تبليغاتX
.....:جزیره--هنرمندان:.....

عید قربان و شب یلدا

 

 با سلام خدمت همه دوستای عزیزم اول از همه عید سعید قربان

 رو به همتون تبریک میگم و همچنین فرارسیدن شب یلدا

...امیدوارم که به همتون بی نهایت خوش بگذره..

.اقای پورسرخ هم که همتون تقریبا باخبرین احتمالا تا فردا در شهر شیراز بمونن

 و بعد راهی تهران میشن ...هر جا که هستن براشون ارزوی سلامتی داریم....

....خوب این اپ هم شامل تعدادی عکس از سریال ساعت شنی

 و شکرانه و خبرو مطلب و پوستر و

 ... است امیدوارم که خوشتون بیاد ...

ببخشید که فاصله بین اپهام زیاد شد

 

 

--------------------

 

یلدا شب زایش مهر(یا زایش خورشید)خجسته باد

ایرانیان باستان با باور اینکه فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بزرگ‌تر شده و تابش نور ایزدی افزونی می‌‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند.

نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه‌هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه‌هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می‌برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاه‌تر نشانه‌ای از غلبهٔ تاریکی.

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. این جشن مراسمی آریایی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می‌کرده اند. یلدا روز تولد میترا یا مهر است. این جشن به اندازه زمانی که مردم فصول را تعیین کردند کهن است.

پس بیاید در این شب فرخنده همه دور هم جمع شویم و با برافروختن آتش مقدس از خورشید طلب برکت کنیم باشد که تابش نور ایزدی بر ما فزونی یابد

و ناگهان قصه امروز

درباره سریال ساعت شنی به کارگردانی بهرام بهرامیان

زمانی که مخاطبان تلویزیون منتظر تماشای سریال های کارگردان های مطرح سینما و تلویزیون بودند، به ناگاه اتفاقی دیگر برخلاف انتظار خیلی ها افتاد. ماجرا از این قرار است که سریالی از شبکه یک سیما در شب های زوج پخش شد و در روز بعد از پخش قسمت اولش، در محافل هنری و غیرهنری درباره آن به بحث نشستند. «ساعت شنی» به کارگردانی بهرام بهرامیان در روزهایی که سریال هایی چون «بی صدا فریاد کن» به کارگردانی مهدی فخیم زاده، «حلقه سبز» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا، «شهریار» به کارگردانی کمال تبریزی، «روزگار قریب» به کارگردانی کیانوش عیاری و «سرزمین سبز» به کارگردانی مسعود رسام و بیژن بیرنگ پخش می شود محور بحث ها و نقدها را به سمت و سوی خود کشاند.
ساعت شنی از دو منظر برای مخاطبان تلویزیون متفاوت به نظر آمد. سوژه یی که احمد رفیع زاده به عنوان نویسنده و ساختاری که بهرامیان در مقام کارگردان در ساعت شنی به اجرای آن اهتمام ورزیدند، هر دو از جسارت برخوردار است. سوژه یی که دستمایه نوشتن فیلمنامه ساعت شنی قرار گرفت، مدت ها مدیران تلویزیون را در شک نگه داشت که آیا آن را از رسانه ملی پخش کنند یا با به محاق فرستادن آن به سرنوشت نامعلومی دچارش کنند.
ساعت شنی آن طور که در اخبار مربوط به این سریال در روزهای قبل از پخش اش منتشر شد، مربوط به موضوع رحم های اجاره یی است؛ موضوعی که از مدت ها قبل در جامعه ما رواج پیدا کرده و از هیچ کس پوشیده نیست. طرح این موضوع در قالب یک سریال برای اولین بار نزد مدیران تلویزیون دست آنها را تا حدودی بسته نگه داشته بود. البته این موضوع در قالب برنامه یی در گروه اجتماعی به آن پرداخته شد، اما در این شکل و شمایل اولین بار است که مطرح می شود.
مهندس ضرغامی رئیس رسانه ملی در گفت وگویی به مناسبت پخش سریال «میوه ممنوعه» عبارتی با این مضمون داشت که بسیاری از خط قرمزها را خود ما به وجود می آوریم و به آن دامن می زنیم. مدیران رسانه ملی درباره طرح برخی از موضوع ها مدام تاکید بر این نکته دارند که در طرح خیلی از سوژه ها باید در انتهای پخش آن سریال اظهارنظر کرد. دفاع مهندس ضرغامی از نزدیک شدن رسانه ملی به برخی از واقعیت های جامعه امروز ایران، به حتم به عنوان یکی از مولفه های تاثیرگذار و اعتماد ساز در میان مخاطبان تلویزیونی خواهد بود.
پخش ساعت شنی از شبکه یک سیما و به تصویر کشیدن بخشی از واقعیت های تلخ روزگار ما، به حتم جامعه را نسبت به برخی از آسیب هایش آشنا خواهد کرد. ساعت شنی البته تنها در طرح موضوع رحم اجاره یی جسارت به خرج نداده، که در به تصویر کشیدن برخی دیگر از آسیب های جامعه جسارت نشان داده است. در ساعت شنی خانم دکتری که متخصص زنان و زایمان است و نقش او را رویا نونهالی بازی می کند، بچه دار نمی شود. خانم دکتر بنا بر فشارهایی که از جانب اطرافیانش بر او وارد می شود، تصمیم می گیرد از طریق یک رحم اجاره یی بچه دار شود. مشکل بار دیگر وقتی به وجود می آید که زن حامل رحم اجاره یی عاشق بچه می شود و از خانه دکتر فرار می کند. فرار این زن بی پناه در جامعه پر از مشکل و آسیب، گرفتاری های زیادی را برای او به وجود می آورد. احمد رفیع زاده با فیلمنامه درخوری که نوشته است، در بستر این داستان به معضلات زنان جامعه می پردازد. ساعت شنی از منظر دیگری نیز مورد توجه مخاطبانش قرار گرفت. فخیم زاده گرچه در سریال بی صدا فریاد کن قرار است یکی از آسیب های جامعه را مطرح کند و به تصویر بکشد، اما با ساختاری که برای طرح آن در نظر گرفته، مخاطب را بیشتر درگیر شخصیت ها و قصه سریال می کند. از سوی دیگر تاکید اغراق آمیز بر حضور پلیس زن تا حدودی مخاطب را در حاشیه نگه می دارد.
یک نکته مهم نیز درباره سریال فخیم زاده مهم است که مورد توجه قرار بگیرد. بی صدا فریاد کن هر چقدر هم که خوب باشد، در روند کاری ساخته های قبلی سازنده اش یعنی خواب و بیدار و حس سوم است. مخاطبان سریال های فخیم زاده در بی صدا فریاد کن سرگرم روایتی هستند که با تاکید بر جزئیات بیان می شود. سریال روزگار قریب و شهریار در بستری تاریخی قرار است با داستان پردازی های خودشان درباره دو شخصیت معاصر ایران، بخشی از واقعیت ها را روایت و بنا بر الزامات رسانه ملی، بخشی دیگر را تحریف کند. از آنجا که هر دو سریال در بخش های نخست خود، انتظار مخاطب خود را برآورده نکردند، واکنش ها را باید در قسمت های بعدی بررسی کرد. به حتم هر دو سریال در بخش های بعدی بخشی از مخاطبان را پایبند خود می کنند و بخشی دیگر را بنا بر ساختار و تحلیلی که ارائه می دهند، از دست خواهند داد. درباره روزگار قریب، حضور شخصیت مهندس بازرگان به عنوان یکی از دوستان نزدیک دکتر قریب، شاخک های برخی از مخاطبان سیاسی رسانه ملی را حساس کرد و روزگار قریب را از این منظر جسارت آمیز خواندند. با این حال همین عده نیز منتظر خواهند بود تا ببینند قرار است چگونه این شخصیت معاصر به تصویر کشیده شود.
درباره سریال شهریار به کارگردانی کمال تبریزی نیز فارسی حرف زدن پدر شهریار نکته یی بود که مورد واکنش برخی ها قرار گرفت. هر دو نکته درباره روزگار قریب و شهریار از نکات حاشیه یی بودند و برآمده از ساختار کار نبودند. ابراهیم حاتمی کیا با حلقه سبز با تمهید نشان دادن روح یک بیمار در حالت کما تلاش کرد مخاطبش را دچار شگفتی کند. در این راستا حاتمی کیا در ساختار نیز تلاش کرد مخاطبش را شگفت زده کند. اینکه این اتفاق افتاده یا نه را باید از واکنش های مکتوب در رسانه های مختلف بررسی کرد. البته برخی از طرفداران حاتمی کیا بخشی از واکنش های منفی را به حساب پخش سریال اغما با لوکیشن بیمارستان و موضوع ماورایی گذاشتند.
سریال سرزمین سبز نیز واقعاً یک دهه از روزگارش می گذرد و نشان از آن دارد که تاریخ مصرفش خیلی وقت است که گذشته. تکرار خانه سبز که صبح ها پخش می شد، به نظر می رسد در جذب مخاطب موفق تر بود. اشاره ها در این یادداشت، درباره سریال های در حال پخش تنها به جهت بررسی دلایل توجه ناگهانی به سریال ساعت شنی است و نه قضاوت درباره آنها. به حتم نقد هر کدام از این سریال ها نیازمند مجالی فراخ خواهد بود که در قسمت های پایانی هر سریال در این صفحه به آن خواهیم پرداخت. در چنین شرایطی که به طور اشاره وار به آن پرداختیم، پخش سریال ساعت شنی به ناگهان مورد توجه مخاطبان تلویزیونی قرار گرفت. این توجه نه از سر اتفاق که بنا بر ساختار و موضوع بکر آن و نزدیک بودن به واقعیت صورت گرفت.
ساختار غیرخطی ساعت شنی از دیگر جسارت هایی است که در یک مجموعه تلویزیونی شاهدش هستیم. بهرامیان و رفیع زاده نگران این نکته نشده اند که چند روایت موازی در قسمت نخست با انبوه شخصیت ها به کار لطمه بزند، بلکه تلاش کرده اند با بازی های خوب و کارگردانی و متن قوی از پس این نکته برآیند و از اتفاق، قوت کار آن از همین جا ناشی می شود. بازی های خوب و انتخاب دقیق نقش بازیگران از دیگر نکات برجسته کار است که بار دیگر اهمیت بازیگردان و مسوول انتخاب بازیگران را در یک سریال گوشزد می کند.
این در حالی است که برخی از سریال های تلویزیونی دقیقاً از همین زاویه ضربه خورده اند. نقش محمدرضا شریفی نیا در انتخاب بازیگران را نباید واقعاً نادیده گرفت. توجه به نقش کوتاه برزو ارجمند در قسمت نخست برآمده از بازی متفاوت او نسبت به بازی های دیگرش است. ارجمند که مخاطب عادت دارد او را در نقش های مختلف با بازی های خوب ببیند، در ساعت شنی یکی از بهترین نقش هایش را بازی می کند. این نکته درباره برخی دیگر از بازیگران دیگر سریال نیز صدق می کند. رویا نونهالی، رویا تیموریان، ژاله علو، داریوش ارجمند، مهراوه شریفی نیا، بیژن امکانیان، کورش تهامی، کمند امیرسلیمانی، پوریا پورسرخ، شهره لرستانی، سام درخشانی و آزیتا حاجیان بازیگران این سریال پربازیگر هستند. درباره بازی ها اگر که دست بدهد در مصاحبه هایی جداگانه به آن خواهیم پرداخت.
ساعت شنی را ابتدا قرار بود رسول صدرعاملی کارگردانی کند. از بهرام بهرامیان سریال دیگری به نام مشق عشق به نویسندگی فلورا سام پخش شد که از لحاظ قوت و ساختار تفاوت فاحشی با ساعت شنی داشت. بهرام بهرامیان با ساعت شنی تا همین جای کار برگ برنده یی را به عنوان یک مجموعه ساز موفق تلویزیونی در کارنامه خود ثبت کرده است.ساعت شنی در پخش نیز برای مدیران شبکه یک سیما تجربه جدیدی به حساب می آید. این سریال که قرار بود به صورت هفتگی پخش شود، در حال حاضر هفته یی سه بار در شب های زوج پخش می شود. تجربه یی که به نظر می رسد سیاست های پخش شبکه های دیگر را نیز دستخوش تغییرات اساسی بکند.


مهربانو ابدی دوست

 

 

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

 

«ساعت شنی» تجربه ای جسورانه

«مجموعه «ساعت شنی» که این روزها در حال پخش از تلویزیون است بدون عبور از خطوط قرمز تاثیرگذاری خود را مدیون ورود به حیطه های نو و البته جسورانه است که به مخاطب فرصتی برای تجربه های خاص می دهد.»

«مجموعه «ساعت شنی» که این روزها در حال پخش از تلویزیون است بدون عبور از خطوط قرمز تاثیرگذاری خود را مدیون ورود به حیطه های نو و البته جسورانه است که به مخاطب فرصتی برای تجربه های خاص می دهد.» تلویزیون جمهوری اسلامی ایران این روزها مقطعی پرمخاطره و حساس را می گذراند. ورود به حیطه های خاص و تجربه نشده در مدیوم تلویزیون از مسائلی است که اخیرا انعکاسی خاص پیدا کرده و رویکرد سیما و البته تعابیر ارائه شده از این رویکرد می تواند مورد تحلیل قرار بگیرد. در واقع چند وقتی است مجموعه های تلویزیون تلاش می کنند با تکیه بر مضامین تازه از حد و اندازه های انتظار و سلیقه بیننده فراتر رفته و این مخاطب گریزپا را با تمهیداتی مقابل تلویزیون نگه دارند. تولیدات پرهزینه و تاریخی چون «در چشم باد» و همین مجموعه «روزگار قریب» که این روزها در حال پخش است، ماحصل نهادینه شدن این تفکر در رسانه ملی هستند که رویکرد این سازمان را در توجه به تاریخ و مقاطع تاریخی نشان می دهد.
اما در مجموعه های معاصر هم تلاش این رسانه برای متفاوت شدن چندی است خودنمایی می کند و مجموعه های «مدارصفردرجه»، «راه بی پایان»، «میوه ممنوعه» و... نمونه های موفق این توجه هستند که فاصله فکر تا عمل را به حداقل رسانده اند. مخاطبان تلویزیون هم این تفاوت سطح را مورد توجه قرار داده و میزان استقبال از این مجموعه ها خود گویای این بذل توجه است. اما در مقابل «سال های برف و بنفشه»، «شکرانه» و... نمونه هایی هستند که نتوانسته اند اندیشه پیشرو بودن را به فعلیت مناسب بدل کنند و البته این از ویژگی های اجتناب ناپذیر آزمون و خطاست. این روزها مجموعه «ساعت شنی» از شبکه اول سیما با شیوه ای جدید در حال پخش است.
رویکرد هوشمندانه در پخش یکروز در میان این مجموعه شرایطی فراهم آورده تا به نوعی اتمسفر خاص ساخته شده در مجموعه در فضای پخش هفتگی پراکنده نشود و با فشردگی به نوعی مخاطب را به طور مداوم درگیر خود کند. ارزش های بالقوه مجموعه با این شیوه به فعلیت مناسب رسیده و مخاطب را به شدت درگیر خود کرده است. از همین رو است که هنوز چهار قسمت از پخش مجموعه نگذشته، مطالب، نقدها، نظرات و تحلیل ها درباره آن آغاز شده است. هرچند نقد زودهنگام این مجموعه ۲۶ قسمتی را در نخستین گام ها نوعی سهل نگری می دانیم، اما پرداختن به ویژگی هایی که این روزها به «ساعت شنی» نسبت داده می شود، در چنین مقطعی به نظر لازم می آید. در اغلب مطالب نوشته شده مزیت این مجموعه به عبور از خطوط قرمز تلویزیون معنی می شود. تعریفی که به نظر می آید برخاسته از درکی نادرست از خطوط قرمز تلویزیون است.
اینکه تا به حال سینما که عرصه آزادتری برای پرداختن به موضوعات حساس و حتی خطوط قرمز است تاکنون سراغ این موضوع نرفته، نمی تواند به این مفهوم باشد که این مجموعه خط شکنی کرده است. در واقع شاید خط قرمز را بتوان به مفهومی بهتر به شکستن یکسری از مفاهیم، مناسبات و خطوط که در تفکر کلی جامعه وجود دارد، نسبت داد. با این اندیشه مثلا می توان شوخی با روحانیت در «مارمولک» یا شوخی با جنگ و شهادت طلبی در «لیلی با من است» را نوعی شکستن خط قرمز تعبیر کرد نه صرفا وارد شدن به هر حیطه ای برای اولین بار. به گزارش مهر، تحلیل نزدیک به واقعیت این است که «ساعت شنی» موضوعی حساس و جسورانه را محور قرار داده که البته در سینما و تلویزیون تا به حال کار نشده و علت این رویکرد هم نه ممنوع بودن این حیطه بلکه به همان وجه حساسیت بازمی گردد. به نظر می آید یکسری بایدها و نبایدها در اذهان هنرمندان، مسئولان و مدیران و... وجود دارد که آنها را از رفتن سراغ مضامینی خاص برحذر می دارد و این دور باطل دهان به دهان و سینه به سینه گشته تا اینکه بدل به خط قرمز مجازی شده، بدون آنکه در واقعیت وجود داشته باشد.
موضوع رحم های اجاره ای هم از همان مضامینی است که به نظر می آید بنابر همین تعابیر و تحلیل های شخصی به نوعی خط ممنوع تعبیر شده و تا به حال کسی سراغ آن نرفته است. ولی «احمد رفیع زاده» فیلمنامه نویس «ساعت شنی» با نوع نگاه دراماتیک و مدرن خود به این مضمون و تفکری که بر کار حاکم کرده، نشان داد می توان این موضوع را در رسانه ملی مطرح کرد آن هم بر بستر قصه ای به شدت زنانه و البته تیره. نکته مهم دیگر در مورد «ساعت شنی» تنها ورود به حیطه های جسورانه و حساس داستانی نیست، بلکه به نظر می آید همه مجموعه عوامل به گونه ای کنار هم قرار گرفته اند که ماحصل کار چیزی فراتر از معیارهای تلویزیونی شود.
از گروه بازیگران حرفه ای و بازی های درخشان، فیلمبرداری سیال، کارگردانی ساختارشکن، روایتی متقاطع و نهایتا مجموعه ای که مخاطب تلویزیونی را که در بمباران مجموعه های بی بو و خاصیت قرار دارد، وادار به دیدن تفاوت ها و مقایسه می کند. در واقع می توان «ساعت شنی» را به نوعی ترازو برای محک سطح سلیقه مخاطب تعبیر کرد که همواره دستاویز مجموعه های سطح پائین قرار می گیرد. معمولا وقتی از سازندگان این مجموعه ها در مورد ضعف کارشان سئوال می شود سهل الوصول بودن تلویویون و پاسخ دادن به خواست و نیاز اولیه مخاطب را مطرح می کنند که آنها را به سوی روالی تکراری و نازل سوق داده است. خلاصه اینکه این درست که تماشاگر تلویزیون هم مجموعه های برنامه خانواده را نگاه می کند هم «جواهری در قصر» و هم فیلم های سینمایی برنامه سینما چهار و البته مسابقات فوتبال را. ولی این نکته دلیل نمی شود که برنامه سازان هم تلاشی برای بالا بردن معیارهای کیفی تلویزیون انجام ندهند و در واقع به ساده نگری خو کنند.

گزارش: روزنامه ابتکار

 

 

******************************************

سریال شکرانه

 

ساعت شنی

 

 

 

پوستر

 

 

در پناه حق باشید

 

 

!! نوشته شده توسط آرزو | 11:28 قبل از ظهر | شنبه 1 دی1386 •