تبليغاتX
.....:جزیره--هنرمندان:.....

حرکت اول-عکس-خبر-پوستر

سلام خدمت شما دوستای عزیزو گل حال تون خوبه؟

خوش میگذره؟ ببخشید که یه مدت طولانی غیبت داشتم

فشار درسا اصلا اجازه نمیده ...واقعا شرمنده....

اربعین حسینی رو با یک روز تاخیر به همتون تسلیت میگم..

خوب دوستای عزیزم امروز هم با تعدادی خبر از فیلم جدید اقای پورسرخ

به نام "حرکت اول" به همراه دانلود دو قسمت از سریال صاحبدلان

عکس ..پوستر و ... در خدمت تون هستم...امیدوارم که لذت ببرین

در ضمن ببخشید که نمیتونم تمام قسمتهای در خواستی سریال صاحبدلان رو بزارم

شاد و کامیاب باشید

 

 

 

دانلود صاحبدلان

 

صاحبدلان ((1))

 

صاحبدلان ((2))

----------------------------

حرکت اول 
 
جلوه هاي ويژه تصويري از آن نوعي که در سينماي غرب رواج دارد، ديگر براي فيلمسازان ايراني يک رويا نيست.
اين روزها در فيلمي سينمايي که در حال ساخت است ، گروه سازنده در حال تجربه يکي از همان جلوه هاي ويژه هستند.
فرهاد نجفي ، کارگردان فيلم «حرکت اول» در اولين تجربه بلند خود قصه اي را مقابل دوربين برده است که داستان آن نياز به جلوه هاي ويژه ميداني و رايانه اي مختلفي دارد.
به گزارش خبرنگار ما، قصه اين فيلم درباره 3جوان است که از آدمهاي ديگر خلاق ترند و براي هيجان بيشتر، تلاش مي کنند. آنها در مقطعي از داستان با هم آشنا مي شوند و اين آشنايي سبب مي شود به دنبال ماجراهاي پر هيجاني بروند.
نجفي که خود مديريت جلوه هاي ويژه تصويري و ميداني فيلم را نيز به عهده دارد، مي گويد: تاکنون فيلم هاي کوتاه مختلفي در خارج از کشور ساخته ام که حال و هوايي کاملا اکشن دارند. براي ساخت اين فيلم نيز 2تيم مجزا در زمينه جلوه هاي ويژه تصويري و ميداني شامل 40نفر تشکيل داديم که اين گروه در ساخت اين فيلم جلوه هاي ويژه خاصي را به نمايش مي گذارند.
وي درباره جزئيات فيلم نيز مي گويد: در اين فيلم پژمان بازغي ، نيلوفر خوش خلق ، سام روشن ، بهمن دان ، مهرداد نقيبي ، هادي ثبات ، پيمان مقدمي ،پوریا پورسرخ ، زري ولدبيگي و... ايفاي نقش مي کنند. بازغي در نقش فرهاد حضور يافته و تيرانداز خوبي است و در باشگاه هاي معروف مسابقه مي دهد.
نيلوفر خوش خلق نيز در نقش سارا، شخصيتي است که در مسابقات اتوموبيل راني به شکل غير قانوني حضور مي يابد.
سام روشن هم نقش يک جوان رزمي کار را ايفائ مي کند که در ورزش هاي رزمي خاص مثل کنگ فو و فول کنتاکت مهارت زيادي دارد. آنها به زندگي خود مشغول هستند تا اين که در مقطعي از داستان فردي به نام سينا که نقش او را پيمان مقدمي ايفائ مي کند، اين شخصيت ها را دور هم جمع مي کند. آنها قرار است در يک دزدي با هم مشارکت کنند، اما ماجراهايي رخ مي دهد. در اين فيلم بهمن دان در نقش يک قاچاقچي مواد مخدر به نام ايرج معتمدي مقابل دوربين مي رود. مهرداد نقيبي در نقش کياني معاون معتمدي ، هادي ثبات در نقش سهراب برگزارکننده مسابقات شبانه و زري ولدبيگي در نقش يک فالگير از ديگر بازيگران اين فيلم هستند. به گفته نجفي ، قرار است پس از تصوير برداري ، فيلم براي تبديل به نسخه 35ميلي متري به کشور آلمان ارسال شود. تصويربرداري اين فيلم از اول ارديبهشت ماه آغاز شده است.
دست اندرکاران فيلم براي ساخت اين اثر اکشن در شهرهاي گراش از توابع استان فارس ، کيش ، لواسان ، شمال کشور و...برنامه تصويربرداري خواهند داشت. اين فيلم تلاش مي کند تا فضايي شيک و مدرن از ايران ارائه کند و به همين دليل بخشي از فيلم نيز در شمال کشور مقابل دوربين خواهد رفت. در ساخت اين فيلم رضا جعفري به عنوان تهيه کننده حضور خواهد داشت.
کيوان تاج فر به عنوان مدير تصويربرداري ، مسعود ولد بيگي به عنوان طراح چهره پردازي ، حسام احمدي در مقام صدابردار، کيوان محسني به عنوان دستيار کارگردان ، صالح عسکري به عنوان مدير هماهنگي و دکتر جاويد شقاقي و سحر ولد بيگي در مقام مشاور کارگردان ازديگر عوامل اين فيلم هستند. جالب است بدانيد انفجار دو خودروي مدل بالا، تصوير برداري با بالگرد و خلق جلوه هاي ويژه با استفاده از تصاوير کروماکي ، برخي از تمهيداتي است که در اين فيلم فراهم خواهد شد.

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

 

سایت اختصاصی فرهاد نجفی کارگردان "حرکت اول"

 

**************************

 

           هميشه پاي يك سيمرغ در ميان است
 
 
جشنواره- نازنين قنبري، آرامه اعتمادي، مهدخت اكرمي:
1- نزديكي‌هاي جشنواره فيلم فجر كه مي‌شود، دنيا، زندگي، كار و خلاصه همه دغدغه‌هاي روزمره فراموش‌مان مي‌شود. فقط اين 10 روز است كه مي‌تواند حالمان را سر جايش بياورد.

البته اين حس و حال  ربطي به فيلم‌هايي كه در جشنواره حضور دارند، ندارد؛ ربط كه دارد ولي منبع اين شور وصف‌ناپذير از جاي ديگري مي‌آيد؛ خودمانيم، به هر حال همين يك دلخوشي در سينما برايمان مانده و بس.البته  امسال جاي خيلي‌ها خالي است؛ جاي كساني كه بدون آنها جشنواره مثل سفره‌اي است كه ديزي دارد ولي پياز و ريحان ندارد. طبيعي است كه هميشه يك چيزي كم باشد و ما حسرتش را بخوريم؛ حسرت پياز و ريحان و...

2- امسال وقتي دم‌دماي بهمن ماه پيشنهاد اين وي‍ژه‌نامه مطرح شد، قرار شد اين خوراكي باشد براي اينكه بدانيد در جشنواره امسال چه مي‌گذرد. اول اينكه نشستيم و 10 فيلم منتخب از نگاه همشهري جوان را رديف كرديم و به طور كامل معرفي كرديم. البته سعي شد كه درباره هر فيلم، يكي از بازيگران‌اش يادداشتي برايمان بنويسد ولي از آنجا كه همه اهالي سينما در نيمه دوم سال بدجوري گرفتار هستند، تعدادي برايمان نوشتند و تعدادي هم مجال نوشتن پيدا نكردند.

نكته جذاب ويژه‌نامه‌مان هم رفتن سراغ جوان‌هايي بود كه طي يك دهه اخير سيمرغ گرفته بودند. ما كه حسابي فضولي‌مان گل كرده بود، رفتيم سراغشان تا ببينيم الان سيمرغ‌شان كجاست و اصولا با اين تنديس سيمرغ چه خاطره‌هايي دارند.

3- اما امسال وقتي در سالن سينما نشسته‌ايد و منتظريد تا فيلم مورد علاقه‌تان را ببينيد، صداي ‌هامون سينماي ايران در تيزر جشنواره فجر  مي‌آيد و جمله‌اي را مي‌گويد؛ ما هم با خسرو شكيبايي يكصدا مي‌شويم و مي‌گوييم: «تحويل سال سينماي ايران؛ بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر».

سيمرغ‌هايي كه با من دويده‌اند
بعضي از سؤال‌ها هستند كه وقتي از يكي مي‌پرسي، علاقه‌اي ندارد تو بداني. كاري‌اش هم نمي شود كرد. فكر مي‌كرديم اين سوال ما هم چيزي توي همين مايه‌ها باشد. اينكه از كسي بپرسي مهم‌ترين جايزه كاري‌ات را چه كار كردي و الان كجاي خانه نگه‌اش مي‌داري. ولي وقتي سراغشان رفتيم، فهميديم كه اين‌طوري هم كه فكر مي‌كرديم نيست. به هر حال دست به كار شديم و دل را زديم به درياي سيمرغي‌هاي جواني كه توي اين چند سال سيمرغ گرفتند.

خيلي دوست داشتيم كه همه صحبت مي‌كردند ولي نتيجه كار، همين چند نفري هستند كه مي بينيد. پس آنچه مي‌بينيد و مي‌خوانيد،سيمرغ گرفته‌هاي جواني هستند كه از حال و روز سيمرغ‌شان مي‌گويند و بس.

باران كوثري: تمام شب سيمرغ توي بغلم بود


چند وقتي مي‌شود كه دختر پر سر و صداي جشنواره بيست و پنجم، بي‌سرو‌صدا كار خودش را مي‌كند و خبري ازش نيست؛ همان بازیگر دوست‌داشتني سينما كه سال گذشته حسابي درخشيد و به خاطر بازي درخشان در 2 فيلم «خون بازي» و «روز سوم» سيمرغ بلورين بهترين بازيگر زن را دريافت كرد. او اين روزها آرام و بي سروصدا براي فيلمي كه مادرش تهيه‌كننده آن است، جلوي دوربين حسين جعفريان رفته.

اينكه مي‌گوييم بي‌سروصدا به اين خاطر است كه چند وقتي مي‌شود كه از او مصاحبه‌اي منتشر نشده و خودش هم قصد دارد تا پايان سال گفت‌وگويي نكند و روي كارش تمركز بيشتري داشته باشد. البته او اين ويژه‌نامه و موضوع گپ و گفت ما را استثنا قرار داد و در بعد از ظهر يك روز زمستاني  درباره سيمرغش حرف زد.

  • الان سیمرغ‌ات را کجا گذاشته‌اي؟

جای خاصی نیست.روی میز تحریرم؛ كنار کتاب‌هایم.

  • همان شبی که سیمرغ را گرفتی و مراسم اختتامیه تمام شد، با سیمرغ چه کار کردی؟

تمام شب سیمرغ توی بغلم بود؛ همان شب هم وقتی مراسم تمام شد، یکی از دوستان‌ام برایم جشن گرفت؛ شب خاطره‌انگیزی بود.

  • چرا سیمرغ را روی میز تحریر گذاشتی؟ چرا برایش یک جای مخصوص درست نکردی؟

دلم می خواست یک جایی بگذارم که خودم بتوانم زیاد ببینمش و توی دید بقیه نباشد. به هر حال، اتاقم جای دیگری نداشت، جز همین میز تحریرم.

  • شب قبل از اینکه سیمرغ بگیری یا همان شبی که گرفتی، خواب ندیدی؟

خواب ندیدم ولی در خواب و بیداری بودم. مدام داشتم تمرین می‌کردم که وقتي رفتم روی سن تالار وحدت، چه چیزهایی بگویم.

  • حالا تمرین جواب داد؛ یعنی عین همان چیزی را که تمرین کرده بودی، گفتي؟

درست عین همان حرف را زدم ولی خیلی استرس داشتم.

  • تا چند وقت هر روز وقتی از خواب بیدار می‌شدی، به سیمرغ نگاه می‌کردی؟

راستش مدت زیادی نبود. حقیقت‌اش این است که الان بیشتر از روزهای اول نگاهش می‌کنم. الان مدام به این فکر می کنم که حالا این چقدر برایم ارزش دارد. آیا این سیمرغ به معنای تأييد بازی من از طرف اساتیدی چون نصیریان و محمدرضا هنرمند بوده یا...

  • اگر روزی سیمرغ را دزد ببرد، چه کار می‌کنی؟

به هر حال، ناراحت می شوم ولی آن اتفاقي که قرار بود برای من بيفتد، افتاده. خود این سیمرغ بیشتر یک يادگاري است. خود آن موضوع است كه اهمیت دارد.

  • اگر بخواهی سیمرغت را به کسی هدیه بدهی، او چه کسی است؟

اگر بخواهم هدیه بدهم، آنها پدر و مادرم هستند.

  • تا به حال از آن روزی که سیمرغ را گرفتی و روی میز تحريرت گذاشتي، با یک دستمال نمناک به سراغش رفته‌اي که گرد و غبار رویش را پاک کنی؟

راستش نه؛ اتفاقا الان که پرسیدید، دارم نگاهش می‌کنم. انگار گرد و خاک گرفته. خوب شد که گفتيد. الان تمیزش می‌کنم.

  • امسال اگر سیمرغ بگیری باز هم برایت این طراوت و تازگی الان را دارد؟

حتما. چون مزه سیمرغ به یک بار یا دو بار گرفتن‌اش نیست. هر آدمی از تشویق شدن لذت می‌برد. ولی می‌توانم بگويم تندیس جشن خانه سینماي امسال من را بیشتر خوشحال کرد.

افشين هاشمي: سيمرغم در خانه پدري است
افشين هاشمي زود طعم سيمرغ را در سينما چشيد. او كه بعد از اولين بازي سينمايي‌اش در «خيلي دور، خيلي نزديك» در نقش يك روحاني، خيلي مورد توجه قرار گرفته بود، با بازي در نقش يك بيمار ايدزي در فيلم «پابرهنه در بهشت»، هيات داوران جشنواره سال گذشته را مجاب كرد تا سيمرغ را دودستي به او هديه كنند.

 احتمالا خستگي بازي‌هاي خوبش در تئاتر با اين سيمرغ از تنش درآمد. هاشمي اين روزها، هم در تئاتر «افرا» بازي مي‌كند و هم دستيار بهرام بيضايي در اين كار است.

  • الان سیمرغت کجاست؟

من چون اصلا آدم منظمی نیستم و معمولا از وسایلم خوب مراقبت نمی‌کنم، سیمرغ را در خانه پدری‌ام گذاشته‌ام.

  • خب، در کجای خانه پدری‌ات؟

هر جا که پدرم تشخیص داده!

  • چقدر چشمت به سیمرغ می‌افتد؟ اصلا وقتی به سیمرغ نگاه می‌کنی، یاد چه چیزهایی می‌افتی؟

من خیلی نمی‌بینم‌اش. سیمرغ در سردترین محل خانه ما قرار دارد و چون آنجایی که سیمرغ هست هوا بسیار سرد است، من زیاد آن گوشه از خانه تردد نمی‌کنم.

  • اگر بخواهی سیمرغت را به کسی هدیه بدهی، او چه کسی است؟

بگذار آن جای سردی که هست باقی بماند!

  • اگر روزی دزد سیمرغت را ببرد، چه کار می‌کنی؟

راستش دستم به هیچ‌جا بند نیست. تازه نمی‌دانم اگر به پلیس شکایت کنم آیا مراحل قانونی برای به سرقت رفتن سیمرغ وجود دارد یا نه؛ کما اینکه جایزه‌های ما را هم ندادند و هیچ اتفاقی نیفتاد و هیچ‌کس به‌روی خودش هم نیاورد. به خاطر همین بعید می‌دانم دستم به جایی بند شود.

  • بالاخره نگفتی وقتی سیمرغ را می‌بینی، یاد چه چیزی می‌افتی؟

ببینید، طبیعی است که وقتی یک چیزی در یک جای ثابت از خانه قرار می‌گیرد، کم‌کم جزئي از آنجا می‌شود و کم‌کم فراموش می‌شود اما اگر از آن جای سرد خانه پدری‌ام گذر کنم و بخواهم مرور کنم، یاد خیلی چیزها می‌افتم؛ یاد بهرام توکلی- کارگردان «پابرهنه در بهشت»-؛ یاد هومن سیدی و یاد امین تارخ- بازيگران پابرهنه در بهشت-؛ یاد خانه‌ای در نیاوران- كه محل فيلمبرداري‌مان بود-؛ یاد مسعود ده‌نمکی که وقتی ما جایزه می‌گرفتیم، او داد می‌زد و باعث می‌شد ما خجالت بکشیم از اینکه جایزه گرفته‌ايم و یاد چهره علی نصیریان با آن سابقه درخشان بازیگری و آن نمایشنامه‌های ماندگار که در سکوت به این هیاهو می‌نگریست؛ یاد بدقولی‌هایی که برای دریافت جایزه فجر شده؛ یاد رضا میرکریمی که فردا صبحش تماس گرفت و تبریک گفت؛ یاد پرویز پرستویی که همان شب تبریک گفت؛ یاد گروه تئاتر پرچین که از صبح می‌گفتند تو جایزه می‌گیری و من باور نمی‌کردم و یاد خیلی چیزهای دیگر.

  • وقتی رفتی روی سن تا سیمرغ را بگیری، استرس نداشتی؟ اصلا از قبل تمرین کرده بودی؟

در اين مواقع 2چيز به كمك بازيگران تئاتر مي‌آيد؛ یکی قـــدرتـشــان در بداهه‌گویی به دلیل نمایشنامه‌هایی که خوانده‌اند و یکی تسلط روی تنفسشان كه باعث مي‌شود در مواقع هيجان با تسلط و آرامش حرف بزنند.

من از هر دو مورد استفاده کردم. به هرحال من روي صحنه بداهه يا تمرين‌شده اينها را گفتم: «بازی دیگر همکاران‌ام در این بخش آن‌قدر خوب بوده که ایستادن در اینجا سخت است. بازی رشک‌برانگیز حامد بهداد در روز سوم، بازی استاد جعفر والی، دیوار 40ساله‌ای که می‌شود به‌اش تکیه کرد؛ چه آن زمانی که در گروه تئاتر ملی آثار ساعدی را کارگردانی می‌کرد، چه امروز که در فیلم «پاداش سکوت» ایفای نقش می‌کند.

مهرداد صدیقیان، نوجوانی که ای کاش من هم این بخت را داشتم که در سن او سینما را شروع می‌کردم و بازی روان صابر ابر. در حقیقت من به نمایندگی از این جمع اینجا ایستاده‌ام. امیدوارم نماینده خوبی باشم».

ليلا زارع: حرمت سيمرغ را بايد حفظ كنم
ليلا زارع يكي از بازيگران جواني است كه2  سال پيش آرام آرام آمد و سيمرغش را گرفت و رفت. او در جشنواره 24 به خاطر بازي در فيلم «ما همه خوبيم» سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل زن را گرفت و اين تشويق برايش حسابی ارزشمند بود. ليلا زارع، هم به سؤالات ما پاسخ داد و هم با رويي خوش به دفتر همشهري جوان آمد تا از او عكاسي كنيم.

  • سالي كه بهترين بازيگر نقش مكمل جشنواره شدي و سيمرغ را براي اولين بار گرفتي، چه حسي داشتي؟

هم خوشحال شدم و هم شگفت‌زده! چون از قبل كسي به من چيزي نگفته بود و هيچ پيش‌زمينه‌اي نداشتم؛ تا همان زماني كه اعلام كردند و متوجه شدم. وقتي اسم‌ام را اعلام كردند، دست و پايم يخ كرده بود! اما طبيعي هم بود چون به خاطر اولين كارم اين جايزه نصيبم شده بود.

  • الان سيمرغت را كجا گذاشته‌اي؟

(خنده) الان خانه است؛ روي ميز اتاقم.

  • پس جلوي ديدت است؟

بله، چون مثل اين است كه با دوست‌ات روز خوبي را گذرانده باشي و از آن روز يادگاري‌اي را نگه داشته باشي و آن را جلوي چشمت روي ميز بگذاري. چون مدام از اتاق بيرون مي‌روي و برمي‌گردي، طبيعتا مثل قبل نمي‌بينيش ولي هر دفعه كه ميز را تميز كني و نگاهت به‌اش بيفتد راجع به آن فكر مي‌كني و به ياد آن خاطره خوب مي‌افتي.

  • اگر قرار باشد سيمرغ را به كسي هديه كني، آن شخص چه كسي است؟

پدر و مادرم.

  • لحظه‌اي هم كه جايزه را گرفتي، همين‌طور فكر مي‌كردي؟

آن لحظه هم تو فكر تقديم سيمرغ بودم اما نه به پدر و مادرم. اگر از قبل مي‌دانستم قرار است به من سيمرغ بدهند، دوست داشتم به آقاي پرويز شاهين‌خو يا خانم خردمند تقديمش كنم و اگر اين اتفاق نيفتاد، به اين خاطر بود كه هم شوكه شده بودم و هم اينكه واقعا جسارت نكردم ولي الان به پدر و مادرم هديه‌اش مي‌كنم.

  • اگر باز هم سيمرغ بگيري، همان لذت اوليه را برايت دارد؟

نمي‌دانم، بايد پيش بيايد (خنده)! مطمئنا باز هم خوشحال مي‌شوم ولي نمي‌دانم همان‌طوري باشد يا نه. شايد در اين مورد، مثال درستي نباشد ولي معمولا اتفاقي كه تجربه‌اش مي‌كني، تكرارش، آن حس اوليه را به‌ات نمي‌دهد، ممكن است اصلا چيز ديگري باشد؛ البته بعضي حس‌ها هم هستند كه هيچ‌وقت تكرار نمي‌شوند و بعضي‌هاي ديگر هم هستند كه مثل اول يا متفاوت از قبل تكرار مي‌شوند چون به درك ديگري از آن رسيده‌اي.

  • اين سيمرغ چقدر برايت خوش‌يمن و تاثيرگذار بود؟

خيلي تاثير نداشت كه بگويم حالا با آمدنش مثلا خانه‌ام بزرگ‌تر يا كوچك‌تر شد يا من شاد و غمگين‌تر شدم! بعد از اينكه هيجان و شادي‌اش رفت، خودم كارم را جدي‌تر گرفتم و حس كردم كه با اين سيمرغ، اندك استعدادم ديده شده و بايد نسبت به سينما از اين به بعد مسئولانه‌تر و جدي‌تر باشم.

  • پس سيمرغ نگاه جديدي را به‌ات هديه داد؟

وقتي تشويق مي‌شوي، ممكن است حس‌هاي مختلفي را تجربه كني؛ من احساس كردم مسئول‌ترم و مسئولانه‌تر جلو رفتم؛ حرمت و احترام سيمرغ را بايد نگه دارم؛ البته شايد اگر اين اتفاق هم نمي‌افتاد به همين مسير مي‌رفتم اما سيمرغ روندي را كه در ذهنم داشتم، تقويت كرد.


كامبيز ديرباز: سيمرغم را به هيچ‌كس نمي‌دهم

بعيد است كسي ديرباز را در «دختران انتظار» يا «نغمه»- فيلم‌هاي اول و دوم او- به‌ياد داشته باشد. همه ديرباز را با «دوئل» مي‌شناسند و نقش كوتاهي كه سيمرغ بهترين بازيگر نقش مكمل مرد را براي او- كه در آن زمان فقط 28سال داشت- به ارمغان آورد.

بازي در مجموعه «تب سرد» هم مردم عادي را با چهره او آشنا كرد تا «اخراجي‌ها» از راه برسد و مجيد سوزوكي او را به يك ستاره تبديل كند. اين روزها هم او را در سريال «پريدخت» ديديد كه در نقش نصرت- به‌خصوص در سنين ميانسالي‌اش- خيلي خوب ظاهر شد. او امسال در جشنواره فيلم «انعكاس» را خواهد داشت.

  • وقتي سيمرغ را گرفتي، چه حسي داشتي؟

خيلي خوشحال شدم. هر بازيگري از ديده شدن كارش لذت مي‌برد و اساسا ما كار مي‌كنيم كه ديده شويم، چه بهتر كه اين موضوع در اساسي‌ترين و مهم‌ترين جشنواره سال اتفاق بيفتد؛ خصوصا كه اين اولين حضور جدي من بود.

  • آن شب، چه كار كردي؟

بعد از اختتاميه با آقاي پرستويي رفتيم خانه پژمان بازغي. پژمان ما را دعوت كرده بود و شب خاطره‌انگيزي را پشت سر گذاشتيم.

  • شب قبل از اختتاميه خواب نديدي؟

اصلا! اين‌قدر 2 شب قبل از اختتاميه درباره كانديد شدن يا نشدن‌ام استرس داشتم كه ديگر به خواب و خواب ديدن نرسيد.

  • الان سيمرغت كجاست؟

توي نقطه طلايي خانه‌ام، توي دكور.

  • اگر دزد سيمرغت را ببرد، چي كار مي‌كني؟

خب، خيلي ناراحت مي‌شوم چون اين سيمرغ برايم ارزش معنوي زيادي دارد. شايد اگر دزد خيلي چيزهاي ديگرم را ببرد، ناراحت نشوم ولي سيمرغ فرق مي‌كند.

  • وقتي نگاهش مي‌كني، چه چيزي به يادت مي‌آيد؟

به ياد دوئل مي‌افتم چون پروژه دوئل اولين گام جدي من بود و به علت علاقه خاصي كه به آقاي درويش داشتم و دارم و خواهم داشت برايم پروژه خاصي بود. اين پروژه فقط در طول 10ماه، اتفاق افتاد ولي ثمره آن گرفتن سيمرغ از دست آقاي نصيريان بود كه واقعا افتخار بزرگي برايم محسوب مي‌شد و هيچ‌وقت از يادم نمي‌رود.

  • اگر قرار باشد آن را هديه بدهي، به چه كسي هديه مي‌دهي؟

به هيچ‌كس نمي‌دهم؛ در واقع از آن چيزهايي است كه به هيچ‌كس نمي‌دهم.

  • گرفتن سيمرغ چه تأثيري در روند كاري‌‌ات داشت؟

روي سن رفتن، جلوي چشم خانواده سينما و سيمرغ گرفتن يك معرفي پر و پيمان است و احساس مسئوليت انسان را بيشتر مي‌كند و باعث مي‌شود كه سعي كنم با يك انتخاب نابجا اعتماد ديگران را از دست ندهم؛ به‌خصوص وقتي اين اتفاق در كنار كساني بيفتد كه از لحاظ كاري ارزش و اعتبار زيادي دارند. براي من هم اين احساس مسئوليت باعث شد كه يك سال و نيم كار نكنم تا «به نام پدر» آقاي حاتمي‌كيا.

  • اگر دوباره سيمرغ بگيري، به همان اندازه خوشحال مي‌شوي؟

ذات بازيگري به ديده شدن است و هميشه انسان براي شخص سومي كار مي‌كند. من اگر دوباره سيمرغ بگيرم، مسلما خيلي بيشتر خوشحال مي‌شوم و علاوه بر علاقه شخصي، مهر تأييدي بر زحمت‌ها و تلاش‌هاي آدم است اما نگرفتن سيمرغ نمي‌تواند دليل بر خوب نبودن باشد.

مريلا زارعي: سيمرغي براي پدر و مادرم


او 3 سال پيش در مقابل چشم‌هاي خيلي از مخالفان، سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مکمل زن را به خاطر بازي فوق‌العاده‌اش در فيلم سينمايي «سربازهاي جمعه» دريافت کرد. سال گذشته هم که کلي درباره کانديداهاي سيمرغ اعتراض کرد و حتي اين اعتراض‌ها به برنامه «شب شيشه‌اي» هم کشيده شد.

 وقتي با او تماس گرفتيم، گفت نمي‌خواهم حرفي بزنم اما سؤال‌هايتان را بگوييد تا ببينم مي‌خواهم جواب بدهم يا نه. زارعي در پاسخ به اين سؤال که در شب دريافت سيمرغ چه حسي داشته گفت: «حس و حال خوبي داشتم ولي اي کاش الان مي‌پرسيدي چه حسي داري...».

راستش ما هم پرسيديم الان چه حسي دارد ولي او به همين يک جمله بسنده کرد و گفت تعليقش خوب است! اما وقتي از  زارعي پرسيديم که الان سيمرغش را کجا گذاشته، کاملا کوتاه و مختصر گفت «در کتابخانه».

  او در پاسخ به اين سؤال که اگر قرار باشد سيمرغش را به کسي هديه بدهد، آن خوشبخت چه کسي است، گفت: «هنگام دريافت سيمرغ، آن را به پدر و مادرم تقديم کردم و الان هم نمي‌توانم به شخص ديگري تقديم کنم، با عرض معذرت!» او که امسال فيلمي ‌در جشنواره ندارد، در پاسخ به اين سؤال که اگر دوباره سيمرغ بگيرد چه مي‌گويد، گفت: «بگذاريد بگيرم، همان‌جا نظرم را خواهم گفت!».

محمدرضا فروتن: سيمرغ تمام شد، سؤال نفرماييد!

فروتن يكي از دو سيمرغي‌هاست؛ يكي از معدود كساني كه دوتا از اين سيمرغ‌هاي نه‌چندان خوش‌رنگ و لعاب را در خانه‌اش دارد؛ البته يكي داخلي و يكي خارجي.  اولي  به خاطر بازي در فيلم «قرمز» در سال1377 و دومي به خاطر بازي در فيلم «به‌آهستگي» در سال1384 از بخش بين‌الملل جشنواره فجر.

او 2بار هم به خاطر فيلم‌هاي «مرسدس» و «اتوبوس شب» كانديد دريافت سيمرغ شده. اگر اين سيمرغ‌ها هم نبود، باز هم شكي نبود كه او یکی از بهترین بازیگران جوان حال‌حاضر سینمای ایران است.

 بعید است کسی پیدا شود که بگوید محمدرضا فروتن بازيگر خوبي نیست. حتی اگر فیلم هم فیلم آبرومندی نبوده، معمولا بازی او خوب، شسته‌رفته و بجا بوده؛ ضمن اينكه فروتن یکی از کم‌حاشیه‌ترین بازیگران سینمای ایران است.

وقتی قرار شد با او تماس بگیریم و از حال و هوای سیمرغش بپرسیم، او در سردترین نقطه کشور یعنی سرعین بود. او این روزها در فیلم «عیار14» ساخته جديد پرویز شهبازی- كارگردان فيلم «نفس عميق»- بازي مي‌كند. با او كه تماس گرفتيم، با همان لحن و صدای گرفته‌اش پاسخ داد: «من خیلی وقت است که مصاحبه نمی‌کنم؛ حتی اگر بخواهم درباره سیمرغ حرف بزنم. این سیمرغی که الان برای شما این‌قدر اهمیت دارد، برای من این‌چنین نیست. من خوشحال شدم که سيمرغ را گرفتم ولی این برای همان شب بود و تمام». فروتن همين را گفت و تمام.

بهرام رادان:  سيمرغ‌ها روي بوفه

بهرام رادان با 2 سيمرغي كه از بخش داخلي جشنواره فجر گرفته ـ آن هم فقط در فاصله 3 سال ـ فعلا در ميان بازيگرهاي جوان يكه‌تاز است و به نوعي يك پديده به حساب مي‌آيد.

به خاطر همين موضوع، وقتي قرار شد با او از حال و هواي سيمرغش بپرسيم، گرفتار بود. در نتيجه مجبورشديم اين اطلاعات را به صورت زيرزميني استخراج كنيم تا محل اختفاي دو سيمرغ او را فاش كنيم.

 بار اولي كه بهرام رادان سيمرغ  را از نزديك لمس كرد، براي فيلم «شمعي در باد» بود؛ آن هم در سالي كه او 3 فيلم در جشنواره داشت؛ «گاوخوني» در نقش راوي، «گيلانه» در نقش يك جانباز جنگ و همين «شمعي در باد» در نقش يك معتاد.

او از دريافت اين سيمرغ ـ شايد مثل هر بازيگر ديگري ـ هم شگفت‌زده شد و هم خوشحال؛ سيمرغي كه تاييدي بود بر بالارفتن سطح بازيگري او و مجوزي براي ورود او به دايره بازيگران كاردرست ايراني.

پس شايد خيلي طبيعي است كه اين سيمرغ در بالاترين نقطه خانه‌اش -روي بوفه- جا خوش كرده و رادان گاهي هم نيم‌نگاهي به‌اش مي‌اندازد اما بد نيست بدانيد او شبي كه سيمرغ گرفت، هيچ خوابي نديد ولي وقتي صبح از خواب بيدار شد و چشمش به سيمرغ افتاد، تازه يادش افتاد كه ديشب توي تالار وحدت سيمرغ بهترين بازيگر مرد را گرفته است! اما داستان سيمرغ دوم او كمي جالب‌تر و خاطره‌انگيز‌تر است؛ مخصوصا براي خودش.

 رادان سال گذشته به خاطر بازي در نقش علي سنتوري در فيلم سينمايي «سنتوري» مهرجويي سيمرغ بهترين بازيگر مرد را گرفت تا همه حرف و حديث‌ها درباره توانايي بازيگري او به اتمام برسد.

او از گرفتن سيمرغ به خاطر بازي در سنتوري بسيار خوشحال شده ولي خيال مي‌كند اين آخرين سيمرغ او در عرصه بازيگري است؛ البته اين سيمرغ يك كم هم برايش غم‌انگيز است؛ آن هم چون مردم سنتوري را نديده‌اند. اين سيمرغ دوم هم روي بوفه كنار سيمرغ اول جا خوش كرده.

 او اگر سيمرغ ديگري هم دريافت كند، اين چيدمان تغييري نمي‌كند و همه در بالاي بوفه به صف مي‌شوند.  رادان در كل آدم دست و دلبازي است ولي هنوز تصميم نگرفته كه سيمرغش را به چه كسي هديه بدهد.  اما اگر دزد به سراغ سيمرغ بهرام رادان برود، فكر مي‌كنيد او چه كار مي‌كند؟ هيچي بي‌خيال قبلي، مي‌رود يك سيمرغ ديگر از جشنواره مي‌گيرد تا جاي سيمرغ دزديده شده بگذارد؛ به همين سادگي!

 سيمرغ سن و سال نمي‌شناسد
وقتي به سن و سال برندگان سيمرغ بازيگري در 25 سال اخير نگاهي مي‌اندازيم، به نكات جالبي مي‌رسيم؛ آن اوايل سيمرغ را به جوان‌ترها نمي‌دادند اما كم‌كم اوضاع عوض شد و سيمرغ به جوان‌ها رسيد. اين اواخر هم انگار دوباره سيمرغ‌ها به سن و سال‌دارها روي خوش نشان مي‌دهند. اما اين دوره چه خواهد شد؟

-پرويز پرستويي اولين جواني بود كه سيمرغ گرفت. او در 28 سالگي براي بازي در ديار عاشقان سيمرغ جشنواره دوم فجر (1362) را گرفت.

-گلشيفته فراهاني جوان‌ترين بازيگري است كه سيمرغ گرفته. او در 14 سالگي به خاطر بازي در «درخت گلابي» سيمرغ جشنواره شانزدهم فجر (1376) را گرفت؛ البته در بخش بين‌الملل.

-تا حالا 3 بازيگر سيمرغ گرفته، عمرشان را به شما داده‌اند؛ هادي اسلامي (برنده سيمرغ دوره چهارم)، آنيك شفرازيان (برنده سيمرغ دوره ششم) و رقيه چهره‌آزاد (برنده سيمرغ دوره هشتم).

-رقيه چهره‌آزاد در 81 سالگي براي بازي در فيلم «مادر» سيمرغ گرفت تا مسن‌ترين سيمرغ‌گير تاريخ جشنواره باشد.

-از دوره سوم تا دوره ششم، تمامي برندگان سيمرغ بالاي 40 سال داشتند.

-مهدي اسدي در 12 سالگي ديپلم افتخار براي بازي در فيلم «بهار» را گرفت تا در دوره چهارم (جشنواره) جوان‌ترين بازيگري باشد كه روي سن فجر رفته است.

-از دوره 16 تا 23، حداقل يك بازيگر زير 30 سال بوده كه سيمرغ گرفته باشد.

-جوان‌ترين بازيگر مردي كه سيمرغ نقش اول را گرفته، حسين عابديني است. او به خاطر بازي در «باران» در 20 سالگي، سيمرغ دوره 19 را گرفت. بهرام رادان هم با گرفتن سيمرغ دوره 22 براي «شمعي در باد» دوم است.

-جوان‌ترين بازيگر زني كه سيمرغ نقش اول را گرفته، ترانه عليدوستي است. او در 18 سالگي براي بازي در «من ترانه 15 سال دارم» سيمرغ گرفت (دوره 20). باران كوثري (22 سالگي)، ميترا حجار (23 سالگي)، رؤيا نونهالي (24 سالگي) و مينا لاكاني (25 سالگي) به ترتيب همين سيمرغ را در دوره‌هاي 25، 18، 7 و 13 به‌دست آوردند.

-بازيگراني كه زير 30 سالگي سيمرغ گرفته‌اند، عبارتنداز: فاطمه معتمدآريا، رؤيا نونهالي، مينا لاكاني، پريوش نظريه، علي مصفا، حسين ياري، ميترا حجار، ترانه عليدوستي، بهناز جعفري، گلشيفته فراهاني، هديه تهراني، كامبيز ديرباز، مريلا زارعي، بهرام رادان و باران كوثري.

-در دوره 22 (1382)، از 4  بازيگر سيمرغ گرفته، 3نفرشان زير 30  سال داشتند (ديرباز، رادان، زارعي).

-آخرين سيمرغ جوان‌ها را بهرام رادان در دوره قبل براي «سنتوري» گرفته است و باران كوثري براي «خون‌بازي».

-از بازيگرهاي جوان سيمرغ گرفته، فقط بهرام رادان، هديه تهراني، رؤيا نونهالي و فاطمه معتمدآريا توانسته‌اند سيمرغ‌هايشان را در سال‌هاي بعد تكرار كنند.

-ميانگين سني سيمرغ گرفته‌ها در 25 دوره و در 5مقطع 5 دوره‌اي، حدودا اين‌طور است:
مقطع اول (دوره 1 تا 5): 5/43. مقطع دوم (دوره 6 تا 10): 1/47. مقطع سوم (11 تا 15): 37. مقطع چهارم (16 تا 20) 1/38 و مقطع پنجم (دوره 21 تا 25): 5/38.

=====================

پوستر

 

.....................................................

 

!! نوشته شده توسط آرزو | 1:8 قبل از ظهر | جمعه 10 اسفند1386 •