تبليغاتX
.....:جزیره--هنرمندان:.....

عید غدیر خم بر شیعیان جهان مبارک باد

 

با سلام خدمت تمامی دوستان عزیزم  عید غدیر خم بر تمام شیعیان و به خصوص شما دوستان عزیز و خانواده  های محترمتون مبارک باشه

مرسی از همتون که به وبلاگ سر میزنین

رعنای عزیزم من حالم خوبه و الانم اپ کردم....

من دیگه تا بعد از ۲۴ ام به دلیل امتحانات اپ نمیکنم....

خوب اینم اپ امروز امیدوارم لذت ببرین

 

------------

-http://www.ir-tci.org/01/pic/ghadir.jpg

 

http://www.parsiblog.com/FirendsAlbum/7aseman/FF46_cd.jpg

 

 

خداوند به من چنين وحي كده است:
«
اي پيامبر،
ابلاغ كن آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده،
-درباره عليّ، يعني خلافت علي بن ابي طالب -
و اگر انجام ندهي رسالت او را نسانده اي،
و خداوند تو را از مردم حفظ مي كند. »
اي مردم،
من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل كرده كوتاهي نكرده ام،
و من سبب نزول اين آيه را براي شما بيان مي كنم:
جبرئيل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند سلام پروردگارم - كه او سلام است -
مرا مامور كرد كه در اين محلّ اجتماع بپا خيزم و بر هر سفيد و سياهي اعلام كنم كه
« علي بن ابي طالب برادر من و وصي من و جانشين من بر امتم و امام بعد از من است.
نسبت او به من همانند نسبت هارون است به موسي جز اينكه بعد از من پيامبري نيست.
و او صاحب اختيار شما بعد از خدا و رسولش است.»
و خداوند در ايم مورد آيه اي از كتابش بر من نازل كرده است:
« صاحب اختيار شما خدا و رسولش
و كساني هستند كه ايمان آورده اند و نماز بر پا مي دارند و در حال ركوع زكات مي  دهند.»
و علي بن ابي طالب است كه نماز را بپا داشته و در حال ركوع زكات داده
و در هر حال خداوند عزوجل را قصد مي كند.


اي مردم،
من از جبرئيل در خواست كردم كه از خداوند بخواهد تا مرا از ابلاغ اين مهم معاف بدارد،
زيرا از كمي متقين
و زيادي منافقين
و افساد ملامت كنندگان
و حيله هاي مسخره كنندگانِ اسلام
اطلاع دارم،

...
بعد از همه اينها، خداوند از من راضي نمي شود مگر آنچه در حق علي بر نازل كرده ابلاغ نمايم.
..."

قسمتي كوتاهي از سخنان پيامبر اكرم كه درود و سلام خدا بر او باد در روز عيد غدير
برگرفته از كتاب خطابه غدير - محمد باقر انصاري

 

شکرانه

 

 

پوستر

 

-----------------

 

 

در شبكه يك سيما؛

كارگردان «ساعت‌شني»، «خسته‌دلان» را مي‌سازد                                     

خبرگزاري فارس: كارگردان «ساعت‌شني»، «خسته‌دلان» را در شبكه يك سيما مي‌سازد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از رسانه خبري شبكه اول سيما، «بهرام بهراميان» كه اين روزها مجموعه تلويزيوني «ساعت شني» را روزهاي شنبه، دوشنبه و چهارشنبه از شبكه اول سيما در حال پخش دارد، به زودي «خسته دلان» را براي شبكه اول سيما خواهد ساخت.
بنا بر اين گزارش، اين مجموعه كه «خسته دلان» نام دارد با ساختاري اپيزوديك، چند شخصيت ثابت دارد كه درگير اتفاقات مختلف مي‌شوند. اين مجموعه تلويزيوني به تهيه‌كنندگي محسن شايانفر در 14 قسمت 45 دقيقه‌اي نوشته مي‌شود و سعيد رحماني سرپرست نويسندگان و اولدوز نادري و مهتا وزوايي نويسندگان آن هستند.

«خسته‌دلان» محصول گروه فيلم و سريال شبكه اول سيما است

 

 

=================

 

شجاعت رسانه‌ملی در تولید ساعت شني

یک کارشناس رسانه معتقد است شجاعت رسانه ملی در تولید مجموعه تلویزیونی "ساعت شنی" قابل تقدیر است و نباید با ایجاد نگرانی مسئولان را از ساخت مجموعه‌هایی با مضامین متفاوت پشیمان کرد.

محمد میرکیانی درباره مجموعه "ساعت شنی" به خبرنگار مهر گفت: "هر اثر هنری که به موضوعی واقعی می‌پردازد، به این معنی نیست که آن اتفاق حتماً در جامعه اتفاق افتاده باشد و بخشی از آن به تخیل نویسنده برمی‌گردد. مجموعه تلویزیونی "ساعت شنی" هم از این قاعده مستثنی نیست. به عنوان نمونه اگر یک فیلم آمریکایی یک موضوع اجتماعی جامعه را به تصویر بکشد و بعد در این فیلم شاهد کشته شدن هزار نفر باشیم، یعنی این تعداد آدم کشته شده‌اند؟"

مدیر گروه کودک و نوجوان شبکه یک ادامه داد: "نگاه رسانه ملی در تولید آثار باید پیشگیرانه باشد و اطلاعات مخاطبان با دیدن یک اثر هنری بالا برود. به نظرم شجاعت اصحاب رسانه منجر به تولید چنین مجموعه‌ای شده است. بنابراین مسئولان سیما باید تشویق شوند، چرا که جامعه به ثبات رسیده تا بتوان موضوعات اجتماعی را مطرح کرد و نباید ایجاد نگرانی کرد تا دیگر این نوع آثار متفاوت تولید نشود و مسئولان پشیمان شوند."

سردبیر سابق مجله سوره نوجوان خاطرنشان ساخت: "قبل از پخش مجموعه "ساعت شنی"، مجموعه تلویزیونی "مدار صفر درجه" از شبکه اول پخش شد. تولید و پخش این مجموعه هم کاری شجاعانه بود. طرح و موضوع مجموعه "ساعت شنی" بدیع است و تاثیری زیاد بر مخاطبان می‌گذارد. نباید نگران باشیم. در این مجموعه پرداخت شخصیت‌ها خیلی خوب و ضرباهنگ کار تند است و مخاطب را خسته نمی‌کند."

میرکیانی با اشاره با استقبال زیاد مخاطبان از مجموعه "ساعت شنی" گفت: "تلفن‌هایی که به شبکه یک می‌شود نشان می‌دهد این مجموعه پرمخاطب است. به نظرم رسانه باید حرف‌های عمیق در تولیدات فرهنگی هنری بزند و نباید مجموعه‌های خنثی تهیه کند، چرا که تاثیری بر مخاطب نخواهد داشت. هدف شبکه یک هم از تولید چنین مجموعه‌ای پرداختن به مسائل تامل‌برانگیز بوده است. مسئولان باید سعی کند با آثار خوب و متفاوت سطح سلیقه مخاطب را بالا ببرند و اطلاعاتی هم به مخاطب منتقل شود."

مدیر گروه کودک و نوجوان شبکه یک در پایان گفت: "تصمیم اخیر شبکه یک برای پخش یکروز در میان مجموعه‌های تلویزیونی اگر بازتابی خوب در میان مخاطبان داشته باشد، ادامه می‌یابد و مجموعه‌ها هفته‌ای سه روز روی آنتن می‌روند."

محمد میرکیانی سابقه عضویت در کمیته تعریف کتب درسی آموزش و پرورش، عضویت در گروه طرح و برنامه شرکت صبا و تالیف بیش از هفتاد کتاب را در کارنامه دارد. وی برنده کتاب سال هم شده و جشنواره فیلم کودک و نوجوان همدان امسال از این نویسنده کودک تقدیر کرد.

مجموعه تلویزیونی "ساعت شنی" به نویسندگی احمد رفیع‌زاده و کارگردانی بهرام بهرامیان با بازی داریوش ارجمند، رویا نونهالی، بیژن امکانیان، نسرین مقانلو، مهراوه شریفی‌نیا، کمند امیرسلیمانی، برزو ارجمند، ژاله علو، پوریا پورسرخ و ... روزهای زوج روی آنتن شبکه یک می‌ر

******************************

 

ترازویی برای محک زدن سلیقه مخاطب"ساعت شنی"

مجموعه "ساعت شنی" که این روزها در حال پخش از تلویزیون است بدون عبور از خطوط قرمز‌ تأثیرگذاری خود را مدیون ورود به حیطه‌های نو و البته جسورانه است که به مخاطب فرصتی برای تجربه‌های خاص می‌دهد. تلویزیون جمهوری اسلامی ایران این روزها مقطعی پرمخاطره و حساس را می گذراند. ورود به حیطه‌های خاص و تجربه نشده در مدیوم تلویزیون از مسائلی است که اخیراً انعکاسی خاص پیدا کرده و رویکرد سیما و البته تعابیر ارائه شده از این رویکرد می تواند مورد تحلیل قرار بگیرد.

در واقع چند وقتی است مجموعه‌های تلویزیون تلاش می‌کنند با تکیه بر مضامین تازه از حد و اندازه‌های انتظار و سلیقه بیننده فراتر رفته و این مخاطب گریزپا را با تمهیداتی مقابل تلویزیون نگه دارند. تولیدات پرهزینه و تاریخی چون "در چشم باد" و همین مجموعه "روزگار قریب" که این روزها در حال پخش است، ماحصل نهادینه شدن این تفکر در رسانه ملی هستند که رویکرد این سازمان را در توجه به تاریخ و مقاطع تاریخی نشان می دهد.

اما در مجموعه های معاصر هم تلاش این رسانه برای متفاوت شدن چندی است خودنمایی می کند و مجموعه های "مدار صفر درجه"، "راه بی پایان"، "میوه ممنوعه" و ... نمونه های موفق این توجه هستند که فاصله فکر تا عمل را به حداقل رسانده اند. مخاطبان تلویزیون هم این تفاوت سطح را مورد توجه قرار داده و میزان استقبال از این مجموعه ها خود گویای این بذل توجه است. اما در مقابل "حلقه سبز"،‌ "سال‌های برف و بنفشه"، "شکرانه" و ... نمونه هایی هستند که نتوانسته‌اند اندیشه پیشرو بودن را به فعلیت مناسب بدل کنند و البته این از ویژگی‌های اجتناب‌ناپذیر آزمون و خطاست.

این روزها مجموعه "ساعت شنی" از شبکه اول سیما با شیوه‌ای جدید در حال پخش است. رویکرد هوشمندانه در پخش یکروز در میان این مجموعه شرایطی فراهم آورده تا به نوعی اتمسفر خاص ساخته شده در مجموعه در فضای پخش هفتگی پراکنده نشود و با فشردگی به نوعی مخاطب را به طور مداوم درگیر خود کند.

ارزش‌های بالقوه مجموعه با این شیوه به فعلیت مناسب رسیده و مخاطب را به شدت درگیر خود کرده است. از همین روست که هنوز چهار قسمت از پخش مجموعه نگذشته، مطالب،‌ نقدها، نظرات و تحلیل‌ها درباره آن آغاز شده است. هر چند نقد زودهنگام این مجموعه ۲۶ قسمتی را در نخستین گام‌ها نوعی سهل‌نگری می دانیم، اما پرداختن به ویژگی‌هایی که این روزها به "ساعت شنی" نسبت داده می‌شود،‌ در چنین مقطعی به نظر لازم می آید.

در اغلب مطالب نوشته شده مزیت این مجموعه به عبور از خطوط قرمز تلویزیون معنا می‌شود. تعریفی که به نظر می آید برخاسته از درکی نادرست از خطوط قرمز تلویزیون است. اینکه تا به حال سینما که عرصه آزادتری برای پرداختن به موضوعات حساس و حتی خطوط قرمز است تاکنون سراغ این موضوع نرفته، نمی‌تواند به این مفهوم باشد که این مجموعه خط شکنی کرده است.

در واقع شاید خط قرمز را بتوان به مفهومی بهتر به شکستن یکسری از مفاهیم، مناسبات و خطوط که در تفکر کلی جامعه وجود دارد، نسبت داد. با این اندیشه مثلاً می‌توان شوخی با روحانیت در "مارمولک" یا شوخی با جنگ و شهادت‌طلبی در "لیلی با من است" را نوعی شکستن خط قرمز تعبیر کرد نه صرفاً وارد شدن به هر حیطه ای برای اولین بار.

تحلیل نزدیک به واقعیت این است که "ساعت شنی" موضوعی حساس و جسورانه را محور قرار داده که البته در سینما و تلویزیون تا به حال کار نشده و علت این رویکرد هم نه ممنوع بودن این حیطه بلکه به همان وجه حساسیت بازمی گردد. به نظر می آید یکسری بایدها و نبایدها در اذهان هنرمندان، مسئولان و مدیران و ... وجود دارد که آنها را از رفتن سراغ مضامینی خاص برحذر می‌دارد و این دور باطل دهان به دهان و سینه به سینه گشته تا اینکه بدل به خط قرمز مجازی شده، بدون آنکه در واقعیت وجود داشته باشد.

موضوع رحم های اجاره ای هم از همان مضامینی است که به نظر می آید بنا بر همین تعابیر و تحلیل های شخصی به نوعی خط ممنوع تعبیر شده و تا به حال کسی سراغ آن نرفته است. ولی احمد رفیع زاده فیلمنامه‌نویس "ساعت شنی" با نوع نگاه دراماتیک و مدرن خود به این مضمون و تفکری که بر کار حاکم کرده،‌ نشان داد می‌توان این موضوع را در رسانه ملی مطرح کرد آن هم بر بستر قصه ای به شدت زنانه و البته تیره.

نکته مهم دیگر در مورد "ساعت شنی" تنها ورود به حیطه های جسورانه و حساس داستانی نیست، بلکه به نظر می آید همه مجموعه عوامل به گونه ای کنار هم قرار گرفته اند که ماحصل کار چیزی فراتر از معیارهای تلویزیونی شود. از گروه بازیگران حرفه ای و بازی های درخشان، فیلمبرداری سیال،‌ کارگردانی ساختارشکن، روایتی متقاطع ... و نهایتاً مجموعه ای که مخاطب تلویزیونی را که در بمباران مجموعه های بی بو و خاصیت قرار دارد،‌ وادار به دیدن تفاوت ها و مقایسه می کند.

در واقع می توان "ساعت شنی" را به نوعی ترازو برای محک سطح سلیقه مخاطب تعبیر کرد که همواره دستاویز مجموعه های سطح پائین قرار می گیرد. معمولاً وقتی از سازندگان این مجموعه ها در مورد ضعف کارشان سئوال می‌شود سهل الوصول بودن تلویویون و پاسخ دادن به خواست و نیاز اولیه مخاطب را مطرح می کنند که آنها را به سوی روالی تکراری و نازل سوق داده است.

این درست که تماشاگر تلویزیون هم مجموعه های برنامه خانواده را نگاه می کند هم "جواهری در قصر" و هم فیلم های سینمایی برنامه سینما چهار و البته مسابقات فوتبال را. ولی این نکته دلیل نمی شود که برنامه‌سازان هم تلاشی برای بالا بردن معیارهای کیفی تلویزیون انجام ندهند و در واقع به ساده نگری خو کنند.

رسالت فراموش شده تلویزیون در تربیت مخاطب و ارتقاء سلیقه آنها حلقه‌ای گمشده است که به نظر می آید آرام آرام در حال آشکار شدن و رخ نمایی است. "ساعت شنی" نمونه‌ای است که نشان می دهد می توان به مخاطب تلویزیون اعتماد کرد و برای سلیقه اش احترام قائل بود.

سایت سیمرغ

 

......................................................................

 

اگر پای رفتن نداریم...

اجتماع و خانواده در وجوه مثبت و منفی محور اصلی مجموعه "ساعت شنی" است و زندگی آدم‌های جامعه از طبقات مختلف و پیوند آنها به بهانه موضوع رحم جایگزین امکانپذیر شده و این وجه نباید زیر سایه تازگی این موضوع کمرنگ شود و اهمیت خود را از دست بدهد.

اجتماع و خانواده در وجوه مثبت و منفی محور اصلی مجموعه "ساعت شنی" است و زندگی آدم‌های جامعه از طبقات مختلف و پیوند آنها به بهانه موضوع رحم جایگزین امکانپذیر شده و این وجه نباید زیر سایه تازگی این موضوع کمرنگ شود و اهمیت خود را از دست بدهد.
به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه "ساعت شنی" نوشته احمد رفیع زاده به کارگردانی بهرام بهرامیان که این روزها به پخش دهمین قسمت خود نزدیک می‌شود محل بحث و مناقشه بسیار شده است. این مناقشات دو سمت و سوی مختلف را نشانه گرفته که از هر دو وجه هم قابل بحث و بررسی است.
بحث رحم جایگزین یا اجاره‌ای مضمونی به ظاهر تازه است که از وجه آسیب‌شناسی بیماری و نوع رویکرد به آن می‌تواند مورد توجه قرار بگیرد. مبحث دوم دراماتیزه کردن این مضمون در قالب داستانی و شیوه پرداخت آن برای ساخت یک مجموعه ۲۶ قسمتی است. "ساعت شنی" از وجه دوم یعنی دراماتیزه کردن داستان و ماجراسازی و همچنین نگاهی حرفه‌ای که به کلیه تخصص‌ها دارد کمتر محل مناقشه بوده است.
چرا که همگان متفق القول بر رویکرد فرانگر این مجموعه در تدوین، فیلمبرداری، بازیگری، فیلمنامه‌نویسی، کارگردانی، آهنگسازی و ... اذعان دارند و کمترین ایرادها در نقدهای زودهنگام متوجه این بخش شده است. اما وجهی که در "ساعت شنی" بیش از پیش مورد تاخت و تاز نقدهای زودهنگام قرار گرفته تعبیر عبور از خطوط قرمز تلویزیون با پرداختن به موضوع رحم جایگزین و همچنین سیاه‌نگری این مجموعه است که هر دو وجه جای تحلیل و شفاف‌سازی دارد.
"ساعت شنی" محکوم به شکستن خطوط قرمز فرضی رسانه ملی می‌شود، در حالی که در بسیاری مواقع (از جمله همین مورد خاص) خطوط قرمز مجازی ساخته ذهن افراد هستند .
موضوع رحم جایگزین در کشوری مانند ایران که مردمانش با مشکلات اقتصادی دست به گریبان بوده‌اند، می‌تواند مضمونی هم ردیف فروش کلیه تعبیر شود. هر چند برخی پزشکان به رویکرد تجاری به موضوع رحم جایگزین اعتراض دارند، ولی این سلایق شخصی نمی‌تواند منکر بسط چنین رفتاری در سطح جامعه شود ... چرا که انکار حقیقت، نفس و ذات آن را نفی نمی کند
هر چند می‌توان نو بودن این موضوع را به عنوان یک نقطه امتیاز و نه خط شکن تعبیر کرد ولی مسئله ای که برخی منتقدان به آن بی‌توجهی کرده‌اند این است که همین موضوع رحم جایگزین چند ماه پیش در یکی از اپیزودهای مجموعه "پنجره" که از برنامه خانواده شبکه یک پخش می‌شد محور داستان قرار گرفت و اتفاقاً هم وجه تجاری آن به کمک درام آمد تا یک مادر در موقعیتی بحرانی مجبور به اجاره رحم خود برای تأمین هزینه دختر بیمارش شود.
اما چطور شد که "پنجره" مورد اعتراض قرار نگرفت؟ چون شکل بسته بندی مجموعه و ساعت و زمان پخش آن شرایطی فراهم کرد که مانند "ساعت شنی" دیده نشود و طبعاً مورد نقد و تحلیل هم قرار نگیرد. اما "ساعت شنی" به جهت رویکرد حرفه ای به کلیه مولفه‌های تصویری و مضمونی، حاشیه‌هایی که پیرامونش ایجاد شد و نمایش در ساعتی پربیننده خوب دیده شد و این خوب دیده شدن به ضررش تمام شد!
ذکر این نکته به نظر ضروری می آید که همه منتقدان و کارشناسان موضوع محوری و اصلی "ساعت شنی" را رحم جایگزین در نظر می گیرند و مرتب بر وجه نگاه تجاری که بر این روند حاکم شده دامن می زنند. در صورتی که با یک نگاه شفاف می‌توان به تم اصلی مجموعه که در زیرلایه آن و بطن خطوط قصه چندگانه موج می زند رسید.
اجتماع و خانواده در وجوه مختلف مثبت و منفی محور و تم اصلی مجموعه "ساعت شنی" است و کمتر به آنها توجه شده است. زندگی آدم‌های مختلف جامعه از طبقات مختلف و پیوند آنها در کنار هم به مدد موضوع رحم جایگزین امکانپذیر شده و این وجه نباید زیر سایه تازه بودن این موضوع کمرنگ شود و اهمیت خود را از دست بدهد. مجموعه ای در رثای خانه و خانواده.
وجه دومی که در "ساعت شنی" زیر سئوال رفته و به نادیده گرفتن وجوه مثبت موجود در کار انجامیده، سیاه نمایی این مجموعه است. این درست است که این مجموعه برای دادن یک تابلو تمام نما از اجتماع، گریزی از نشان دادن سیاه و سفید، مثبت و منفی و ... در کنار هم ندارد، ولی تأثیرگذاری بیشتر رفتارهای منفی و بزرگ نمایی لاجرم آنها نمی‌تواند به سیاه نمایی صرف تعبیر شود.
"ساعت شنی" رفتارهای منفی را به تصویر می‌کشد. روابط غیراخلاقی، فقر، اعتیاد، طلاق، سقط جنین، دروغ، دزدی و ... معضلات اجتماعی هستند که در مجموعه دز متعادل خود را حفظ کرده اند. این تعادل از جایی می آید که سازندگان در کنار این رفتارهای غلط و منفی، به موارد مثبت و روشن هم پرداخته اند. اما چون مستقیم و گل درشت نیست مانند نقاط تاریک و منفی به چشم نمی آید.
انگیزه اولیه ماهرخ (رویا نونهالی) برای دست زدن به این کنش انتحاری و انتخاب یک رحم جایگزین چیست؟ جز اینکه او برای رضایت قلبی پدرش که در آستانه مرگ قرار دارد و یک وارث می‌خواهد، خود، زندگی و روح و روانش را به حراج می‌گذارد؟ وجه حمایتگر حامد (بیژن امکانیان) که با وجود نداشتن رضایت کامل، تنها برای آرامش‌بخشی به ماهرخ تن به این کار می‌دهد، رفتاری فراموش‌شده در مردان امروز که دیرزمانی تکیه‌گاه زن و همسر خود بودند و وجه مقابل مردان منفی مجموعه نیست؟
انگیزه اولیه مهشید (مهراوه شریفی‌نیا) برای وارد شدن به این معامله روحی روانی جز برای فراهم کردن شرایط زندگی بهتر خواهران و برادرانش است؟ انصراف سیمین (نسرین مقانلو) از معامله با ماهرخ و جا خالی کردن او جز حرکتی غیرمستقیم برای کمک به مهشید و درک نیازمندی بیشتر اوست؟ هر چند سیمین هم خود زندگی نابسامان دارد، ولی فقر سایه عزت نفس را از لایه درونی این شخصیت هنوز پاک نکرده است.
احترامی که عمه (رویا تیمویان) برای برادرش (داریوش ارجمند) قائل است و در کنار همه بی‌توجهی و بی‌مهری که سالیان در حق او کرده، حرمت برداری را نگه داشته و او را ارج می‌گذارد، رفتاری فراموش شده در فرهنگ جامعه امروز ما نیست؟ بازشناسایی چنین رفتارهایی از لایه‌های تو در تو مجموعه "ساعت شنی" چندان مشکل نیست، فقط کافی است عینک سیاه بینی را کمی عقب بزنیم و به چیزی ورای نقاط منفی اما عینی رفتارهای اجتماعی در این مجموعه نگاه کنیم.
اما متأسفانه از آنجا که تیرگی و سیاهی به واسطه جذابیت وسوسه کننده خود سلطه گر هم هست از سوی منتقدان و کارشناسان زودهنگام این مجموعه هم مورد توجه بیشتر قرار گرفته و اینجاست که باید گفت اگر پای رفتن نداریم مباد با تنگ نظری پای رفتن را از دیگران هم بگیریم!
 

 

 

!! نوشته شده توسط آرزو | 8:1 قبل از ظهر | شنبه 8 دی1386 •