم برداری می کردند، قبلا نیز در این جا بوده اند یا نه؟"

شفا: "اکثرا برای نخستین بار بوده که تاجیکستان را می دیدند و خاطرات خوبی هم داشتند از آن روزهایی که این جا بودند، چون می گفتند که اصلا اینجا احساس غربت نمی کنیم، مردم مهمان نواز و مهربانی دارید و بیشتر بچه های گروه می گفتند که باز هم به تاجیکستان خواهند آمد، نه تنها برای فیلم برداری، همین طور نزد دوستانی که این جا پیدا کرده اند.

به نظرم همین محبت و همدلی و هم بستگی گروه بود که در یک و نیم ماه 30 قسمت نواربرداری و تنظیم شد. بچه ها می گفتند که این کار زیادی است که بعضا ماهها طول می کشدو باقی، بیننده نتیجخ کار ما را خود ارزیابی خواهد کرد..."


 


بي بي سي

 

-------------------------------------------------------------------

 

« شکرانه تجربه ای نو در مسیر تقویت و تحکیم پیوندهای فرهنگی »

 رئیس سازمان صدا و سیما از تلاش هنرمندان و عوامل تولید مجموعه تلویزیونی شکرانه برای تقویت و تحکیم پیوندهای عمیق تاریخی و فرهنگی دو ملت فارسی زبان ایران و تاجیکستان قدردانی کرد.
 
 رئیس سازمان صدا و سیما از تلاش هنرمندان و عوامل تولید مجموعه تلویزیونی شکرانه برای تقویت و تحکیم پیوندهای عمیق تاریخی و فرهنگی دو ملت فارسی زبان ایران و تاجیکستان قدردانی کرد . در این دیدار که با حضور هنرمندان ایرانی و تاجیک این مجموعه تلویزیونی برگزار شد . مهندس ضرغامی « شکرانه » را تجربه ای نو در مسیر مبادلات فرهنگی ایران و کشورهای فارسی زبان دانست و ابراز امیدواری کرد این مسیر با قدرت و هوشمندی تداوم یابد .
وی تاکید کرد که ادبیات و زبان فارسی همانگونه که عامل وحدت و انسجام اقوام مختلف در کشور است با سابقه طولانی در منطقه می تواند زمینه تحکیم دوستی و نزدیکی بیشتر ملتهای فارسی زبان باشد . وی همچنین بر محدودیت ها و حساسیت های ویژه تولید برنامه های تلویزیونی مشترک با سایر کشورها اشاره کرد و گفت : حفظ جایگاه دو ملت در چنین برنامه هایی از اهمیت زیادی برخودار است و این حساسیت در مجموعه تلویزیونی شکرانه به خوبی مورد توجه قرار گرفت . عبدالرزاق هنرمند تاجیک مجموعه تلویزیونی شکرانه در این دیدار با ابراز خرسندی از حضور در این مجموعه تلویزیونی گفت : هنرمندان و تمام مردم تاجیکستان خود را ایرانی می دانند و علاقه ای ویژه به ادبیات ، فرهنگ و ملت بزرگ ایران دارند . وی با اشاره به پیوندهای عمیق تاجیکستان با فرهنگ و تمدن چند هزار ساله ایران گفت : « شکرانه » گوشه ای از این ارادت و دوستی بی پایان را به تصویر کشیده است .
عبدالرزاق به استقبال گسترده مردم تاجیکستان از پخش این مجموعه تلویزیونی در آن کشور اشاره و ابراز امیدواری کرد مردم ایران نیز با چنین مجموعه هایی بیشتر با همزبانان تاجیک خود آشنا می شوند .
رجبی معمار مدیر شبکه 5 سیما و سهرابی تهیه کننده مجموعه تلویزیونی شکرانه نیز در این دیدار توضیحاتی درباره نحوه ساخت و مشکلات تولید مشترک این مجموعه تلویزیونی در ایران و تاجیکستان ارائه کردند

 

 

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××

پوستر

 

 

----------------------------------------------------------------------

 

یا علی

!! نوشته شده توسط آرزو | 11:0 بعد از ظهر | شنبه 12 آبان1386 •

عکس+خبر+پوستر+مطلب

سلام به همگی...مرسی از حضور گرمتون...

ممنون...امیدوارم که حال همتون خوب خوب باشه...تقریبا یک ماهی

از سال تحصیلی میگذره و فکرکنم هر روز دارین با درس و مشقا سر کله میزنین..

امیدوارم همگی موفق باشین....

خوب آپ امروز هم شامل تعدادی پوستر که خودم درست کردم...و تعدادی عکس از فاطیما بهارمست که لطف کرد و فرستاد و ایشون هم در ساعت شنی

حضور داره در ادامه مطلب گذاشتم

اخبار جدید آقای پورسرخ و مطالب و چیزای دیگه س و امیدوارم که لذت ببرین

خوب اینم از آپ امروزمون

 

 

 

 


 

================================

 

 

------------------------------------------------

 

ساخت سريال 16+

سريال «ساعت شني» كه تمامي 26 قسمت آن براي بازبيني به شبكه اول سيما تحويل داده شده است براي نخستين بار موضوع «رحم اجاره‌اي» را در تلويزيون مطرح مي‌كند و كارگردان اين سريال اعلام كرده است كه تماشاي اين سريال براي افراد زير 16 سال توصيه نمي‌شود.

«ساعت شني» درباره خانم دكتري (با بازي رويا نونهالي) است كه متخصص زنان و زايمان است اما خود بچه‌دار نمي‌شود. او تصميم‌ مي‌گيرد يك رحم واسط (اجاره‌اي) پيدا كند و از طريق آن رحم بچه‌دار شود.
سريال «ساعت شني» آخرين مراحل صداگذاري را در روزهاي گذشته پشت سر گذاشت تا ساخته بهرام بهراميان از چهارشنبه (9 آبان ماه) به روي آنتن‌ برود.
به گزارش ايسنا، سريال «ساعت شني» در زمره‌ي پر بازيگرترين مجموعه‌هاي سال‌هاي اخير تلويزيون قرار مي‌گيرد و براي نخستين بار موضوع «رحم اجاره‌اي» را در تلويزيون مطرح مي‌كند.
بازيگراني چون رويا نونهالي، رويا تيموريان، ژاله علو، داريوش ارجمند، مهرآورده شريفي‌نيا، بيژن امكانيان، كورش تهامي، كمند اميرسليماني، پوريا پورسرخ، شهره لرستاني، سام درخشاني و آزيتان حاجيان در آن به ايفاي نقش پرداخته‌اند.
خبرنگار ايسنا با حضور در آخرين مرحله‌ي صداگذاري شاهد شركت بازيگران اين مجموعه تلويزيوني بود كه به ترتيب و در فواصلي نيم ساعته در دفتر تدوين و صدا حاضر شدند تا قسمت‌هايي از ديالوگ‌ها كه به لحاظ صدا در حد قابل قبولي نبود را تكرار كنند.
تدوين سريال «ساعت شني» نيز به پايان رسيده است و تنها مرحله ي باقي مانده ساخت موسيقي است كه توسط اميد كرامتي در حال انجام است. همچنين 10 تيزر براي پخش از شبكه اول سيما آماده شده كه در هر آنونس دو بازيگر اين سريال معرفي مي‌شوند و قرار است از اين‌شب‌ها به روي آنتن شبكه اول برود.
سريال «ساعت شني» كه تمامي 26 قسمت آن براي بازبيني به شبكه اول سيما تحويل داده شده است براي نخستين بار موضوع «رحم اجاره‌اي» را در تلويزيون مطرح مي‌كند و كارگردان اين سريال در گفت‌وگويي با ايسنا اعلام كرده است كه تماشاي اين سريال براي افراد زير 16 سال توصيه نمي‌شود.
«ساعت شني» درباره خانم دكتري (با بازي رويا نونهالي) است كه متخصص زنان و زايمان است اما خود بچه‌دار نمي‌شود. او تصميم‌ مي‌گيرد يك رحم واسط (اجاره‌اي) پيدا كند و از طريق آن رحم بچه‌دار شود.
به گفته‌ي بهرام بهراميان، در «ساعت شني» معضلات اجتماعي زنان در جامعه مطرح مي‌شود و اين سريال بيشتر قصد دارد عواقب فقر فرهنگي هنري و اقتصادي زنان و دختران حال حاضر را به تصوير بكشد.
در ادامه داستان «ساعت شني» كه در اختيار ايسنا قرار گرفته آمده است: بعد از اين كه زني تقبل مي‌كند، حامل قرار گيرد، عاشق بچه مي‌شود؛ عدم هماهنگي اخلاقي لازم، باعث تضاد و نهايتا فرار فرد از خانه دكتر مي‌شود.زن مذبور كه جا و مكاني ندارد مجبور به خيابان خوابي مي‌شود از افراد متفاوت جامعه با اخلاق رفتار و منش‌هاي متفاوت فكري گذر مي‌كند.
به گزارش ايسنا، «ساعت شني» با پرداختن به مسائل اجتماعي و روزانه جامعه، دومين ساخته بهراميان پس از سريال «مشق عشق» محسوب مي‌شود.
اين سريال ابتدا قرار بود توسط رسول صدر عاملي ساخته شود اما با انصراف وي كارگرداني به بهراميان سپرده شد.
تصوير برداري «ساعت شني» از سال گذشته آغاز شد و عليرضا برازش (مديرشبكه اول) مرداد ماه سال 85 در گفت‌و گويي با ايسنا اعلام كرده بود كه 50 درصد از تصويربرداري اين سريال تمام شده است. اين سريال هم‌چنين فرودين ماه سال 86 آخرين مراحل تدوين را پشت سر مي‌گذارد و حتي گفته مي‌شد كه قرار است ارديبهشت ماه 86 به روي آنتن برود اما «ساعت شني» تا آبان ماه امسال به تاخير افتاد تا شاهد پخش اين سريال در اوايل آبان ماه 86 باشيم.
عوامل تهيه و توليد مجموعه تلويزيوني ساعت شني:
نقش آفرينان ديگر:صدرا حجازي، سارا سلطاني، احمد عباسقلي،بهار ارجمند،نسرين مقانلو، برزو ارجمند و با معرفي: ليندا كياني، مهدي بدلو، شمس صادقي، حميد بهراميان و حسن بخاريان
انتخاب بازيگران: محمدرضا شريفي‌نيا
نويسنده:احمد رفيع‌زاده
جلوه‌هاي ويژه رايانه‌اي: هديش بيگدلي شاملو
جلوه‌هاي ويژه ميداني: داوود رسوليان
جلوه‌هاي ويژه‌ رنگي: ميثم كمالي
اجراي گريم: ساقي شاهمرادي، دانيل حقيقت
منشي‌صحنه: شيدا باسله‌چي/برنامه‌ريز: اميرحسين عسكري، حميد بهراميان/دستيار اول كارگرداني: آلاله هاشمي/جانشين توليد: حسين ناحي/صداگذاري: مهرداد جلوخاني
صدا برداري: بهروز معاونيان، اصغر شاهوردي/طراح صحنه و لباس: مجيد لياجي
طراحي گريم: مهين نويدي/آهنگساز: اميد كرامتي/سرپرست تدوين: مهدي حسيني وند
تدوين: رضا مطهري/نور: حسين كريمي/مديرتصوير برداري: سيروس عبدلي، محمد افسري، ابراهيم غفوري/مجري طرح و مدير توليد: اردشير ايران نژاد/تهيه كننده: سيدرضا شكر

------------------------------------------------

 

دانلود ریمیکس اهنگ محمد اصفهانی(وفا)

 

http://files.myopera.com/music-world/irani/Vafa-Remix%20By%20Dj%20Arash.mp3

 

=====================

پوستر

 

سه روز با پسران آجری در سینما ایران

هنرمندان فیلم پسران آجری به مدت 3 روز از تاریخ 7 آبان ماه از ساعت 18 الی 23 در سینما ایران حضور خواهند داشت وعلاقه مندان می توانند با هنرمندان مورد علاقه خود دیداری تازه کنند. پوریا پورسرخ – فرزاد فرزین – بهنوش طباطبائی – تیرداد کیایی و ابوالفضل پورعرب به همراه مجید قاری زاده نویسنده ، تهیه کننده و کارگردان فیلم در این مکان حضور خواهند داشت

 

 

اکران خصوصی پسران آجری در سینما فلسطین

فیلم سینمایی پسران آجری به کارگردانی و تهیه کنندگی مجید قاری زاده یکشنبه در سینما فلسطین برای هنرمندان ، مطبوعات و اهالی سینما نمایش داده  شد . این فیلم که از 18 مهر ماه و همزمان با عید سعید فطر نمایش خود را آغاز کرده است در هفده سینما به نمایش خود ادامه می دهد. پوریا پورسرخ – فرزاد فرزین – بهنوش طباطبائی – تیرداد کیایی – شراره دولت آبادی و ابوالفضل پورعرب بازی کرده اند.

 

 

-------------------------------

 

پوریا پورسرخ: می خواهم مدتی در تلویزیون بازی نكنم

پوریا پورسرخ معتقد است: اكران یا پخش فیلم ها یا سریال ها پس از گذشت مدتی از ساخت آن، باعث كاهش تازگی بازی بازیگران آن می شود.

پوریا پورسرخ معتقد است: اكران یا پخش فیلم ها یا سریال ها پس از گذشت مدتی از ساخت آن، باعث كاهش تازگی بازی بازیگران آن می شود.
این بازیگر كه سریال «ساعت شنی» را در نوبت پخش دارد (پس از پایان سریال «مدار صفر درجه») در گفتگو با ایسنا خاطرنشان كرد: یك سری از عوامل از اختیار بازیگران خارج است. به عنوان نمونه مدت ها پیش در سریال خوب «ساعت شنی» بازی كرده ام؛ علاوه بر آن نخستین اثر سینمایی من كه دو سال پیش در آن حضور داشتم، هنوز اكران نشده است. این در حالی است كه امكان دارد این آثار همزمان در معرض دید عموم قرار بگیرند و موجب زیاد دیده شدن بازیگر در مقطعی شوند. بازیگر سینمایی «روز سوم» و ایفاگر نقش حامد در «شكرانه» در ادامه گفت: اصلاً دوست ندارم كه پس از سریال رمضان ،۸۶ در تلویزیون بازی كنم؛ قصد دارم تا یك مقطعی در آثار سیما حضور نداشته باشم. وی درباره «ساعت شنی» و پخش آن بعد از مجموعه مناسبتی رمضان گفت: من بر اساس تجربه خودم در این سریال بازی كردم كه اگر این سریال، اثر بدی بود، امكان داشت كه ذهنیت مردم را از من پس از دیدن «شكرانه» خراب كند. پورسرخ درباره تكرار بازیگران در سریال های تلویزیونی گفت: اكنون بازیگران خوبی كه امكان حضور در تلویزیون یا سینما را پیدا نكرده اند، كم هستند. البته بازیگران به ویژه جوانان نسبت به حضور افراد جدید موضع می گیرند و این اتفاق را بارها به چشم خود دیده ام. وی با تاكید بر این كه متأسفانه همه ما می ترسیم كه فرد جدیدی وارد عرصه بازیگری شود، گفت: برخی نگرانند جای آن ها را بگیرند و در این شرایط حتی بازیگر دختر به پسر یا بازیگر پسر به دختر موضع گیری می كند. این در حالی است كه امكان ندارد نقش یك دختر را به من بازیگر مرد بدهند پورسرخ مجدداًتصریح كرد: برخی بازیگران پسر از بازی مقابل بازیگر تازه كار دختر امتناع می كنند. پورسرخ در ادامه درباره حضور خود در سریال های ماه رمضان گفت: پس از انجام یك ریسك و ارائه یك تیپ در «صاحبدلان» به علاوه تحمل فشارهایی كه به علت مطرح شدن «روز سوم» در جشنواره روی ما بود، پیشنهاد بازی در «شكرانه» را قبول كردم. البته نقشی كه بازی كردم، هیچ شباهتی به خلاصه داستان نداشت. این بازیگر در پایان درباره بازی با هنرپیشگان خارجی گفت: ترجیح می دهم با همتایان ایرانی خود كار كنم.

خبر : «ساعت شني»، بهرامیان آبان ماه به راه می افتد

سريال «ساعت شني» ساخته بهرام بهراميان که براي نخستين بار موضوع «رحم اجاره‌اي» را در یک سریال تلويزيونی مطرح مي‌كند، با پشت سر گذاشتن مراحل صداگذاري برای پخش از شبکه اول سیما آماده شد.
به گزارش رسانه خبری شبکه اول سیما در این سریال بازيگراني چون رويا نونهالي، رويا تيموريان، ژاله علو، داريوش ارجمند، مهرآورده شريفي‌نيا، بيژن امكانيان، كورش تهامي، كمند اميرسليماني، پوريا پورسرخ، شهره لرستاني، سام درخشاني و آزيتان حاجيان در آن به ايفاي نقش پرداخته‌اند.
سريال «ساعت شني» كه در 26 قسمت 45 دقیقه ای تولید شده؛ درباره یک پزشک خانم متخصص زنان و زايمان است که بچه‌دار نمي‌شود. او تصميم‌ مي‌گيرد يك رحم واسط (اجاره‌اي) پيدا كند و از طريق آن بچه‌دار شود. پیش بینی می شود اين سريال آبان ماه جاری در روزهای چهارشنبه ساعت 22از شبکه اول سیما پخش شود.
سایر عوامل توليد ساعت شني عبارتند از: نويسنده: احمد رفيع‌زاده ، جلوه‌هاي ويژه رايانه‌اي: هديش بيگدلي شاملو، جلوه‌هاي ويژه ميداني: داوود رسوليان، جلوه‌هاي ويژه‌ رنگي: ميثم كمال، اجراي گريم: ساقي شاهمرادي، دانيل حقيقت، منشي‌صحنه: شيدا باسله‌چي، برنامه‌ريز: اميرحسين عسكري، حميد بهراميان، جانشين توليد: حسين ناحي/صداگذاري: مهرداد جلوخاني، صدا برداري: بهروز معاونيان، اصغر شاهوردي، طراح صحنه و لباس: مجيد لياجي، طراح گريم: مهين نويدي، آهنگساز: اميد كرامتي، تدوين: مهدي حسيني وند، مديرتصوير برداري: سيروس عبدلي، مجري طرح و مدير توليد: اردشير ايران نژاد، تهيه كننده: سيدرضا شكري. محصول گروه فیلم و سریال شبکه اول سیما

 

------------------------

کاریکاتور محمد اصفهانی

 

 

همگی در پناه حق باشین


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط آرزو | 8:0 قبل از ظهر | چهارشنبه 9 آبان1386 •