تبليغاتX
.....:جزیره--هنرمندان:.....

 

به شکرانه آن گنج پنهان که خود را آشکار ساخت

 

با سلام خدمت تمامی دوستای عزیزم...امیدوارم که حال همگی خوب باشه...مرسی که همیشه به وبلاگ سر میزنین و منو تنها نمیزارین...ببخشید اگه فاصله بین اپهام زیاد شده...فشارهای درسی نمیزاره....خودتون بهتر میدونین....

 

خوب اینم از اپ امروزمون امیدوارم که لذت ببرین...

 

 

نقدی بر پسران آجری

 

 

: سال ها پيش رومن گارى نويسنده فرانسوى روسى تبار، داستانى با عنوان زندگى در پيش رو را به رشته تحرير درآورد كه جايزه معتبر گنكور را برايش به ارمغان آورد.
داستان پسرك ماجراجويى كه هيچ گاه سايه پدر و مادر را بالاى سرش احساس نكرده و تا مدت ها مجبور بوده سخنان پوچ و نگاه هاى آزاردهنده انسان هاى اطرافش را تحمل كند:
« مومو كوچولو، تو مرا به ياد پسرم مى اندازى. . . فردا جشن تولد پسرم است. در چنين روزى به دنيا آمده و من مى خواهم يك دوچرخه برايش بخرم.
هر وقت دلت خواست مى توانى بيايى خانه ما با او بازى كنى. نمى دانم يك دفعه چرا آن طورى شدم.
اما سال ها بود كه نه پدر داشتم و نه مادر و نه حتى يك دوچرخه و حالا هم او با حرف هايش داشت آتش به جانم مى زد. . .» پسران آجرى روايت اين چنين انسان هايى است ، انسان هايى كه به جبر زمانه ، در گوشه پرورشگاه ها رشد و نمو يافته و هيچ گاه معنى و مفهوم محبت والدين را درك نكرده اند.
انسان هايى كه در چهار ديوارى حقيرى به نام آجرى رشد يافته و حال كه مى خواهند سهمشان را از دنيا و آدم هايش بگيرند با چالش هاى عجيب و غريبى دست به گريبان هستند. مجيد قارى زاده ، نويسنده و كارگردان پسران آجرى كه فيلم هايى نظير پدربزرگ و دخترم سحر را در كارنامه دارد، روايتش را از مساله ازدواج يكى از همين جوانان آغاز مى كند.
اميد (پوريا پورسرخ) كه وظيفه تدريس به دخترى از طبقه مرفه به نام ماهور (بهنوش طباطبايى) را بر عهده داشته، به تدريج به وى علاقه مند گشته و اينك هر دو قصد ازدواج با يكديگر را دارند. در اين ميان مطابق انتظار، پدر ماهور (ابوالفضل پورعرب) از در مخالفت وارد گشته و خواستگار ديگر (اميد زندگانى) را ارجح تر از اميد مى داند. گرچه رويكرد قارى زاده در توجه به موضوع كمتر پرداخته شده بچه هاى سرراهى، جالب توجه است، اما زاويه ديد وى به قصه و نحوه پرداخت آن كه تمايلات گيشه گرايانه وى را افشا مى كند، فيلم را دچار ضعف ها و آسيب هاى جدى مى سازد.
در نهايت فيلم در رديف همان ملودرام هاى جوان پسندى قرار مى گيرد كه در سال هاى پايانى دهه هفتاد، پرده سينماهاى كشور را كاملا به تسخير خود در آورده بودند. فيلم هايى كه حضور يك جوان گيتار به دست، دو عاشق و معشوق خوش سيماى دل خسته و كمى چاشنى هيجان، از الزامات اوليه آن ها به شمار مى آمد.
از اين منظر شايد بتوان اكران پسران آجرى را كمى ديرهنگام ارزيابى كرد، گو اينكه فيلم پس از دو سال و اندى تاخير به نمايش عمومى در آمده است.
قارى زاده در كنار داستان اصلى دو داستانك نه چندان پر كشش را نيز روايت
مى كند. قصه دو دوست دوران كودكى و اكنون اميد، كه يكى از آنها (تيرداد كيايى) در نمايشگاه ماشين به كار مى پردازد و با صاحب كار خود درگيرى هاى فراوانى دارد و ديگرى (فرزاد فرزين) آوازه خوانى پيشه كرده است و قصد ازدواج با يكى از دخترهاى پرورشگاه را دارد.
حوادثى كه براى او رقم مى خورد آن چنان كم رمق و نچسب به تصوير كشيده شده كه اصلا به چشم نمى آيد و كاركرد دوست دوم نيز تنها در سطح و در آواز خواندن گاه و بى گاه وى خلاصه مى شود.
در اين ميان فرصت پرداختن به يكى- دو موضوع جذاب و پراهميت، به راحتى از دست مى رود. نگاهى عميق تر به نگرش جامعه به بچه هاى پرورشگاهى مى توانست بر غناى فيلم و بار محتوايى آن بيفزايد.
در عين حال حضور دو جوان اول فيلم در دادگاه ، به منظور دريافت مجوز ازدواج با يكديگر بدون اذن پدر دختر، و بعد انصراف ناباورانه دختر، از ضعف در شخصيت پردازى ها حكايت مى كند. ضعفى كه دامنه اش شخصيت اميد را نيز در بر مى گيرد.
در حالى كه مدام بر تسلط اميد بر زبان فرانسه تاكيد مى گردد، وى حتى در محل كارش نيز هيچ نشانى از اين امر بروز نمى دهد. همچنين وقتى اين شخصيت بناگاه رنگ عوض مى كند و به بهانه حمايت از رفيقش در قامت يك بزن بهادر ظاهر مى شود، خلا شخصيت پردازى مناسب، بيش از پيش احساس مى شود. در عين حال نقش آفرينى بازيگران جوان فيلم نيز چندان چنگى به دل نمى زند. پورياپورسرخ كه در واقع نخستين حضور سينمايى اش را تجربه مى كند، آشكارا در مرحله آزمون و خطا به سر مى برد.
فرزاد فرزين و تيرداد كيايى نيز در اكثر صحنه ها از نمايش صحيح صميمت و رفاقت ميان سه دوست عاجز نشان مى دهند.
اين مساله، به خصوص در سكانس تنهايى سه جوان و گفت وگوى شبانه آنها بر روى نيمكت پارك عينيت مى يابد. جايى كه شكوه و گلايه آن ها از روزگار بخاطر خالى بودن جاى دو اسم پدر و مادر در شناسنامه شان، آن قدر كم حس و حال به تصوير مى آيد كه با خاتمه سكانس، به سرعت كاركردش را از دست مى دهد.
با اين وجود يكى از اتفاقات مثبت فيلم، حضور ابوالفضل پورعرب در نقشى منطبق با سن و سال واقعى خويش است. در حالى كه هنوز هم درتله فيلم ها و سريال هاى تلويزيونى، وى را در قامت جوانى جوياى كار و ازدواج مى بينيم، اين بار تماشاگر او را در سيماى پدرى كه صاحب دخترى در سنين جوانى است، مى بيند و البته باور مى كند. سكانس هاى پايانى فيلم كه با سفر دختر به شهرستان بم به منظور شركت در كنسرت موسيقى يكى از پسران آجرى، همراه است و نمايشگر رضايت نسبى پدر با ازدواج آن دو مى باشد، در زمره همان پايان هاى كليشه اى قرار مى گيرد كه تماشاگر را وادار مى سازد لحظه اى از دنياى واقعيت خارج شده و با حضور در عالم خيال، چنين پايان بى نهايت خوش بينانه اى را متصور شود. در اين لحظات ناخودآگاه اين جمله پسرك باهوش ولى تنهاى كتاب !زندگى در پيش رو در ذهن نقش مى بندد كه: بهترين چيز براى من اين است كه بروم يك جايى زندگى كنم كه واقعيت نداشته باشد با تمام اين اوصاف اكران فيلمى از جنس سينماى بدنه كه وارد ساختن تلنگرى هرچند كوچك، به جامعه غرق در روزمر گى را مدنظر قرار داده، اتفاقى خوشايند است، اتفاقى كه اگر در آينده با دقت و تامل بيشترى همراه گردد، نتايج به مراتب ارزشمندترى را به دنبال خواهد داشت

 

====================================  

 

ساعت شنی


مجموعه "ساعت شنی" نگاه ویژه به سالمندان داردمجموعه تلویزیونی "ساعت شنی" که بر اساس فیلمنامه‌ای از احمد رفیع‌زاده با محوریت مشکلات مختلف اجتماعی در شبکه یک سیما ساخته می‌شود، نگاهی ویژه به سالمندان دارد.حسن شکری تهیه کننده مجموعه تلویزیونی "ساعت شنی" در گفتگو با خبرنگار مهر درباره این مجموعه گفت: "بعد از اینکه طرح مجموعه مورد موافقت سازمان بهزیستی قرار گرفت تا به مسائل و مشکلات مختلف اجتماعی بپردازیم، رفیع زاده فیلمنامه را نوشت و تولید "ساعت شنی" به سفارش گروه فیلم و سریال شبکه اول سیما با مشارکت سازمان بهزیستی شروع شد."
وی در ادامه افزود: "مضمون اثر درباره مسائل و مشکلات مختلف اجتماعی است. در این میان وضعیت، شرایط، امکانات و نوع دیدگاه افراد مختلف جامعه نسبت به معلولان مطرح و مشکلات مبتلایان به بیماری های خاص و معلولیت های مختلف جسمی و ذهنی جامعه بررسی می شود. همچنین در مجموعه "ساعت شنی" برخی دیگر از مشکلات جامعه به خصوص اعتیاد که به صورت مشکل فراگیر اجتماع درآمده و بیش از همه دامنگیر جوانان شده در قالب داستان خانوادگی مطرح شود. دختران فراری هم از دیگر موضوعات مجموعه است."
تهیه کننده "ساعت شنی" در ادامه افزود: "این مجموعه خط پیوسته دارد و قصه با امیرعلی کارشناس بهزیستی شروع می شود که با مسائل مختلف اجتماعی برخورد دارد. علاوه بر آن در این مجموعه ما نگاهی ویژه به سالمندان داریم. "ساعت شنی" در 26 قسمت 45 دقیقه ای تهیه می شود و دو ماه دیگر ضبط آن تمام می شود."
وی درباره تغییر نام این مجموعه از "در انتظار باران" به "ساعت شنی" گفت: " انتخاب "ساعت شنی" به جای " در انتظار باران" به دو دلیل برمی گزدد. اول اینکه انتخاب این نام به معنای گذر عمر بود و از سوی دیگر آدم های آسیب دیده با پیش آمدن گرفتاری برایشان فکر نکنند دنیا به آخر رسیده است. به همین دلیل این نام انتخاب شد."
شکری درباره انتخاب بهرام بهرامیان به عنوان کارگردان این مجموعه گفت: "قصه مجموعه "ساعت شنی" پرشخصیت است و ما حدود 170 بازیگر و 50 تا 60 لوکیشن داریم، به همین دلیل باید کارگردانی انتخاب می شد که به کار اشراف زیادی داشته باشد. من کار قبلی آقای بهرامیان "مشق عشق" را دیده و از آن لذت برده بودم، به همین دلیل کارگردانی این مجموعه را به وی سپردیم."
وی در ادامه افزود: "با وجود اینکه تعداد زیاد بازیگران و لوکیشن ها کار را با مشکل همراه می کرد، اما سعی کردیم بازیگران خوبی چون داریوش ارجمند، رویا نونهالی، رویا تیموریان، بیژن امکانیان، آزیتا حاجیان، مهراوه شریفی نیا، کمند امیرسلیمانی، کورش تهامی، شهره لرستانی، نسرین مقانلو، بروز ارجمند، پوریا پورسرخ، ژاله علو، سام درخشانی و صدرالدین حجازی را جذب مجموعه کنیم."
تهیه کننده مجموعه "ساعت شنی" درباره اینکه معمولاً کارهای سفارشی، شعاری از کار در می آید، شما برای جلوگیری از این امر چه تمهیداتی اندیشید، افزود: "قبل از شروع کار مدیران بهزیستی از ما خواستند به صورت مستقیم به بهزیستی نپردازیم و تبلیغ نکنیم، بلکه ناهنجاری ها اجتماعی را بررسی کنیم. ما هم در این مجموعه از شعاردادن دوری کردیم."
مهدی حسینی وند تدوینگر، سیروس عبدلی مدیر تصویربرداری، اردشیر ایران نژاد مجری طرح و مدیر تولید، بهروز معاونیان صدابردار، محمدرضا شریفی نیا انتخاب بازیگر، مجید لیلاجی طراح صحنه و لباس، مهین نویدی طراح چهره پردازی و حسن نایی دستیار تولید این سریال را بر عهده دارند
 

 

=====================================

 

فیلم کوتاه امیر عزیزی با نوشته و بازی باران کوثری در جشنواره فیلم کوتاه

باران کوثری فیلمنامه نویس « ابله »

باران کوثری با بازی در فیلم کوتاه «ابله» به کارگردانی امیر عزیزی در بیست و چهارمین جشنواره ملی و دوازدهمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران حضور دارد.

به گزارش خبرگزاری فیلم نیوز کوثری که این روزها فیلم سینمایی «توفیق اجباری» (محمد حسین لطیفی) را روی پرده دارد، با حضور در این فیلم توجه به فیلم کوتاه را در اولویت قرار داد.
بر اساس این گزارش، فیلمنامه این فیلم کوتاه را باران کوثری به همراه امیر عزیزی نوشته و در خلاصه داستان آن آمده است:
دو زن، با یک شوهر زندگی می کنند و زن اول به خاطر زندگی اش با زن دوم کنار می آید.
باران کوثری که سال گذشته سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر را برای بازی در فیلمهای «خون بازی» و «روز سوم» دریافت کرد به همراه میثم مولایی (تدوین)، مهدی جعفری (تصویر بردار)، سیامک نیازی (صدا)، امیر عزیزی را در این فیلم همراهی می کند.
به گزارش فیلم نیوز بیست و چهارمین جشنواره ملی و دوازدهمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران از 22 تا 27 آبان ماه سال جاری همزمان در شش استان کشور (همدان، خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان، خراسان شمالی، هرمزگان و خراسان رضوی) در تهران برگزار می شود.

منبع: اختصاصی خبرگزاری فیلم

---------------------------------------------------------------

 

مروری بر کارنامه محمدحسین لطیفی

 

محمدحسین لطیفی که این روزها "توفیق اجباری" را روی پرده دارد، فیلمسازی است که ژانرهای مختلف را در سینما و تلویزیون تجربه کرده و ویژگی برجسته کارنامه او موفقیت عمده کارهایش و پرکاری مفرط است.
به گزارش خبرنگار مهر، در کارنامه کارگردانی لطیفی نام شش فیلم "سرعت"، "عینک دودی"، "دختر ایرونی"، "خوابگاه دختران"، "روز سوم" و "توفیق اجباری" به چشم می خورد.

وی مجموعه‌های تلویزیونی موفق "همسایه ها" با بازی گوهر خیراندیش، علی نصیریان، امین حیایی و محمدرضا شریفی نیا، و "سفر سبز" با بازی امین تارخ، پارسا پیروزفر، لادن مستوفی و آزیتا حاجیان و مجموعه‌های مناسبتی پرمخاطب "وفا" با بازی فرهاد قائمیان، پوریا پورسرخ و هانیه توسلی و "صاحبدلان" با بازی حسین محجوب، محمد کاسبی و باران کوثری را هم در کارنامه خود ثبت کرده است.

با نگاهی به آثار سینمایی او به نظر می آید حداقل در این چند فیلم مولفه مشترک و به نوعی شخصی که بتوان امضا ویژه لطیفی را به آن نسبت داد، به چشم نمی خورد. هر چند معتقد است همان گونه که هر انسانی چند دغدغه مختلف دارد که در آن میان یکی از بقیه برجسته تر است، او هم در هر کدام از فیلم هایش به یکی از دغدغه هایش پرداخته است.

اکشن و هیجان در "سرعت"، کمدی در "عینک دودی"، "دختر ایرونی" و "توفیق اجباری"، وحشت و کمدی در "خوابگاه دختران" و دفاع مقدس در "روز سوم". در این میان او "روز سوم" را برخاسته از دغدغه های مهم خود می داند و ابایی ندارد از تجربه کردن.

"سرعت" با فیلمنامه حسن نجاریان، مهرداد خوشبخت و حمیدرضا محسنی به مسابقات رالی و اتومبیلرانی می پرداخت. فیلمی اکشن و مهیج که به جهت پرداختن به این وجه تازگی خاصی در زمان خود داشت و بدل به فیلمی شد که ادعایش هم چندان زیاد نبود. فیلمی با تکیه بر قصه کلیشه ای و مطابق با فیلمنامه های اینچنینی که الگویی خاص دارند و معمولاً بر مبنای رقابتی چیده می شوند که به رویارویی دو قطب می انجامد.

پرداختن به جنگ و دفاع مقدس از حاشیه هایی است که به خاطر ایرانی کردن قصه، روابط و مسائل آدم ها وارد فیلم شده و نهایتاً جذابیت های بالقوه مسابقه، رالی و ... باعث شد فیلم بدون آنکه ارزش هنری خاصی برای سازنده اش به ارمغان بیاورد، دیده و به عنوان فیلمی برای ورود به سینما در کارنامه لطیفی تحلیل شود.

"عینک دودی" با فیلمنامه اصغر عبداللهی نویسنده مستقل سینمای ایران ساخته شد. یک کمدی که در زمان خود توانست مخاطب را به سینماها بکشاند و از قابلیت‌های زوج معتمدآریا ـ طهماسب استفاده خوبی کند. فیلم توانست با یک قرینه پردازی سهل بین زوج های حاضر در فیلم، به نوعی این سهل بودن را در وجوه کمدی کمرنگ کند.

به علاوه جذابیت کلیشه زدایی از برخی تیپ ها و پایان تا حدی غیرقابل پیش بینی از نقاط قوت "عینک دودی" بود. به عنوان مثال تیپ لمپن و جاهل که معمولاً قطب منفی فیلم هاست با وجود پررنگ نمودن وجوه لمپنی وی کاراکتری منفی نیست و در انتهای فیلم دختر هم متوجه می شود به او علاقمند شده است. به این ترتیب لطیفی سعی کرده با تیپ‌های هر چند کلیشه، کلیشه‌ای رفتار نکند و عرصه کمدی را برای تلطیف برخی رفتارهای منفی چون خودکشی و ازدواج اجباری به کمک بطلبد که نتیجه هم داده است.

حتی فیلم را می‌توان به نوعی هجویه فیلم‌های فمینیستی چون "هزاران زن مثل من" رضا کریمی یا عمده فیلم‌های تهمینه میلانی محسوب کرد. زنی که می‌خواهد با وکیل گرفتن حقش را از مرد بگیرد و زنان دیگر را هم علیه مردان می شوراند و اصولاً هر جمع زنانه که به اندیشه براندازی مردان تشکیل می‌شود و ... در انتها همسویی با مردانی که علیه آنها بسیج شده بودند این هجویه را تکمیل می‌کند.

"دختر ایرونی" با فیلمنامه ایرج طهماسب و با تکیه بر ایده جذاب و سنت‌شکن در جامعه هنوز سنت‌زده ایران ساخته شد. فیلمی که با بهره بردن از حضور ستارگانی چون هدیه تهرانی و امین حیایی در نقش کاراکترهای اصلی توانست در قالب کمدی این رفتار سنت شکنانه را باورپذیر جلوه دهد.

خواستگاری رفتن دختر برای پسر رفتاری است که در فرهنگ عامه و خاصه ایران غیرقابل هضم تعبیر می‌شود و حضور بازیگران در قالب این شخصیت‌ها و طراحی و پیچش‌های داستانی توانست این رفتار را شدنی جلوه دهد. "دختر ایرونی" از نگاهی دیگر به بازی در بازی شخصیت‌های اصلی مانند علی شوتی و مریم می‌انجامد که هر کدام به مصالحی دیگری را به بازی می‌گیرند و طراحی خاص قصه و پرداخت آن موجب لو نرفتن کاراکترها و در نتیجه گره گشایی کارآمد می شود.

"خوابگاه دختران" هم با فیلمنامه ایرج طهماسب ساخته شد. این فیلم پس از "شب بیست و نهم" حمید رخشانی دومین فیلم ایرانی در ژانر وحشت است که با صلاحدید سازندگان به تلفیقی از کمدی و وحشت رسیده است. فیلم با تکیه بر مولفه‌های ایرانی وحشت به ترس‌آفرینی از نوع ایرانی می پردازد و از مقوله جن، ناپدید شدن دختران در شب عروسی و ... نهایتاً به قاتلی زنجیره‌ای می‌رسد که عامل عینی ترس‌آفرینی است.

فیلم به گونه ای پاسخ عینی و واقعی به ترس ایجاد شده می دهد و آن را واگذار به ماوراء و روح نمی کند. هر چند از پرداخت کمدی فیلم به عنوان محملی استفاده شده که اطمینان نداشتن نویسنده و فیلمساز را از نوع برخورد مخاطب با فیلم نشان می دهد، این رویکرد به خاطر متکی بودن بر یک بازیگر طنز (مجید صالحی) یک وجهی شده است.

"روز سوم" را لطیفی سال 85 با فیلمنامه مهدی سجاده چی درباره حصر خرمشهر با موضوعی مستند ساخت. فیلمی که با قرار گرفتن در مقطع روزهای سقوط خرمشهر به نوعی دفاع مقدس ایران را نشانه می رود، ولی واقعیت این است که جنگ ایران و آنچه دفاع مقدس را ویژه ایران و ایرانی کرد در فیلم کمترین حضور را دارد. واقعاً اگر چند مولفه ابتدایی چون اسم بردن از جهان آرا و وقوع قصه در خرمشهر در حال سقوط را از فیلم بگیریم، دفاع مقدس کجاست؟

فیلم بدون آنکه اثری نمادپردازانه باشد و چنین تلقی از آن شود، قصد دارد از سمیره نمادی از مام وطن بسازد تا رها کردن جنگ و نجات او از سوی سربازان ایرانی بدل به دفاع از میهن شود. اما مسئله این است که این وجه نمادپردازانه در کلیت اثر به چشم نمی خورد و نمی توان به چنین تعبیر فرامتنی هم از آن رسید. به علاوه قصه نقاط خالی دارد که به محدودیت های سینمای ایران بازمی گردد و از جهت دراماتیک به آنها پرداخته نشده است.


"توفیق اجباری" محصول سال 86 است که با فیلمنامه ای از خود لطیفی در ژانر کمدی ساخته و بدون آنکه در انتظار نمایش در جشنواره فیلم فجر بماند از امروز چهارشنبه 16 آبان ماه روانه اکران سینماها شد. این فیلم داستان بازیگری به نام رضا گلزار است که از همسر خود جدا شده، رضا و همسرش یکدیگر را دوست دارند، اما برخی ارتباطات رضا نارضایتی همسرش را به دنبال دارد.

در این فیلم محمدرضا گلزار، رضا عطاران، باران کوثری، بهاره رهنما، نیوشا ضیغمی، مجید یاسر، لیلا عباسی، احمد پورمخبر و نعیمه نظام دوست به ایفای نقش می پردازند. از دیگر عوامل فیلم "توفیق اجباری" می‌توان به مدیر فیلمبرداری محمدرضا سکوت، صدابردار سیامک نیازی، طراح صحنه و لباس محسن نوروزی، طراح چهره‌پردازی محسن بابایی، مدیر تولید مجید یاسر و تهیه‌کننده سیدکمال طباطبایی اشاره کرد.

به نظر می آید لطیفی در این فیلم هم کمدی را به درستی نشانه رفته و با خلق زوج جدید عطاران ـ گلزار، به عرصه‌هایی جذاب در حیطه کمدی دست یافته است. فیلمی که پیش‌بینی می‌شود بتواند در فروش رکوردزنی کند.

لطیفی در حالی که این روزها مجموعه طنز تلویزیونی "سه در چهار" را برای گروه خانواده شبکه اول کارگردانی می‌کند و رضا عطاران و مجید صالحی هم با او همکاری می‌کنند، همراه با سیدسعید رحمانی در حال تکمیل فیلمنامه مجموعه تاریخی "نردبامی بر آسمان" است که به زندگینامه غیاث‌الدین جشمید کاشانی در قرن نهم می‌پردازد و با پایان مرحله نگارش کارگردانی آن را آغاز می‌کرد

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

 

 

مرور کارنامه مجید قاری زاده به بهانه اکران « پسران آجری »

توقف در ملودرام‌های دهه شصت

::  29 مهر 1386  ::

 

مجید قاری زاده فیلمسازی است که مجموعه آثار او حاصل رویکرد احساساتی به مضامین عام است؛ فیلم‌هایی یادآور ملودرام‌های اشک‌انگیز دهه شصت بدون کوچکترین ارتقاء.
قاری زاده فعالیت هنری را با عکاسی فیلم و عکاسی صنعتی آغاز کرد. وی سینما را از سال 1353 با عضویت در سینمای آزاد تهران و ساحت فیلم هشت میلیمتری "مکث" تجربه کرد.

قاری زاده فیلمسازی است که کارنامه کوچک هشت فیلمی او حاکی از توجه به ملودرام با نگاهی به سینمای بدنه و گیشه است هرچند آثارش فروش چندان شاخصی هم در سینمای ایران نداشته اند. کارگردانی که در فاصله سال 1377 تا 1385 فیلمی نساخته است.

پدربزرگ - 1364
فیلمنامه: مجید قاری زاده
ملودرامی اشک آور از بی مهری به سالمندان و تأثیرات زندگی مدرن و مادی بر آدمها است. رابطه خانواده سه نفره ای که به شیوه سنتی در خانه پدری و در کنار پدربزرگ زندگی می کنند بر اثر زیاده خواهی زن (مولفه جدانشدنی فیلم های ایرانی دهه شصت) کانون خانواده متلاشی می شود.
فیلم با حرکت بر مسیر ملودرام هایی که قصد تأثیر بر احساسات سطحی مخاطب و نشان دادن راه و روش درست و غلط به شیوه ای محض در زمان 5/1 ساعت را دارند، توانست به هدف خود برسد. حضور جمشید مشایخی در نقش پدربزرگ، جهانگیر الماسی در نقش فرزندی که گول حرف های زنش را می خورد و پدر خود را در خانه سالمندان می گذارد و آهو خردمند در نقش زن منفی همیشه مقصر با تکیه بر صدای دوبلورهایی که تأثیرگذاری این ملودارم را افزایش دادند، اشک مخاطبان زیادی را جاری کرد.

سرزمین آرزوها - 1366
فیلمنامه: مجید قاری زاده
فیلمی که به موضوع مبتلا به جامعه ایرانی در همان سال ها پرداخت و تلاش کرد الگوی زن منفی دهه شصتی را تعدیل کند. مهاجرت و بلندپروازی محور اصلی فیلم است که این بار از روحیه عمومی جامعه نشأت می گیرد نه تحمیل زن.
فیلمی که با همان رویکرد اشاره شده تلاش می کند تغییر و تحول کاراکترهای خود را متکی بر تلنگرهای کوچکی چون بیماری پیرزن همسایه، نامه برادر سفر کرده ناراضی و ... قرار دهد و تا حدی از گیرانداختن مخاطب در دام احساسات سطحی پرهیز کند. حضور رضا رویگری، سرور نجات اللهی، جهانگیر الماسی و ... که بازیگران مطرح آن دهه سینمای ایران به شمار می رفتند، از نکات قابل توجه فیلم است.

دخترم سحر - 1368
فیلمنامه: مجید قاری زاده، سیمین بازرجانی
فیلمی بر محور امید و عشق به فرزند که زن و شوهری را با یک دختر افلیج به کشمکش وامی دارد و در نهایت پس از عبور از دوران گذار مرد را به دامان خانواده و تعهدپذیری بازمی گردد. این فیلم با تکیه صرف بر ملودرام های اشک انگیز حتی در انتخاب مضمون به سراغ دست گذاشتن بر نقاط حساس مخاطب می رود و با حضور رضا رویگری و مهشید افشارزاده می تواند با این رویکرد گیشه را تحت تأثیر قرار دهد.

شقایق - 1370
فیلمنامه: مجید قاری زاده
فیلمی در نکوهش طلاق و مصائبی که برای زن و مرد و از همه مهمتر فرزند به همراه دارد. شعار اغراق شده ای که با اوج گرفتن احساسات زدگی مفرط و نتیجه گیری اخلاقی سهل الوصول که در پی دارد، در سطح می ماند. به علاوه فیلم از روایت یک قصه ساده هر چند شعاری و احساسی عاجز می ماند و چاره ای جز تکیه بر اشک و آه ندارد. امین تارخ، مهشید افشارزاده بازیگران اصلی این فیلم بودند.

بیقرار - 1373
فیلمنامه: بهروز خلجی و فریبا طایفه حسینی
فیلمی که در همان سال 73 هم از سینمای پیشرو آن زمان عقب بود و به نوعی در سینمای دهه شصت که تاریخ مصرفش گذشته بود، دست و پا می زد. نکوهش جدایی، ازدواج مجدد و ... از مسائلی هستند که هیج رویکرده تازه ای به آنها در فیلم وجود ندارد که حداقل نقطه قوت محسوب شود. حضور ابوالفضل پورعرب بازیگر مطرح آن سال ها هم که در آغاز راه خرج کردن بی رویه خود در فیلمهای کم مایه بود، نتوانست این ملودرام سطحی و اشک انگیز را نو جلوه دهد.

زن امروز - 1375
فیلمنامه: ناصر طهماسب و مجید قاری زاده
فیلمی که حتی یک خطی مشخصی ندارد و با داستان پردازی در خطوط فرعی ناکارآمد به نوعی بر مسیری بی سرانجام حرکت می کند که مسائلی چون اختلاس و کلاهبرداری و ... نمی تواند آن را از جنس روز جلوه دهد. حکایت زنی که در پروسه ای نامعلوم تصمیم می گیرد همسرش را لو بدهد تا به مکافات عملش برسد در سال 75 چه وجه امتیازی دارد؟

جوانی - 1377
فیلمنامه: مجید قاری زاده
آخرین فیلم قاری زاده پیش از توفقی هشت ساله است. فیلمی درباره یک گروه خلافکار که سرنوشت یکی از آنها با دختری فیلمساز گره می خورد و همه چیز به گونه ای بی ربط به هم ربط پیدا می کند. زندانی شدن، آزاد شدن، لو دادن رئیس باند و در نهایت عاقبت به خیری جوان اصلاح شده و دختر فیلمساز که او را سوژه فیلم خود قرار داده مضامینی هستند که با سینمای رو به رشد سال 77 هیچ سنخیتی ندارد.

پسران آجری - 1385
فیلمنامه: محمدهادی کریمی و مجید قاری زاده
این فیلم از چهارشنبه 18 مهرماه به اکران سینماها درآمده است. درخلاصه داستان فیلم آمده: سه پسر جوان که کودکیشان را در یک ساختمان آجری ( پرورشگاه ) سپری کرده اند ، اینک بزرگ شده و به دنبال آرزوهای خود هستند. یکی از این جوانها به خواستگاری دختر مورد مورد علاقه اش می رود و با مخالفت پدر او مواجه می شود. دو دوست دیگر این جوان به کمک او می آیند و ...
فیلمی که به نظر نمی آید اثری نامتعارف در کارنامه قاری زاده محسوب شود و در راستای همان نگاه و رویکرد کلی با مضمون عام خود مخاطب عام را همچنان با نگاهی به دهه شصت به تماشا فرامی خواند.

................................................

منبع: خبرگزاری مهر

 

--------------------------------------------------------------------------

 

پوستر <در سایز بزرگ است>

 

 


زندگي يعني مسيري رو به آب 

زندگي يعني نه بيداري نه خواب

 زندگي يعني سراي امتحان

 زندگي يعني در آن عاشق بمان

 زندگي يعني کمي و کاستي

 زندگي يعني دروغ و راستي

 زندگي يعني صفا، مهر و وفا

 زندگي  يعني ستم، جور و جفا

 زندگي يعني سفر،راهي دراز

 زندگي يعني جهاني رمزدار

 زندگي يعني مهي در پشت ابر

 زندگي يعني بلا و درد و صبر

 زندگي يعني دو روزي ميهمان 

زندگي يعني فريب ميزبان

زندگي  يعني ...

 

 


!! نوشته شده توسط آرزو | 4:43 قبل از ظهر | شنبه 19 آبان1386 •