عکس-اخبار-مطلب
با سلام خدمت تمامی دوستای عزیز و گلم...
..امیدوارم که حال همگیتون خوب خوب باشه...
اول از هرچیز تولد وبلاگ مهناز جون رو تبریک میگم....
البته با کمی تاخیر....وامیدوارم که سالیان سال
بتونیم در کنار هم باشیم و دوستیمون رو ادامه بدیم....
خوب دوستان عزیزم امروز هم با تعدادی خبر َ عکسَ مطلب و ...
در خدمتتون هستم.....امیدوارم که لذت ببرین
ازدواج در سریالهای ماه رمضان!
صنایع فرهنگی و تکنولوژی های رسانه ای در تولید کالاها و برنامه های خود برای متقاضیان و مخاطبان ، به ذائقه ، نیازمندی ها و ویژگی فرهنگی آنان توجه می کنند و پیام خویش را از درون سبک و شیوه زیست مردمی می گیرند که قرار است پیامشان را به آنان ارسال کنند...

صنایع فرهنگی و تکنولوژی های رسانه ای در تولید کالاها و برنامه های خود برای متقاضیان و مخاطبان ، به ذائقه ، نیازمندی ها و ویژگی فرهنگی آنان توجه می کنند و پیام خویش را از درون سبک و شیوه زیست مردمی می گیرند که قرار است پیامشان را به آنان ارسال کنند.
شرط مخاطب پذیری و گیرندگان فعالی که به دریافت کنشگرانه پیامها توجه کنند و این کالاهای فرهنگی را مصرف نمایند، اهتمام به بن مایه های رفتاری و تاریخی و خرده فرهنگ های حوزه عمومی است تا به واسطه فرافکنی و همذات پنداری مخاطب با اثر ارتباط حاصل و آموزش و سرگرمی و دیگر اهداف دنیای رسانه ها محقق شود.
ساخت و تولید فیلمهای سینمایی و سریال های تلویزیونی بیش از دیگر ابزارها و فناوری های جدید در بستر این مکانیسم فرهنگی شکل می گیرند و موجودیت می یابند.
برای همین است که ملودرام های خانوادگی و قصه های پرسوز و گداز عاشقانه بیش از ژانرهای دیگر مورد توجه مخاطبان ایرانی قرار می گیرد. تجربه های زندگی و تاریخ اجتماعی آنان به این ذائقه هنری دامن می زند و میل به تماشای آثاری که به این مولفه ها توجه می کنند را افزایش می دهد.
پاشنه آشیل این داستان ، قصه عشق و ازدواج و دلدادگی است که دامنه گسترده ای دارد و از ژانر حماسی و جنگی تا گونه های وحشت و کمیک را تحت الشعاع خود قرار داده است.
علاقه ایرانیان به فیلمهای هندی ، برآمده از همین شخصیت فرهنگی است و نقش مهمی در مخاطب شناسی ایرانی دارد. این مساله اگرچه دارای سابقه و ریشه های تاریخی است اما در دهه اخیر بیشتر مورد توجه قرار گرفته و حتی راه افراط پیموده است.
از موارد قابل دسترسی و همه جانبه برای ردیابی این موضوع در فیلم و سریال های ایرانی ، همین سریال های ویژه ماه رمضان است که اکنون به سنتی رسانه ای بدل شده و مخاطبان زیادی را جذب خود کرده است.
پخش یک ماهه و فشرده این سریال ها ، فرصتی است تا در یک نگاه مقایسه ای به بررسی این موضوع بپردازیم و برمدعای خویش شاهدی زنده بیاوریم.
هم اکنون ۴سریال ویژه ماه رمضان روی آنتن است که بنا به سنت چندین ساله جای خود را میان مخاطبان باز کرده است. به هر یک از آنها اگر از منظر کشف این معنی دقت کنید ، متوجه خواهید شد در همه آنها مساله ازدواج به شکل پررنگی مطرح است.
سریال «اغماء» اگر چه در فضای ماورایی و معناگرا ساخته شده اما مساله ازدواج در آن از چند منظر مطرح می شود. علاقه دکتر جودت به خانم دکتر بردیا و پیشنهاد ازدواج به وی از یک سو و طرح ازدواج میان پری پژوهان و پسر همکلاسی اش و موضوع ازدواج میان فرزاد و رز و الیاس و پری از سوی دیگر مساله ازدواج را حتی در ساختاری غیرمتعارف و ژانری ماورایی به تصویر می کشد.
در «میوه ممنوعه» که عشق و فکر تجدید فراش محور اصلی قصه است که البته ازدواج عاشقانه دختر حاجی فتوحی با مرد مورد علاقه اش را نیز باید به آن افزود. مساله ازدواج در اینجا بهانه چالش و درگیری خانوادگی می شود و تعلیق های پرکششی خلق می کند.
در یک «وجب خاک» نیز ، تقاطعی چند سویه از ازدواج اما در بستری کمیک روایت می شود که در نوسانی از تعلیق های پر حادثه به تعریف قصه خود می پردازد. مشکل ازدواج حمید با دختر مورد علاقه اش و ایاز و بهمن سی دی به دختر افشاری ، مثلثی سه گانه از عشق و ازدواج خلق می کند که همچون ریلی ، داستان را به جلو حرکت می دهد. در آخرین مجموعه از این سری یعنی «شکرانه» نیز اساسا قصه با ازدواج مجدد پدر خانواده با زنی جوان آغاز می شود.
براساس همین نگرش ، اگر به سریال های سالهای پیش نیز نگاهی اجمالی بیندازیم ، ردپای پر رنگ ازدواج را در آن خواهید یافت البته ازدواج به دلیل قابلیت بالای قصه پردازی و امکان خلق فضاهای دراماتیک و تراژدی و ایجاد تعلیق های پرکشش ، عنصر مهمی در فیلمسازی است که البته تا حدودی بازنمایی واقعیت بیرونی نیز هست اما حضور پررنگ آن در فیلم و سریال های ما به دلایلی غیرسینمایی وابسته است و مستلزم تحلیلی جامعه شناختی است.
به عبارت دیگر ، طرح مساله ازدواج در سریال های ایرانی نه یک جاذبه صرف سینمایی که نشانگر رشد کاریکاتوری این نیاز فردی - اجتماعی در جامعه است و البته طرح وضعیت متضاد آن یعنی طلاق نیز در مقابل یک موقعیت پارادوکسیکال روان - جامعه شناختی به وجود می آورد که سوژه خوبی به دست کارگردان ها می دهد.
رشد جمعیت جوان در سن ازدواج در کشور ، افزایش برخی نابهنجاری های اجتماعی مثل فرار دختران ، ازدواج های پنهانی یا ازدواج مجدد و موقت در کنار گشودگی فرهنگی در برابر این مساله و اعتبار یافتن عشق میان دختر و پسر در جامعه ، بسترها و زمینه جامعه شناسی این وضعیت هستند که موجب شده برخی تابوهای سخت گذشته در مقابل طرح مساله ازدواج بشکند و این موضوع به شکلی قدرتمند و متکثری وارد فضای سینمایی هنری کشور شود.
برخی خط قرمزهای شرعی فرهنگی که از به تصویر کشیدن برخی روابط عاطفی میان زن و مرد در سینمای ما جلوگیری می کند ، موجب شده است ازدواج نقش جایگزین و مضاعفی در قصه پردازی و فیلمنامه ها بیابد و خود را در شکلی اخلاقی تر ، تصعید دهد البته خصلت اجتماعی و عاطفی بودن ایرانیان را نیز باید به عنوان پس زمینه موضوع در نظر داشت.
مساله ای که موجب شده است نه تنها ازدواج به سبک ایرانی بر پرده نمایش بنشیند و به تصویر درآید ، بلکه سینما بر محور ازدواج به شیوه ایرانی نیز رواج یابد.
یکی از نقاط آسیب پذیر سینمای ایران همین مساله است که واکنشی اجتماعی نسبت به یک خلائ تاریخی را بازتاب می دهد و بیش از آن که بر نگرش حل مساله باشد ، صرفا به عنصری تعلیق دهنده و سرگرمی ساز محدود می شود.
این موضوع ، گاهی آنقدر لوث می شود که مخاطبان در همان ابتدا ازدواج برخی کاراکترها را در پایان پیش بینی می کنند و مطمئن هستند بالاخره در طول فیلم یکی با دیگری وصلت خواهد کرد. طنز تلخ حقیقت همین جاست.
---------------------------------------------------------------------------------
گفتگو با محمدحسین لطیفی پیرامون "توفیق اجباری"
"توفیق اجباری" بر اساس بخش هایی از زندگی محمدرضا گلزار ساخته شده
:: 19 آبان 1386 ::
محمدحسين لطيفي گفت: نميشود گفت به طور كامل فيلم روايت زندگي واقعي اين بازيگر است اما بخشهايي از «توفيق اجباري» از زندگي خود گلزار الهام ميگيرد.
كارگردان "توفيق اجباري" در پاسخ به اين پرسش كه " تا چه حد داستان "توفيق اجباري" براساس زندگي "محمدرضا گلزار" نوشته شده است؟، گفت: نميشود گفت به طور كامل فيلم روايت زندگي واقعي اين بازيگر است اما بخشهايي از "توفيق اجباري" از زندگي خود گلزار الهام ميگيرد. حتي خانه موجود در فيلم كه متعلق به خود گلزار است و ما فيلم را در اين لوكيشن فيلمبرداري كردهايم. البته بايد به اين نكته توجه داشت كه موضوع اصلي قصه "توفيق اجباري" ازدواج و طلاق اين آدم است درصورتي كه گلزار واقعي هنوز ازدواج نكرده و طبعا طلاق هم نگرفته است.
دوست داشتم لزوم رعايت حرمت بچههاي سينما را به تصوير بكشانم
آيا با توجه به نگاه جانبدارانه "توفيق اجباري" به زندگي شخصي يك بازيگر سينما، هدف از ساخته شدن اين فيلم، ارائه پاسخي تصويري به علاقمندان سوپراستارهاي سينما بوده است؟ لطيفي در اين باره ميگويد: درسينما و راجع به طلاق حواشي زيادي وجود دارد و هدف اصلي من از ساخته شدن "توفيق اجباري" اين بود كه كمي با مبحث طلاق در سينما شوخي كنم. ولي مرحله دوم خيلي برايم جدي بود و آن اين كه لزوم رعايت حرمت بچههاي سينما را يك در قالب فيلم به تصوير بكشانم چون درجامعه، شايد عموما مردم بروبچههاي سينما را يك جور ديگر ببينند و ندانند كه آنها ميتوانند اينقدر با حجب و حيا باشند و اين كمتر قابل قبول باشد. با اين ايده، من دوست داشتم يك شرايط خوشايندي را براي هويت اين سينما ايجاد كنم تا رابطه مردم و گيشه سينما هم يك كم گرمتر شود و اميدوارم كه توانسته باشم به اين هدف نيز دست يابم.
گلزار، عطاران و باران كوثري درحد واندازه خودشان بودند
لطيفي درمورد تاثير مشهود رضا عطاران در طنزهاي موجود در فيلم، با توجه به كارهاي موفق وي در تلويزيون گفت: دراين فيلم تمام بچهها درحد و اندازه خودشان بودند. رضا گلزار، عطاران و حتي باران كوثري كه همه معتقد بودند براي نقش همسر گلزار چون babyface و سنش پايين است، شايد مورد مناسبي براي همسر گلزار نباشد ولي من معتقد بودم با چهرهپردازي خوب محسن بابايي و بازي خوبش به نتيجه برسد و همين طور هم شد.
وي افزود: "رضا عطاران" هم يكي از بازيگران خلاق سينما و تلويزيون است وقاعدتا در "توفيق اجباري" هم اين خلاقيتها خيلي به بازي ايشان كمك كرده است.
لطيفي درباره تغييرات اعمال شده در فيلمنامه پيمان عباسي و ميزان تاثيرگذاري محمدرضا گلزار و رضا عطاران درنگارش اين فيلمنامه، گفت: درهمه كارهايم همه تاثيرگذار هستند ولي همه دراندازه خودشان تاثيرگذارند. در "توفيق اجباري" طرح اصلي و خط اصلي را پيمان عباسي نوشت و كار را تحويل من داد، اين كه از آنجا به بعد اين فيلمنامه چقدر دستخوش تغييرات شده، برمي گردد به من و عباسي و الان اين فيلمنامه به نظر من در تيتراژ كاملا متعلق به آقاي عباسي است. حتي بدون تيتري با عنوان "بازنويسي پيمان عباسي". البته اين را همه ميدانند كه محمدحسين لطيفي زياد خودش را درقيد و بند فيلمنامه نمي گذارد و من همواره، سعي ميكنم با انرژي بچههايم سر صحنه كار را پيش ببرم.
هيچگاه طبق پيشبينيها فيلم نساختهام
لطيفي در اين زمينه كه چرا پس از موفقيت فيلم "روز سوم" در زمينه سينماي دفاع مقدس، به سمت كارگرداني اين فيلم رفته و دست به تكرار موقعيت موفق خود در جشنواره بيست و پنجم نزده است، گفت: من چنين روندي در كارنامه فيلمسازي خود نداشتهام و مگر دفعات قبل، طبق پيشبيني مردم و كارشناسان فيلم يا سريال تلويزيوني با مضامين حادثهاي، دلهرهآور، معناگرا و... ساخته بودم كه اين بار چنين اتفاق بيفتد؟
وي در اين زمينه گفت: واقعيت اين بود كه "توفيق اجباري" بايد يك سال و نيم پيش ساخته ميشد و پروانه ساخت آن را در اختيار داشتم اما تهيه كننده آن (سيد كمال طباطبايي) بهخاطر ساخته شدن مجموعه "صاحبدلان" و فيلم "روز سوم"، به طور موقت كنار كشيد تا من در مقطعي آن كارها را بسازم و به هر حال، ساخته شدن اين فيلم جزو تعهدات قبلي من بود كه بايد سال گذشته اين اتفاق ميافتاد و من نيز، خود را متعهد ميديدم كه "توفيق اجباري" را براي آقاي طباطبايي كه به خاطر من توليد اين پروژه را متوقف كرده بود، بسازم.
خودم را يك امپرسيونيسم ميدانم
وي در زمينه توليد "توفيق اجباري" و فاصله اندك آن با اكران عمومي، گفت: پس از بيست و پنج سال تجربه در سينما اين اجازه را پيدا كردم كه در يك سال دو اكران داشته باشم و از اين بابت خدا را شاكرم.
لطيفي افزود: راستش من آدمي هستم كه نميتوانم پشت اكران بمانم. اگر كاري را بسازم و يك سال بعد اكران شود، اصلا حالم بد ميشود!
وي گفت: معتقدم فيلم بايد در لحظه و زمان خودش بتواند با مردم ارتباط برقراركند و اين يك روند مطلوب و خوشايند است. بنابراين همه تلاشم را ميكنم و برخلاف عقيده عدهاي ا ز همكاران كه معتقدند فيلم بايد خيلي ظريف و دقيق كار شود، من خودم را در فيلمسازي يك امپرسيونيسم ميشناسم و معتقدم وقتي از دور به راشهايي در كنار هم قرار ميگيرند، نگاه ميكني و لذت ميبري، اين احساس خوشايند از دريافت آني تعيين كننده است.
لطيفي درباره تاثير توليد فيلمهايي از جنس "توفيق اجباري" دررونق گيشه سالنهاي سينما گفت: اين دست فيلمها، حداقل 80 الي 90 درصد تاثيرگذار هستند. پنجشنبه شب من "توفيق اجباري" را با مردم در سينما ديدم. به نظرم فيلم آنها را راضي كرد واميدوارم اين روند ادامه پيدا كند، زيرا بدون تبليغ و تيزر تلويزيوني، بيلبورد خياباني و... فيلم در دومين روز نمايش، يك سئانس فوقالعاده پر از تماشاگر در سينما آفريقا داشت كه همين مرا به وجد آورد واميدوارم كه در اين مقطع بتواند به مجموعه سينماي ايران و به ويژه اقتصاد اين سينما كمك كند.
وي اظهار داشت: بالاخره ما نياز داريم كه مردم را وارد "فضاي فيلم ديدن" كنيم وبازار غيرمجاز سي دي را بشكنيم.
آشتي مردم با سينما را بايد با فيلمهاي مفرح شروع كنيم
لطيفي گفت: آقاي ضرغامي چندي پيش به اين نكته اشاره كرد كه: فيلم ديدن مراسم دارد. من عقيده دارم بايد به فيلم اهميت دهيم، بچههايمان با ما همراه شوند، به سينما بيايند تا باهم و دور هم باشيم و فضاي زيبايي را بهوجود بياوريم كه اين روند را قاعدتا بايد با فيلمهاي مفرح شروع كنيم.
لطيفي به فارس گفت: درباره فيلمسازي من در زمينه طنز و كار جدي من هميشه به اين نكته اشاره كردهام كه اگر ما تولد بچهما را درپيش داشته باشيم، مداح دعوت نميكنيم و يا اگر مجلس فوت پدربزرگمان باشد از مطرب كمك نميگيريم چون اين دو مقوله كاملا از هم جدا هستند.
وي گفت: من اگر بخواهم فيلمهاي دفاع مقدسي كار كنم با اندازهها و استاندارهاي آن سعي ميكنم خود را وفق دهم و اگر بخواهم طنز كار كنم با استاندارهاي طنز كار ميكنم. "توفيق اجباري" هم يك فيلم طنز بود و در حال و هواي يك كار طنز، بايد ارزيابي و بررسي ميشد. اين بود كه تمام تلاشم را كردم تا دراندازههاي كار كمدي و طنز، بتوانم با بيننده همراه شوم.
وي تاكيد كرد: اينگونه هم نيست كه موفقيت "توفيق اجباري" موجب شود كه در ادامه هم فقط در اين زمينه كار كنم. شايد كار بعدي من، يك كار مذهبي باشد و اصلا نميدانم كه در آينده قرار است چه نوع فيلمي بسازم.
كارگردان "توفيق اجباري" در مورد اهميت تنوع ژانر در كارهاي سينمايي و تلويزيوني خود و لزوم رعايت چنين ديدگاهي براي پرهيز ازتكرار، گفت: اين روند با آگاهي كامل بوده است. يعني من با آگاهي كامل وارد "توفيق اجباري" شدم زيرا احساس ميكردم دوست ندارم در يك فضا و حال و هواي فيلمسازي باقي بمانم. راستش من حاضر نيستم هيچ دو سريال يا فيلمي را پشت سرهم با يك مضمون انجام دهم، مگر آن كه از نوع "صاحبدلان" باشد.
................................................
منبع: خبرگزاری فارس
-----------------------------------------------------------------------------------------
نشست پرسش و پاسخ فیلم مصائب دوشیزه (عکس جدید)



----------------------------------------------------------------------------
پوستر


----------------------------------------------------------------------
سریالهای ماه رمضان ،مساجد را از رونق انداخت آفتاب :رييس مركز رسيدگي به امور مساجد، با انتقاد از عملكرد صدا و سيما در خصوص پخش سريالهاي ويژه ماه رمضان بلافاصله بعد از اذان مغرب، گفت: پخش اين سريالها، باعث حضور كمرنگ مردم در مساجد شده است. آيت الله محمدحسين ابراهيمي گفت: سه سريالي كه بعد از افطار از تلويزيون پخش ميشود، در تعداد اجتماعات مساجد تاثيرگذار بوده است.
:با طولاني شدن شب در نيمه دوم سال و نزديک شدن به زمستان ، فرصت بيشتري براي اعضاي خانواده فراهم مي شود تا بيش از روزهاي گذشته در کنار هم باشند و ساعتهاي بيشتري را در خانه بگذرانند.
توسعه و پيشرفت فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطي و اساسا ساختار و صورت بندي زيست جهان انسان امروزي فرصت و امکان بيشتري براي بهره گيري از اوقات فراغت به او داده است.
اکنون اوقات فراغت و شيوه هاي غني کردن آن به فصل تابستان و روزهاي تعطيل محدود نمي شود و صنعت فرهنگ و سرگرمي براي ساعتهاي مختلف زندگي انسان ، برنامه ريزي کرده است ؛ اما آنچه محور اصلي و پاشنه آشيل اوقات فراغت بويژه در عصر جديد و جامعه صنعتي و مدرن قرار مي گيرد، رسانه هاي تصويري بخصوص تلويزيون است.
اين جعبه جادويي با قدرت فوق العاده اش ، تصوير را به عنوان جزيي تفکيک ناپذير از زيست جهان بسط مي دهد و به دليل همين کارکرد تفريحي بر مناسبات عاطفي و اجتماعي آنها تاثير مي گذارد. در گذشته که هنوز چراغ تلويزيون در خانه ها روشن نبود، اين پدربزرگ ها و مادربزرگ ها بودند که با قصه گويي و شعرخواني ، در مقام رسانه انساني همين نقش را بازي مي کردند و البته به دليل ارتباط عاطفي و چهره به چهره از هاله انساني بيشتري بر مخاطب برخوردار بودند. ضعفي که رسانه هاي مدرن را در حد ارتباطي مکانيکي تقليل مي دهد و از برکات ارتباط دوسويه تهي مي کند. اکنون در آغاز فصلي سرد، شبکه هاي مختلف سيما براي گرم نگه داشتن کانون خانوده به رقابت رسانه اي براي توليد انواع برنامه هاي سرگرم کننده مي پردازند تا هر کدام بتوانند گوي سبقت را در ميدان جذب مخاطب از ديگري بربايند و به نفع خويش مصادره کنند.برنامه هاي تفريحي تلويزيون را با يک رويکرد کلي مي توان به 3 بخش مهم تقسيم کرد: فيلم و سريال که بخش مهمي از باکسهاي برنامه سازي را تشکيل مي دهد و مخاطبان ثابت و هميشگي خود را دارند. دوم ، مجموعه هاي طنز و به اصطلاح 90 شبي است که در سالهاي اخير به سنت برنامه سازي در صدا و سيما بدل شده ؛ گرچه تکراري و کليشه اي شده ، اما هنوز جايگاه خود را در ميان مخاطبان از دست نداده است و حد متوسطي از طرفداران خود را هميشه پشت سر دارد. اين ژانر تلويزيوني بيش از ديگر گونه هاي رسانه اي به ايجاد خرده فرهنگ هاي عامه و توليد زبان ثانويه و فانتزي منجر مي شود و البته نقش بيشتري در پر کردن اوقات فراغت خانواده ها دارد و دسته سوم از برنامه هاي تفريحي ، مسابقات تلويزيوني و برنامه هاي ورزشي است ، بويژه فوتبال در ميان پسران و مسابقات تلويزيوني که به واسطه پيام کوتاه و توسعه رسانه هاي ارتباطي ، دائره مخاطبانش نيز گسترش يافته و ميان دختران و زنان خانه دار طرفداران بيشتري دارد. فراتر از اين تقسيم بندي بايد به برنامه هاي ويژه کودکان و کارتون نيز توجه داشت که به گروه سني پايين تري از مخاطبان اختصاص دارد و خود بحث مستقلي را تشکيل مي دهد. زمستان و شبهاي بلند آن ، کار برنامه سازان و سياستگذاران صدا و سيما را نسبت به ديگر فصول سال پيچيده تر مي کند و آنان را وادار مي کند تا در قالب ساختار فوق به توليد برنامه هاي جذاب بپردازند؛ اما آنچه که فراتر از همه مباحث فني و برنامه سازي در اين فصل سال اهميت دارد، نقش تلويزيون در شب نشيني هاي زمستاني است.
قدرت اين جعبه جادويي تا حدي است که حتي چيدمان اعضاي خانواده را نيز به نفع خود تغيير داده است.
اگر در گذشته همه دور هم جمع مي شدند يا روبه روي هم قرار مي گرفتند؛ اما اينک نگاه و جهت همه به سوي جعبه تلويزيون است و اوست که با حضور خود نحوه ترکيب اشيا و لوازم خانه را نيز تعيين مي کند و در واقع از پيش به چگونگي چيدمان اعضاي خانواده شکل مي دهد؛ همچنين تلويزيون در غياب مراجع سنتي گذشته به الگوي اصلي هنجار بخشي و نظام رفتاري تبديل مي شود و کنشهاي انساني را شکل داده و آن را هدايت مي کند. چه بسيار کودکاني که تحت تاثير شخصيت هاي کارتوني و رسانه اي هستد تا والدينشان ! آنها گاه تا نيمه هاي شب پا به پاي بزرگترها پاي تلويزيون مي نشينند و امروزه ديگر نور تلويزيون ها کارکردي بيش از نور چراغها و لامپهاي خانه دارد و چه بسا آنها آخرين نوري هستند که در خانه خاموش مي شوند و خاموشي آنها به معني پايان امروز است.
در گذشته ، شبهاي بلند زمستان بهانه اي بود براي شب نشيني و دور هم بودن ، اما با هژموني تلويزيون بر زندگي مدرن يا اين رفت وآمدها کاهش يافته است يا اين که در شب نشيني و ميهماني هاي شبانه نيز چند خانوده به جاي دور هم جمع شدن دور تلويزيون تجمع مي کنند و دسته جمعي برنامه هاي آن را تماشا مي کنند. اگرچه نقش تلويزيون در مطبوعات و رسانه ها در تابستان و اوقات فراغت رسمي برجسته مي شود و ميزگردها و کنفرانس هاي متعددي براي آن تدارک ديده مي شود، اما برجستگي اهميت آن در زمستان به طور ملموس تر و عيني تجربه مي شود و به چشم مي آيد. اين جعبه جادو و اين جام جهان نما، اما از يک پارادوکس طنزآميزي نيز برخوردار است.
تلويزيون اگرچه اعضاي خانواده را گرد هم مي آورد، اما جمعي تنها از آنها مي سازد که ديگر مثل جمعهاي خانوادگي در گذشته با هم نيستند گرچه در کنار همند. به عبارتي ديگر، تلويزيون در مقام يک رسانه سرد به قول مک لوهان ، فضاي گرم خانه را نيز همرنگ خود مي سازد و به تنهايي با هم ، دامن مي زنند. شايد براي همين است که تلويزيون در زمستان گرمتر به نظر مي رسد.
توفیق و پرکاری در سینما و تلویزیون

محمدحسین لطیفی که این روزها "توفیق اجباری" را روی پرده دارد، فیلمسازی است که ژانرهای مختلف را در سینما و تلویزیون تجربه کرده و ویژگی برجسته کارنامه او موفقیت عمده کارهایش و پرکاری مفرط است.
![]()
در کارنامه کارگردانی لطیفی نام شش فیلم "سرعت"، "عینک دودی"، "دختر ایرونی"، "خوابگاه دختران"، "روز سوم" و "توفیق اجباری" به چشم می خورد.
وی مجموعههای تلویزیونی موفق "همسایه ها" با بازی گوهر خیراندیش، علی نصیریان، امین حیایی و محمدرضا شریفی نیا، و "سفر سبز" با بازی امین تارخ، پارسا پیروزفر، لادن مستوفی و آزیتا حاجیان و مجموعههای مناسبتی پرمخاطب "وفا" با بازی فرهاد قائمیان، پوریا پورسرخ و هانیه توسلی و "صاحبدلان" با بازی حسین محجوب، محمد کاسبی و باران کوثری را هم در کارنامه خود ثبت کرده است.
با نگاهی به آثار سینمایی او به نظر می آید حداقل در این چند فیلم مولفه مشترک و به نوعی شخصی که بتوان امضا ویژه لطیفی را به آن نسبت داد، به چشم نمی خورد. هر چند معتقد است همان گونه که هر انسانی چند دغدغه مختلف دارد که در آن میان یکی از بقیه برجسته تر است، او هم در هر کدام از فیلم هایش به یکی از دغدغه هایش پرداخته است.
اکشن و هیجان در "سرعت"، کمدی در "عینک دودی"، "دختر ایرونی" و "توفیق اجباری"، وحشت و کمدی در "خوابگاه دختران" و دفاع مقدس در "روز سوم". در این میان او "روز سوم" را برخاسته از دغدغه های مهم خود می داند و ابایی ندارد از تجربه کردن.
"سرعت" با فیلمنامه حسن نجاریان، مهرداد خوشبخت و حمیدرضا محسنی به مسابقات رالی و اتومبیلرانی می پرداخت. فیلمی اکشن و مهیج که به جهت پرداختن به این وجه تازگی خاصی در زمان خود داشت و بدل به فیلمی شد که ادعایش هم چندان زیاد نبود. فیلمی با تکیه بر قصه کلیشه ای و مطابق با فیلمنامه های اینچنینی که الگویی خاص دارند و معمولاً بر مبنای رقابتی چیده می شوند که به رویارویی دو قطب می انجامد.
پرداختن به جنگ و دفاع مقدس از حاشیه هایی است که به خاطر ایرانی کردن قصه، روابط و مسائل آدم ها وارد فیلم شده و نهایتاً جذابیت های بالقوه مسابقه، رالی و ... باعث شد فیلم بدون آنکه ارزش هنری خاصی برای سازنده اش به ارمغان بیاورد، دیده و به عنوان فیلمی برای ورود به سینما در کارنامه لطیفی تحلیل شود.
"عینک دودی" با فیلمنامه اصغر عبداللهی نویسنده مستقل سینمای ایران ساخته شد. یک کمدی که در زمان خود توانست مخاطب را به سینماها بکشاند و از قابلیتهای زوج معتمدآریا ـ طهماسب استفاده خوبی کند. فیلم توانست با یک قرینه پردازی سهل بین زوج های حاضر در فیلم، به نوعی این سهل بودن را در وجوه کمدی کمرنگ کند.
به علاوه جذابیت کلیشه زدایی از برخی تیپ ها و پایان تا حدی غیرقابل پیش بینی از نقاط قوت "عینک دودی" بود. به عنوان مثال تیپ لمپن و جاهل که معمولاً قطب منفی فیلم هاست با وجود پررنگ نمودن وجوه لمپنی وی کاراکتری منفی نیست و در انتهای فیلم دختر هم متوجه می شود به او علاقمند شده است. به این ترتیب لطیفی سعی کرده با تیپهای هر چند کلیشه، کلیشهای رفتار نکند و عرصه کمدی را برای تلطیف برخی رفتارهای منفی چون خودکشی و ازدواج اجباری به کمک بطلبد که نتیجه هم داده است.
حتی فیلم را میتوان به نوعی هجویه فیلمهای فمینیستی چون "هزاران زن مثل من" رضا کریمی یا عمده فیلمهای تهمینه میلانی محسوب کرد. زنی که میخواهد با وکیل گرفتن حقش را از مرد بگیرد و زنان دیگر را هم علیه مردان می شوراند و اصولاً هر جمع زنانه که به اندیشه براندازی مردان تشکیل میشود و ... در انتها همسویی با مردانی که علیه آنها بسیج شده بودند این هجویه را تکمیل میکند.
"دختر ایرونی" با فیلمنامه ایرج طهماسب و با تکیه بر ایده جذاب و سنتشکن در جامعه هنوز سنتزده ایران ساخته شد. فیلمی که با بهره بردن از حضور ستارگانی چون هدیه تهرانی و امین حیایی در نقش کاراکترهای اصلی توانست در قالب کمدی این رفتار سنت شکنانه را باورپذیر جلوه دهد.
خواستگاری رفتن دختر برای پسر رفتاری است که در فرهنگ عامه و خاصه ایران غیرقابل هضم تعبیر میشود و حضور بازیگران در قالب این شخصیتها و طراحی و پیچشهای داستانی توانست این رفتار را شدنی جلوه دهد. "دختر ایرونی" از نگاهی دیگر به بازی در بازی شخصیتهای اصلی مانند علی شوتی و مریم میانجامد که هر کدام به مصالحی دیگری را به بازی میگیرند و طراحی خاص قصه و پرداخت آن موجب لو نرفتن کاراکترها و در نتیجه گره گشایی کارآمد می شود.
"خوابگاه دختران" هم با فیلمنامه ایرج طهماسب ساخته شد. این فیلم پس از "شب بیست و نهم" حمید رخشانی دومین فیلم ایرانی در ژانر وحشت است که با صلاحدید سازندگان به تلفیقی از کمدی و وحشت رسیده است. فیلم با تکیه بر مولفههای ایرانی وحشت به ترسآفرینی از نوع ایرانی می پردازد و از مقوله جن، ناپدید شدن دختران در شب عروسی و ... نهایتاً به قاتلی زنجیرهای میرسد که عامل عینی ترسآفرینی است.
فیلم به گونه ای پاسخ عینی و واقعی به ترس ایجاد شده می دهد و آن را واگذار به ماوراء و روح نمی کند. هر چند از پرداخت کمدی فیلم به عنوان محملی استفاده شده که اطمینان نداشتن نویسنده و فیلمساز را از نوع برخورد مخاطب با فیلم نشان می دهد، این رویکرد به خاطر متکی بودن بر یک بازیگر طنز (مجید صالحی) یک وجهی شده است.
"روز سوم" را لطیفی سال ۸۵ با فیلمنامه مهدی سجاده چی درباره حصر خرمشهر با موضوعی مستند ساخت. فیلمی که با قرار گرفتن در مقطع روزهای سقوط خرمشهر به نوعی دفاع مقدس ایران را نشانه می رود، ولی واقعیت این است که جنگ ایران و آنچه دفاع مقدس را ویژه ایران و ایرانی کرد در فیلم کمترین حضور را دارد. واقعاً اگر چند مولفه ابتدایی چون اسم بردن از جهان آرا و وقوع قصه در خرمشهر در حال سقوط را از فیلم بگیریم، دفاع مقدس کجاست؟
فیلم بدون آنکه اثری نمادپردازانه باشد و چنین تلقی از آن شود، قصد دارد از سمیره نمادی از مام وطن بسازد تا رها کردن جنگ و نجات او از سوی سربازان ایرانی بدل به دفاع از میهن شود. اما مسئله این است که این وجه نمادپردازانه در کلیت اثر به چشم نمی خورد و نمی توان به چنین تعبیر فرامتنی هم از آن رسید. به علاوه قصه نقاط خالی دارد که به محدودیت های سینمای ایران بازمی گردد و از جهت دراماتیک به آنها پرداخته نشده است.
"توفیق اجباری" محصول سال ۸۶ است که با فیلمنامه ای از خود لطیفی در ژانر کمدی ساخته و بدون آنکه در انتظار نمایش در جشنواره فیلم فجر بماند از امروز چهارشنبه ۱۶ آبان ماه روانه اکران سینماها شد. این فیلم داستان بازیگری به نام رضا گلزار است که از همسر خود جدا شده، رضا و همسرش یکدیگر را دوست دارند، اما برخی ارتباطات رضا نارضایتی همسرش را به دنبال دارد.
در این فیلم محمدرضا گلزار، رضا عطاران، باران کوثری، بهاره رهنما، نیوشا ضیغمی، مجید یاسر، لیلا عباسی، احمد پورمخبر و نعیمه نظام دوست به ایفای نقش می پردازند. از دیگر عوامل فیلم "توفیق اجباری" میتوان به مدیر فیلمبرداری محمدرضا سکوت، صدابردار سیامک نیازی، طراح صحنه و لباس محسن نوروزی، طراح چهرهپردازی محسن بابایی، مدیر تولید مجید یاسر و تهیهکننده سیدکمال طباطبایی اشاره کرد.
به نظر می آید لطیفی در این فیلم هم کمدی را به درستی نشانه رفته و با خلق زوج جدید عطاران ـ گلزار، به عرصههایی جذاب در حیطه کمدی دست یافته است. فیلمی که پیشبینی میشود بتواند در فروش رکوردزنی کند.
لطیفی در حالی که این روزها مجموعه طنز تلویزیونی "سه در چهار" را برای گروه خانواده شبکه اول کارگردانی میکند و رضا عطاران و مجید صالحی هم با او همکاری میکنند، همراه با سیدسعید رحمانی در حال تکمیل فیلمنامه مجموعه تاریخی "نردبامی بر آسمان" است که به زندگینامه غیاثالدین جشمید کاشانی در قرن نهم میپردازد و با پایان مرحله نگارش کارگردانی آن را آغاز میکند.
![]()
تحلیل: خبرگزارى مهر
مرجع : خبرگزاری کار
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
وي، با اشاره به اينكه سال گذشته نيز به دليل تلاقي زمان بخش سريالها و فعاليت مساجد، با رييس سازمان صدا و سيما مذاكراتي داشتيم، افزود: متاسفانه در سال جاري نيز ساعت پخش سريالها، دقيقا موازي با زمان برگزاري نماز و مراسم ماه رمضان در مساجد است و بخش پشت سر هم اين سريالها، مردم را ساعتها به خود مشغول ميكند.
ابراهيمي تصريح كرد: اصل جذابيت در سريالهاي ماه رمضان قابل تقدير است، اما انصاف نيست كه پخش آنها در اجتماعات مساجد تاثير منفي داشته باشد

