تبليغاتX
.....:جزیره--هنرمندان:.....

آخرین آپ در سال 1386 هجری شمسی

 

سلام به همه دوستان عزیزم..حالتون خوبه؟

امیدوارم که همگی سلامت باشید...

ممنون از حضور تک تکتون در وبلاگ..ببخشید که فاصله بین

اپهام زیاد شده ... خوب دوستای عزیز دیگه چیزی به عید باستانی نوروز باقی

نمونده پیشاپیش این عید بزرگ رو به همتون تبریک میگم...

امیدوارم که با توکل به خدا سال خوبی رو اغاز کنید..ازتون میخوام سر سفره هفت سین

موقع خوندن دعا مریضا روفراموش نکنین..مارو هم از دعای خیرتون بی نصیب نزارین

همچنین اقای پورسرخ عزیز.....خوب این اپ اخرین اپ سال ۱۳۸۶ هست

امیدوارم در سال جدید بتونم بیشتر  وبلاگ رو ارتقا بدم.....خوب بیشتر از این

سرتونو درد نمیارم....اینم از اخرین اپ در سال ۱۳۸۶:

..........................................................

 

 

عید نوروز مبارک باد

یا مقلب القلوب والابصار

یا مدبر الیل و النهار

یا محول الحول والاحوال

حوّل حالنا الی احسن الحال

    

 برآمد باد صبح و بوی نوروز              به  کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال وهمه سال       مبارک بادت این روز وهمه روز

 

جشنهای آیینی عموماً مناسبتها وخصلتهای ویژه ای دارند که در میان اکثراقوام مشترک است ، مهمترین ویژه گیهای جشن یا عید ، ریشه های مذهبی ، اساطیری آن است که به آن هاله ای از تقدیس می بخشد . واژه جشن از ریشه YAZ ، به معنی نیایش وپرستش است است وجشن نوروز نیایش در روز نو است وسپاس این که سالی دیگر از زندگی آغاز شد که سر سال است وپیشانی سال نو... واعتقاد پارسیان در مورد نوروز آن است که اولین روزی است که زمانه وبدو فلک به گشتن آغاز شده .

در عین حال ، جشن به واقعه ملی خاصی که رنگ اسطوره به خود گرفته است نیز تعلق دارد و وسرانجام ، مناسبت دیگر جشن یا عید ، رابطه آن با طبیعت است .

در ایران علاوه بر جشنهای دینی ومذهبی مثل عید قربان ، عید فطر ، عید مبعث ، عید غدیر و... جشنهای باستانی واسطوره ای مثل نوروز وجود دارد که از دوران کهن به یادگار مانده است .

آیین نوزور  به ایران باستان بازمی گردد . یعنی حتی قبل از زرتشت وبابلیان ، بهار وسال نو را جشن می گرفتند وصورت قدیمی آن تقرایباً به حدود سال 2340 قبل از می لاد مسیح باز می گردد. در کتیبه های بابلی از مراسمی  به نام عید اَکتیو سخن رفته که برگزاری آن دوازده روز طول می کشیده است که اکنون نیز دوازده روز آغاز سال جشن نو روزاست

عید نوروز را چنین گفته اند که مچون جمشیدبرای خود تخت ساخت ، در این روز بر آن سوار شد وجن وشیاطین آن را حمل کردند و به یک روز از کوه دماوند به بابل آمد ومردم برای دیدن امر در شگفت شدندواین روز عید گرفتند .

در ادبیات فارسی ، شاعران ونویسندگانی چون فردوسی ، منوچهری ، عنصری ، ابوریحان ،جریر طبری ، مسعوئدی ، مسکویه ، گردیزی و...  چشن نوروز را به جمشید نسبت می دهند .

بنابه روایات شاهنامه حکیم توس ، جشن فرخنده نو روز در آغاز فروردین از یادگارهای جمشید است . چون جمشید به پادشاهی رسید واین کار خیلی بزرگ به نظر آمد ، آن روز را که روز تازه ای بود ، جمشید عید گرفت .

جشن نوروز در دین اسلام محترم شمرده شده است وشاید تنها جشن وآیین ملی است که اسلام ومذهب تشیع آن را منسوخ نکرد، بلکه جلاوشکوه هدفداری نیز بدان بخشیدوبارنگ وبوی مذهبی ودینی آراست .

در دوره اسلامی نوروز را به سلیمان پیامبر نسبت  داده اند وگفته اند که چون وی انگشتری خود را گم کرد ، پادشاهی از دستش بیرون رفت وپس از چهل روز آن را باز یافت و شکوه پیش به او بازگشت وپادشان نزد او رفتند ومرغان بازگشتند وایرانیان گفتند ((  نوروز آمد )) .

مرحوم علامه مجلسی در کتاب (( سماء والعالم )) از قول امام جعفر صادق (ع) روایت  کرده است که روز اول فروردین حضرت آدم آفریده شده وآن روز ، روز فرخنده ای برای طلب حاجت وبرآورده شدن آرزوهاست ... کسب دانش ، مسافرت وخرید وفروش در آن روز  خجسته وبیماران رو به بهبودی می گذارند .

علامه مجلسی در کتاب ((زادالمعاد )) پس از ذکر فضایل نوروز واین که نوروز روز موافق با روز مبعث و27 ماه رجب بود ودر همان روز پیامبر به پیامبری مبعوث گردید، چنین آورده است ؛ پس حضرت صادق به معلی فرمود : (( چون نوروز شود غسل بکن وپاکیزه ترین لباسهایت را بپوش و به بهترین بویها خود را خوشبو کن ودر آن روز ، روزه بدار ، پس چون از نماز پیشین وپسین ونافله های آن فارغ  شوی چهار رکعت نماز بگزار ، هر دو رکعت یک سلام ، در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه  سوره مبارکه قدر ودر رکعت دوم بعد از حمد ده بار سوره مبارکه کافرون ودر رکعت سوم بعد از  حمد ده بار سوره مبارکه توحید ودر رکعت چهارم بعد از نماز ، سجده شکر بجای آور وبگو ... ( دعایی که حدود 8 سطر) چون چنین کنی ،گناهان پنجاه ساله تو آمرزیده شود .

در حدیث معلی بن خنیس یا حدیث نوروز  می خوانیم که حضرت جعفر بن صادق (ع) می فرمایند: (( ای معلی ، روز نوروز همان روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستند واو را انبازی نگیرند. وبه پیامبران وحجج وامامان ایمان بیاورند ، همان روزی است ه آفتاب در آن طلوع کرد وبادها وزیدن گرفت وزمین در آن شکوفا و درخشان شد . همان روزی است که کشتی نوح بر کوه جودی آرام گرفت . همان روزی است که خداوند زندگی بخشید به آنان که از ترس مرگ از خانه وکاشانه خود بیرون شدند وهزاران تن بودند ، پس خداوند به آنان فرمان داد که بمیرند ، سپس ایشان را در این روز ( دوباره ) زنده کرد . همان روزی است که جبرئیل بر پیامبر فرود آمد وهمان روزی است که پیامبر خدا ، امیرالمؤمنین علی (ع) را بر دوش خود برداشت تا بتهای بیت الله الحرام (کعبه ) به زیر افکند وبتان را خرد کند . چنانچه ابراهیم نیز چنین کاری را کرد . همان روزی که پیامبر به یاران خود دستور داد تا با علی (ع) به عنوان امیرالمؤمنین بیعت کنند . همان روزی است که پیامبر (ص) ،علی (ع) را به وادی الجن (دره جنیان ) فرستاد تا ازآنان برای خود بیعت بگیرد . همان روزی که علی (ع) بر مردم نهروان (خوارج ) پیروز شد . وهمان روزی که قائم ما ( قائم آل محمد )واولیای امر در آن ظهور کنند .

امام صادق می فرمایند : هیچ نوروزی نیست مگر آن که ما در آن روز منتظر فرج ( ظهور قائم آل محمد عج ) هستیم ؛ چرا که نوروز از روزهای ما وشیعیان ما است .

آری نوروز ، روزی که خلقت آغاز شد ، روزی که امام عصر (عج) در آن ظهور می کند ، روزی که خلافت علی (ع) شروع شد .

روزی که مبارک وخجسته خوانده شده وروزی که عید است ، بازگشت است ، آغاز تجلی آیات ونعمات الهی است . شروع رحمت است وروزی است که انسانها را در (( یا محول الحول والاحوال )) به نیاز به معبودی برای تحول  خویشتن دعوت می کند .

جشن نوروز روز گنجینه ای است از تمامی این معناها ، ارزشها ، مناسک وآیینها ، فروردین ماه برای ایرانیان نماد شکوه وزیبایی وپیام آور مهربانی وامید وشادی وپیروزی است .

 امسال هم همانند دو سال گذشته نوروز را با یاد وخاطره شهید کربلا ، سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) ویاران وفادار ایشان آغازمیکنیم ، امامی که مظهر مهر است ، امامی که عشق و محبت را به دل ها باز مي گرداند. امامی که با یادآوری یادو شهامت وفداکاریش  بازار عطوفت، همدلي و مدارا دوباره رونق مي گيرد و ايثار وفداکاری  در انسانهای عاشق او دوباره قوت می گیرد.

سالي دوباره آغاز می شود، ساعاتي كه پاكند. براي ملاقات با اين ساعات ملکوتی ، ساعاتی که برایمان  یاد آور قیامت است ،یاد آور زنده شدنی دوباره ،باید پاك باشيم و آراسته همچون طبيعت، پس باید همه چیز را پاکیزه کنیم ،خانه هایمان را تمیز وغبار غم واندوه وکینه ها را از دلهایمان دور بریزیم وبا دلی مالامال از مهر ومحبت به استقبال سال نو برویم . بانام خدا سالی پربار را شروع کنیم سالی که همراه با پیشرفت علمی ومعنوی باشد؛ در آن لحظات معنوی برای ظهور آقا امام زمان (عج) وسلامتی ایشان  ومقام معظم رهبری و استقلال کشورمان دعا کنیم .

-----------------------------------------------

 

 

حرکت اول

فیلم حرکت اول
 فيلم‌بردار «حركت اول» نخستين ساخته بلند فرهاد نجفي در تهران ادامه دارد.  اين فيلم به تهيه‌كنندگي مرتضي شايسته و با بازي الناز شاكردوست، پوريا پورسرخ، تيرداد كياني، ليلا اوتادي، علي صادقي و مجيد مشيري از 4 اسفندماه مقابل دوربين رفته است. «حركت اول» يك پروژه اكشن با جلوه‌هاي خاص است كه از تروكاژهاي ويژه كامپيوتري در آن بهره گرفته شده است.
ساير عوامل اين فيلم عبارتند از: نويسنده: فرهاد نجفي، پيمان عباسي، مدير تصويربرداري: عليرضا رجايي مقدم، مديرتوليد: هادي انباردار، طراح گريم: مسعود ولدبيگي، طراح صحنه و لباس: آيدين ظريف، صدابردار: اميرحسين رسولي، موسيقي: امير توسلي، برنامه‌ريز و دستيار اول كارگردان: محترم ملكي، جلوه‌هاي ويژه كامپيوتري: فرهاد نجفي، منشي صحنه: نرجس ابراهيمي، عكاس: محسن بيگلري
ديگر بازيگران: بهمن‌ دان، مهدي صفايي،‌مهراج محمدي، پرويز شفيع‌زاده، مهرداد نقيبي، سيد ابراهيم بحرالعلومي، مهرداد نيكنام، آرزو پوروصال، ليلا جهانديده، پريا عطايي و ... بازيگر خردسال: پرهام فلاح و محصول: موسسه هدايت فيلم

--------------------------------------------------

گفتگو با مجيد قاري‌زاده كارگردان "پسران آجري"

ایراسان/

مجيد قاري‌زاده گفته است: نبايد شرايط سينماي ايران طوري باشد كه فيلمي با موضوعات مربوط به جوانان نداشته باشيم و سينما صرفا در ورطه هجو و طنز بيفتد كه البته اين رويكرد هم بيشتر، ناشي از كپي‌برداري از سريال‌هاي تلويزيوني است. اين قضيه يك خطر هم دارد و آن حسي است كه تكراري شدن مضامين فيلم‌ها به مخاطب منتقل مي كند. من فكر مي كنم بايد نوعي تعادل در اين زمينه برقرار شود و مثلا خوب است كه دراكران، يك فيلم راجع به جوانان، يك فيلم طنز و يك فيلم با مضمون ديگر اكران شود.
قاري‌زاده گفت: متاسفانه دراين سال‌ها رويكرد كلي سينماگران به سمت طنز بوده است. حتي اكثر بازيگران ما هم هنرپيشه سريال‌هاي تلويزيوني شده‌اند، در صورتي كه من اعتقاد دارم سينما، بايد بازيگر خودش را داشته باشد و اين حس به تماشاگر دست ندهد كه با خودش بگويد: «من اين بازيگر را فردا شب درتلويزيون مي‌بينم».
اين كارگردان، درباره شكل گيري «پسران آجري» گفت: من روي موضوع معضلات بهزيستي، قبلا هم فيلم‌هايي را كار كرده بودم. مثل فيلم «پدربزرگ» در بخش سالمند و «دخترم سحر» در بخش ناتواني جسمي.
وي گفت: در اين فيلم نگاهي تازه به پرورشگاهي‌ها شده است. افرادي كه حالا به سن ازدواج رسيده‌اند، اما به دليل نداشتن خانواده هيچكس حاضر به وصلت با آنها نيست.
قاري‌زاده ادامه داد: روزي با يك جواني برخورد كردم كه داشت ازيك مسئول بهزيستي سئوالاتي مي‌پرسيد و جزو بچه‌هايي بود كه در پرورشگاه بزرگ شده بودند. او در سن بيست و دو،سه سالگي نااميد بود و مي‌پرسيد كه چگونه در اجتماع مي‌تواند به‌راحتي زندگي كند؟ آيا دنبال هويت او مي‌گردند؟ و آيا او را مي‌پذيرند؟ اين موضوع ذهن من را مشغول كرد و در «پسران آجري» سعي كردم به اين پرسش‌ها، اين پاسخ دهم و فكر كردم مي‌تواند موضوع خوبي باشد و مي‌توانم روي سناريوي آن كار كنم.
اين فيلمنامه‌نويس و كارگردان افزود: من در اين راه از مشاورت‌هاي محمدهادي كريمي استفاده كردم. البته قصه را تمام كرده بودم و چهارچوب داستان را با ايشان درميان گذاشتم. در ادامه از مشاورت ايشان استفاده كردم و فيلمنامه «پسران آجري» نوشته شد.

* احساس كردم «پوريا پورسرخ» در سينما مي‌ماند
---------------------------------------------------------------
وي در مورد استفاده از چهره‌هايي چون پوريا پورسرخ در «پسران آجري» گفت: فيلمنامه فيلم نوشته شده بود و بر اساس آن، سه جوان اصلي فيلم را بايد طوري انتخاب مي‌كرديم كه حتما يكي ازآنها خواننده موسيقي پاپ باشد و بعد هم يك شخصيتي كه تيرداد كيايي آن را بازي كرد و نيز نقشي كه به پوريا پورسرخ رسيد؛ پوريا پورسرخ كار سينمايي نكرده بود و «پسران آجري» در حقيقت نخستين كار سينمايي اوست. من پس از ديدن سريال وفا(محمد حسين لطيفي) ازبازي ايشان خوشم آمد و او را به دفتر خود دعوت كردم.
قاري‌زاده تصريح كرد: حس من اين بود كه سينماي ما يك مقدار به اين تازگي نياز دارد، بعد احساس كردم پوريا پورسرخ در سينما مي‌ماند كه اين احساس بعداز ديدن آن سريال در من ايجاد شد و بعد، وقتي با خودش برخورد كردم، حس كردم كه بايد اين اتفاق بيفتد و از جايي شروع شود كه الحمدلله ناراضي هم نيستم چون پورسرخ بعد از «پسران آجري» سال گذشته سه فيلم ديگر بازي كرد كه از آن بين دوفيلم زودتر اكران شد و «روز سوم» در جشنواره بيست و پنجم فيلم فجر او را كانديداي دريافت سيمرغ بلورين كرد.
وي همچنين به حضور «فرزاد فرزين» در «پسران آجري» اشاره كرد و اظهار داشت: ما حدود سه ماه تحقيق كرديم و دوازده خواننده به دفتر آمدند و صدايشان را شنيديم؛ بخشي ازآنها، از نظر تك صدا خوب بودند اما ازنظر تصوير، آن گيرايي لازم را نداشتند وبه آن صورتي كه دوست داشتم فتوژنيك باشد، نمي‌رسيدم و آن اتفاقي كه بايد در مورد انتخاب اين نقش رخ نمي داد. درنهايت «فرزاد فرزين» ازبين آن دوازده نفر انتخاب شد كه انتخاب آن به نظرم جواب داده است. به سالن‌ها كه سرزدم، ديدم تماشاگر با فيلم رابطه برقرار كرده و اميدوارم كه اين اتفاق ادامه پيدا كند و من با فراغ بال بتوانم فيلم بعدي‌ام را بسازم.

* سينماي ايران به تنوع نياز دارد
----------------------------------------
قاري‌زاده كه در دهه 60، يكي از پرمخاطب‌ترين فيلم‌هاي خانوادگي سينماي ايران (پدربزرگ) را كارگرداني كرده‌ بود، در مورد دورشدن تهيه‌كنندگان و فيلمسازان از توليد فيلم‌هاي خانوادگي، گفت: اوضاع و احوال سينما تغيير يافته و سال‌هاي 60 ديگر تكرار نمي‌شود. تجربه‌هاي جديدي وارد سينماي ايران شده و شايد اگر من خودم به يك تهيه كننده پيشنهاد ساخت يك فيلم خانوادگي مي‌دادم، خيلي به اين كار راغب نمي‌شد. هزينه‌هاي توليد بالا رفته و تهيه كننده احساس مي‌كند بايد روي گونه‌هاي ديگري مثل طنز و... سرمايه‌گذاري كند.
وي متذكر شد: امروز تهيه‌كنندگان فكرمي‌كنند شايد مردم ما بيشتر به فيلم كمدي نياز دارند و به اين دليل، به آن سمت مي‌روند. البته من فكر مي‌كنم كه وقتي تعداد اينگونه فيلم‌ها هم زياد شد، اين گونه فيلم هم جواب نمي‌دهد. مخاطب هميشه در فضاي متنوع دوست دارد گونه‌هاي مختلف فيلم را انتخاب كند. اگر اين تعادل برقرار شود، مي‌توان به توليد و موفقيت همه گونه‌هاي فيلم اميدوار شد.
«قاري‌زاده» در مورد ميزان رضايت خود از زمان اكران عمومي «پسران آجري» گفت: من از زمان اكران اين فيلم راضي هستم. ممكن است احساس كنم كه اگر چند تا سينما بيشتر داشتم، موقعيتم بهتر مي‌شد ولي با توليداتي كه داِريم و با توجه با كمبود سينما، من گلايه‌اي ندارم ضمن اين كه اكثر فيلم‌هاي روي پرده، اين كمبود را دارند. ما درتهران شايد با اين جمعيت، حداقل صد و پنجاه سالن مطلوب را براي استفاده كم داريم. در شرايط امروزي شهر بزرگي چون تهران، بايد موقعيت‌شهري را هم در نظر گرفت و اين كه مخاطب به راحتي از شرق به غرب شهر نمي‌آيد تا فيلم ببيند.
وي تاكيد كرد: ما درمجموع، سالن كم داريم و شرايط گسترده سينماها به گونه‌اي نيست كه امكانات صدا و تصوير در همه سالن‌ها خوب باشد و تماشاگر راضي از سالن بيرون بيايد. اگر نگاهمان درست بود ما با اين جمعيت بايد در سراسر ايران حدود دو هزار سينما داشتيم.

* فيلمسازي براي كارگرداني كه نخواهد در تلويزيون كار كند، سخت است
----------------------------------------------------------------------------------------
«قاري‌زاده» در ادامه، در مورد علت كم كاري خود گفت: يك زمان شرايط طوري است كه آن قصه‌اي را كه دوست داريد، نمي‌توانيد كار كنيد و بايد شرايط فراهم باشد.
سازنده فيلم‌هايي چون «سرزمين آرزوها»، «شقايق»، «بي‌قرار» و «زن امروز» گفت: وضعيت سينما براي كارگرداني كه نخواهد در تلويزيون كار كند و فيلم نود دقيقه‌اي هم نسازد - و با اين شرايط، يك فيلم سينمايي هم در سال داشته باشد- خيلي سخت است.
وي در مورد روند حركت فيلمسازان به سمت تله‌فيلم‌سازي، گفت: فكر مي كنم تله فيلم‌هاي 90 دقيقه‌اي نه به سينما كمك مي‌كنند و نه به تلويزيون. اين فيلم‌ها هيچ وقت هم جايگزين فيلم‌هاي سينمايي نخواهند شد. نه صرفا به دليل اينكه سينما با نگاتيو سروكار دارد. البته اگر شرايط مناسبي اتفاق بيفتد، بدم نمي‌آيد كه تله فيلم كار كنم درصورتي كه بودجه خوبي هم موجود باشد، نه در حد زير صد ميليون.
كارگردان «پسران آجري» افزود: وقتي بودجه‌اي را كه يك سوم توليد يك فيلم باشد، به من بدهند و بگويند اين فيلم بايد در عرض 15 روز تمام شود، مطمئنا از اين فيلم نمي‌توان تصويربرداري، مونتاژ و موسيقي خوبي توقع داشت. اين درواقع شكلي از يك فيلم سينمايي مي‌شود نه يك فيلم سينمايي.
قاري‌زاده اظهار داشت: تماشاگر ما هم خيلي آگاه است و اين تفاوت را احساس مي كند. البته او وقتي يك نود دقيقه‌اي خوب ببيند، دوباره هم آن را مي‌بيند اما اگر بداند كه فيلم سرسري ساخته شده است، پس مي‌زند.

منبع: فارس

 

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

گفتگو با بازيگران سريال ساعت شني
ایراسان/

مهدی کیانیان

وقتي اعلام شد که براي اولين بار در تاريخ تلويزيون ايران، مجموعه اي توليد شده که براي تماشاي آن شرط محدوديت ‏سني[16 + سال] وجود دارد بسياري از منتقدان و صاحب نظران بروز جنجال هاي کوچک و رسانه اي را محتمل ‏دانستند. اما با آغاز نمايش سريال "ساعت شني" که قرار بود اقدامي شجاعانه براي انعکاس واقعيات جامعه باشد، خيلي ‏زود دامنه جنجال ها و اختلاف نظرها گسترش يافت و بالاخره به مجلس نيز کشيده شد. اما براي تماشاگران و صاحب ‏نظران، جدا از جسارت کارگردان در پرداخت به موضوعي بکر و مخاطره برانگيز، حضور چند نسل از بازيگران ‏سينما و تئاتر ايران در اين مجموعه بود که جذابيت آن را دو چندان مي کرد. به همين خاطر در تهران پاي حرف هاي ‏برخي از بازيگران اين مجموعه نشسته ايم...


گفت و گو با بازيگران سريال ساعت شني

سريال ساعت شني در زمره پر بازيگرترين مجموعه‌هاي تلويزيوني سال‌هاي اخير قرار مي‌گيرد، که در آن بازيگراني ‏چون رويا نونهالي، رويا تيموريان، ژاله علو، داريوش ارجمند، مهرآوه شريفي‌نيا، بيژن امكانيان، كورش تهامي، ‏صدارالدين حجازي، كمند اميرسليماني، پوريا پورسرخ، بهار ارجمند، نسرين مقانلو، شهره لرستاني، برزو ارجمند، سام ‏درخشاني و آزيتا حاجيان در آن به ايفاي نقش پرداخته‌اند.‏

تبليغات گسترده اي که قبل از آغاز پخش مجموعه با 10 تيزر با محوريت معرفي دو بازيگر در هر کدام صورت ‏گرفت، در کنار اعلام خبر محدوديت سني براي تماشاي آن کنجکاوي بسياري برانگيخت. اخبار پشت پرده از جمله ‏انصراف رسول صدر عاملي از ساخت اين مجموعه نيز بر دامنه شايعات افزود. بهرام بهراميان در مصاحبه اي ضمن ‏اشاره به داستان سريال- ماجراهاي خانم دكتري[با بازي رويا نونهالي] است كه متخصص زنان و زايمان است اما خود ‏بچه‌دار نمي‌شود و تصميم‌ مي‌گيرد يك رحم واسط[اجاره‌اي] پيدا كند- هدف خود را از توليد اين سريال طرح معضلات ‏اجتماعي زنان در جامعه و عواقب فقر فرهنگي، هنري و اقتصادي زنان و دختران خوانده و اغلب بازيگران مجموعه-‏اعم از زن و مرد- با وي همداستانند....‏

صدرالدين حجازي

پيشگيري بعد از وقوع فاجعه!

صدرالدين حجازي متولد 1327 شهرضا، فارغ التحصيل رشته بازيگري از دانشکده هنرهاي دراماتيک[1352] است ‏و از نيمه دوم همين دهه شروع به بازي در نمايش هاي صحنه اي و سپس تلويزيوني کرده است. در سال 1364 با ‏زنجيرهاي ابريشمي-حسن کاربخش- بازي در فيلم هاي سينمايي را آغاز کرد و اکنون يکي از پرکارترين بازيگران نقش ‏هاي مکمل يا به گفته عامه، نقش هاي منفي است. حجازي که بازي در سريال هاي بزرگي چون روزي روزگاري و ‏تفنگ سرپر را در کارنامه دارد، خود مي گويد که نقش هاي منفي را به خاطر چند وجهي بودن و پيچيدگي هايش دوست ‏دارد و سعي دارد تا کاراکترهاي منفي را به شکلي منطقي و قابل باور به نمايش بگذارد. او در ماه رمضان دو مجموعه ‏‏"زيرزمين" و " اغماء" را روي آنتن داشت، اما آغاز پخش سريال متفاوت و جنجالي "ساعت شني" که درآن ايفاگر ‏شخصيت " فتحي " است- يبب شد تا به سراغ وي برويم...‏

مخاطب تلويزيون کم کم به ديدن صدرالدين حجازي در نقش هاي منفي عادت کرده است قبل از اينکه برويم ‏سراغ مجموعه "ساعت شني" خبري از خودتان بدهيد، درحال حاضر مشغول چه کاري هستيد؟
درحال حاضر بازي در سريال " رنگينک" به کارگرداني اصغرشادروان را به پايان برده ام. تهيه کننده اين سريال ‏بيست و شش قسمتي آقاي توکل بودند. ‏

چقدر به کليشه شدن بازيگر اعتقاد داريد و اينکه قبول داريد که کم کم مي رويد تا در نقش هاي منفي ماندگار ‏شويد؟
بله، من از ابتدا نقش هاي منفي را دوست داشتم به دليل پيچيد گي هايي که دارد و به اين دليل که معمولا نقش هاي منفي ‏را مي توان چند وجهي و چند بعدي ديد، اما مسئله اي که مهم است اين است که اين نقش ها مثل هم نباشند. من سعي مي ‏کنم براي نقش هاي مختلف به عنوان يک بازيگر طراحي هاي متفاوت داشته باشم تا به قول شما در يک نقش کليشه ‏نشوم. به هرحال وقتي يک بازيگر دو نقش را بازي مي کند حرکات اش درآن دو، مشابه مي شود. اما مهم نگاهي است ‏که من به اين دو نقش داشته ام. از طرف ديگر مگر مي شود تمام نقش هايي که پيشنهاد مي شود را قبول نکرد؟ بخواهيم ‏قبول نکنيم که نمي شود... ! ‏

برويم سراغ شخصيت فتحي سريال "ساعت شني"؛ شخصيت يا تيپي منفي که صدرالدين حجازي آن را به ‏شکلي متفاوت بازي کرده...
البته بايد بگويم که دوستان در اين کار مرا غافلگير کردند. حتي من وقت فکرکردن هم درمورد اين نقش نداشتم. خيلي ‏سريع با من قرارداد بستند و من هم خيلي سريع جلوي دوربين رفتم. ‏

احتمالا سازندگان کار هم با توجه به سوابق شما مي دانستند که راحت از پس اين نقش برمي آييد.
‏[مي خندد] به هرحال امشب من قرارداد بستم و فردا جلوي دوربين بودم. اولا بايد بگويم که بهراميان کارگردان خوب و ‏کار بلدي است. وقتي که کليات قصه را براي من تعريف کرد و آن منحني نقش را براي من تشريح کرد و در ميان ‏گذاشت، همانجا خيلي خوب با نقش ارتباط برقرار کردم و واقعا اين گفت و گو بسيار تاثير گذار بود. يکي از ويژگي ‏هاي بهراميان آزاد گذاشتن بازيگر است. البته نه اينکه از کنترلش خارج بشود، با چيزي که موافق نباشد قبول نمي کند ‏و سعي مي کند بازيگرش را به خوبي توجيه کند. من در اين کار خيلي راحت بودم و اعتماد به نفسي که او به من داد ‏باعث شد خيلي راحت با نقش دست و پنجه نرم کنم. ‏

فتحي شخصيتي است که جدا از شرايط و طبقه اجتماعي اش براي يک خانواده ايراني تعريف شده نيست، به ‏همين دليل مخاطب با او فاصله زيادي مي گيرد. همين مد نظر شما و بهرام بهراميان بوده است؟
بله دقيقا، فتحي را از همين لحاظ با ديگر کاراکترهايي که تا به حال بازي کرده ام متفاوت ديدم و از آن خوشم آمد. او ‏شش، هفت تا زن داشته، هفت بچه گدا را راهي خيابان کرده و... در ضمن خودش هم مي خواهد از زندگي لذت ببرد. ‏اين ابعاد زندگي فتحي است. او بچه ها را دوست دارد، اما دلش مي خواهد خودش هم از زندگي لذت ببرد. ‏

از موضوع و قصه اي که ساعت شني روايت مي کند صحبت کنيد. به عنوان يکي از بازيگران اين مجموعه ‏چقدر با طرح معضلات اجتماعي با اين شکل و شمايل از طريق تلويزيون و از زبان يک سريال موافق ‏هستيد؟
به نظر من فوق العاده است و بايد به خاطر اين جسارت به تلويزيون تبريک گفت. ما ايراني ها هميشه مي ايستيم و ‏زماني که اتفاق رخ داد به فکر جلوگيري مي افتيم. فاجعه وقتي که انجام مي شود به سراغ رفع و حل آن مي رويم. ‏اميدوارم درمورد اين سريال با وسعت بيشتري نگاه شود و اجازه بدهند تمام جزئياتي که در زندگي اين گونه آدم ها ‏وجود دارد، ديده بشود و جامعه اين را ببيند و براي آن راه حل پيدا کند. ‏

به عنوان کسي که در سريال "ساعت شني" نمايش دهنده يک قشر و طبقه اجتماعي خاص بوديد، مشکلات ‏آنها را بيشتر اقتصادي مي دانيد يا فرهنگي ؟
هر دو، ببينيد هر دو با هم تلفيق شده است مشکل اقتصادي است که به دنبال خودش مشکلات فرهنگي را به وجود مي ‏آورد. به هرحال اگر مشکلات اقتصادي نبود فتحي هم بچه هايش را به مدرسه مي فرستاد و... ‏

بعد از دندون طلا و بلبل سرگشته ديگر به سراغ تئاتر نرفتيد ؟
خيلي دلم مي خواهد دوباره تئاتر کار کنم. آخرين کارم بلبل سرگشته بود که اتفاقا کار خوبي هم بود. راستش را بخواهيد ‏جرأت نمي کنم کار کنم. شش هفته بايد برويم و بيائيم آخر نمايش را رد مي کنند! شما به پنجاه، شصت نفر قول مي دهيد، ‏اما آخر خجالت زده و شرمنده همه مي شويد چون امنيت در تئاتر وجود ندارد. ‏

برزو ارجمند
يک معتاد متفاوت

برزو ارجمند از بازيگراني است که به شدت تلاش مي کند تا نقش هاي متفاوت و خوبي ارائه دهد. بازي قابل قبول او ‏در نقش يک معتاد در سريال "ساعت شني"‏‎ ‎از آن جمله است....‏

برزو ارجمند دراين يک دوسال اخير به سراغ نقش هاي متفاوت مي رود. از حضورتان درسريال "ساعت ‏شني"بگوييد.
از ابتدا که قراربود اين سريال ساخته شود گرينه اول نقش من بودم. با توجه به اينکه طول اين نقش کم بود، اما عرض ‏زيادي داشت. به هرحال او يک معلم بود و در اصل يک فرد فرهنگي جامعه که قاعدتا دريک شرايط متفاوت به اين ‏وضع کشيده شده است. ما سعي کرديم در همين حضور محدود حق مطلب را درمورد اين شخصيت ادا کنيم. ‏دکوپاژبهراميان هم خيلي مهم بود.‏

با توجه به چه فاکتورهايي غير از فرهنگي بودن، منوچهر را يک معتاد متفاوت از آب ‏درآورديد؟
به هرحال ما يک چيزهايي را به او اضافه کرديم. مثلا حلقه اي که هميشه دست اوست. درحالي که تمام زندگي اش را ‏فروخته است. اما هنوز حلقه ازدواجش دردستان اوست. مي توانستيم با همين نماد ذهنيت او را درمورد زندگي بدانيم. ‏اين مساله پيشنهاد من به عنوان بازيگر بود.‏

آيا تماشاگر در طول داستان متوجه مي شود که چرا منوچهر به اين مسير بعيد کشيده شده است؟
نه.ما فلاش بکي درمورد اين ماجرا نمي بينيم. کمي درحرف هايي که رد و بدل مي شود مي توانيم اين را بفهميم.‏

با توجه به اينکه داستان منوچهر و مهشيد جزو قصه هاي فرعي "ساعت شني"‏‎ ‎است، اما فکر مي کنم جاي ‏پرداخت و معرفي بيشتري هم در مورد اين خانواده بوده است. خودتان درمورد اين قضيه پيشنهادي هم ‏داريد؟‏
موافقم، حتي خود بهراميان هم دوست داشت که اينها بيشتر معرفي شوند. اما زمان کار ساعت شني کمي طولاني مي ‏شدو سکانس هايي را به کار اضافه مي کرد که به دليل وقت کم و کمبود بودجه هيچ وقت گرفته نشد.‏

براي بازي کردن يک نقش نياز به پيدا کردن ما به ازاي آن درجامعه است. شما براي اين کار چه ‏کرديد؟
چند بار به اتفاق خود بهراميان به مراکز اعتياد رفيتم و با معتادان صحبت هم کردم. چند کتاب هم در اين مورد خواندم. ‏از کساني هم که قبلا اين نوع نقش ها را بازي کردند کمک گرفتم.‏

يکي از خصوصيات اين معتاد ارتباطي است که با مخاطب دارد و تماشاگر بر خلاف ديگر معتادان از او ‏فاصله نمي گيرد يا او را طرد نمي کند. درست است؟
‏[مي خندد] بله. يک جورهايي بايد دوست داشتني مي بود و قرار بود دل تماشاگر براي او بسوزد. اما نه اينکه حق به او ‏داده شود.‏

گريم شما هم دربازي تان بي تاثير نبوده است. چگونه از آن در بازي استفاده کرديد؟
خيلي در بازي من تاثيرگذاشت. گريم بسيار سختي را به دليل محدوديتي که بازي من در يک پروژه ديگر به وجودآورده ‏بود، داشتم. اما خانم نويدي در چهره پردازي کمک شايان توجهي به من کردند.‏

الان که کار رامي بيني از بازي در آن راضي هستي؟
فکر مي کنم يک جاهايي مي توانستم خيلي بهتر باشم.‏

از کدام قسمت بازي ات راضي نيستي؟
سکانسي را که جلوي در خانه کتک خوردم؛ مي توانستم خيلي بهتر باشم. اما شرايط آب وهوايي بسيار سختي بود و ‏برف و يخبندان بسيار اذيت مان کرد. ‏

به نظرتان عواملي حرفه اي و کامل چقدر در جذب مخاطب تاثيرگذار است؟
بسيار زياد. اين تيم قوي و کاملي بود که به ندرت درتلويزيون دور هم گرد مي آيند. يک سال و اندي درگير اين کار ‏بوديم و هنوز هم دستمزدمان به صورت کامل پرداخت نشده، ولي عشق وصميميت است که همه چيز را در کار دلنشين ‏مي کند. ‏

شهره لرستاني ‏
فمينيست نيستم!

شهره لرستاني متولد 1345 فارغ التحصيل کارگرداني تئاتر از دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران است. از سال ‏‏1364 شروع به کارگرداني تئاتر کرده و با فيلم نياز[1370، عليرضا داود نژاد] بازي در سينما را به کارنامه خود ‏افزوده است. وي در طول يک دهه قبل بيشتر در زمينه بازيگري فعال بوده و سريال هاي متعددي از او به نمايش در ‏آمده است. آخرين کار لرستاني در سيما کارگرداني اولين فيلم تلويزيوني اش "ماه منير" بود که با توفيق گسترده اي ‏روبرو شد و اينک بازي در نقش متفاوت "قناري" در مجموعه "ساعت شني" است.‏

"ماه منير" اولين تجربه کارگرداني شما در عرصه فيلم تلويزيون بود که اتفاقا در شب يلدا هم پخش مجدد ‏داشت.
بله، من از نحوه پخش اين کار بسيار راضي بودم، چون هم روز عيد پخش شد و هم به خاطر جلب نظر مخاطب به ‏فاصله يک ماه، در شب يلدا پخش مجدد داشت. خوشبختانه به من پيغام دادند که مسئولان از اين کار راضي بودند و با ‏پخش مجدد آن موافقت کردند. تنها اشکالي که اين کار داشت، توليد آن در شبکه پنج بود و خيلي از شهرستان ها ازجمله ‏استان لرستان که براي من بسيار مهم بود، نتوانستند اين کار را ببينند. با اينکه اين فيلم به چهل استان فرستاده شده است، ‏مسئولان استان لرستان در پخش اين کار کوتاهي کردند. ‏

علت انتخاب سوژه "ماه منير" و پرداختن به آن فضا چگونه دغدغه فيلمسازي شما شد؟
اينها در واقع خاطرات شخصي من بود و در اصل به تجربيات خودم بر مي گشت. ما حدود صد و چهل دقيقه اين کار را ‏مونتاژ شده آماده کار کرديم. جالب است بدانيد پنجاه و چهار مورد اصلاحيه به صد و شش دقيقه کاري خورد که ما ‏تحويل تلويزيون داده بوديم، من از اين خبر شوکه شدم. اگر دفعه ديگر بخواهم کاري بسازم حتما بيشتر دقت مي کنم ‏چون واقعا با قواعد اين جنس از کار آشنا نبودم. ‏

به عنوان يک بازيگر که تجربه کارگرداني هم دارد، آيا در کارهايتان بدنبال يک نگاه زنانه ‏هستيد؟
بله، اما فمينيست نيستم. من دوست دارم نگاه انسان گرا در کارهايم داشته باشم. بحث من مرد و زن نيست، بيشتر دوست ‏دارم راجع به انسان و تنهايي انسان صحبت کنم. اما چون دنياي زنان را بيشتر مي شناسم بيشتر قهرمانان من زنان ‏هستند. ضمن اينکه من خيلي نگاه جوان گرايي ندارم چون معتقد هستم که يک مقدار وقتي که انسان پخته تر مي شود، ‏حس هايش درست تر مي شود، پا به سن گذاشته ها براي من جالب تر هستند. ‏

برويم سراغ سريال "ساعت شني"، سريالي با يک موضوع زنانه يا بهتر بگويم چند موضوع ‏زنانه...
بله، شايد بخش اعظم جذابيت سريال "ساعت شني" به زن محور بودن آن بر مي گردد که براي تماشاگر خيلي مي ‏توانست جذاب باشد. وقتي که من از طرف آقاي شريفي نيا فراخوانده شدم، براي اين کار به دفتر اين پروژه رفتم. آقاي ‏بهراميان را مي شناختم و احترام فراواني براي ايشان قائل هستم و معتقدم که فيلمساز فهيمي است. من خيلي خوشحالم که ‏در اين قصه زنانه حضور داشتم. نقش من در ابتدا بسيار کوتاه بود، اما با نشست ها و صحبت هايي که با کارگردان، ‏نويسنده و حتي خود آقاي شريفي نيا داشتيم نقش يک مقدار پر رنگ شد و جان گرفت. در ابتدا فقط اشرف يک آمپول زن ‏معمولي بود و کورتاژ غير قانوني مي کرد. بعد در اين نقش به قناري تبديل شد و پيشينه اي پيدا کرد. متاسفانه تيغ ‏سانسور به اين نقش خورد و بايد بگويم قناري در اين سريال قلع و قمع شد. کلا نقش من خيلي عجيب و پيچيده تر از اين ‏چيزي بود که شما ديديد، اما متاسفانه قرباني سانسور شد. اگر قناري سانسور نمي شد يکي از نقش هاي ماندگار ‏تلويزيون مي شد. ‏

به نظر شما سوژه مطروحه در سريال "ساعت شني" با توجه به بکر و نو بودنش عامل جذب مخاطب ‏شد؟
مي توانم به جرات بگويم " ساعت شني" اولين قصه اي است که بسيار بسيار زنانه است و با شجاعت و جسارت زيادي ‏مسائل مبتلابه زنان را طرح مي کند. به نظر من به عنوان يک بازيگر، انتخاب سوژه، نوشته، کارگرداني و... اين کار ‏جاي تحسين دارد. از طرف ديگر بازيگران خوب و مطرحي که براي اين کار انتخاب شدند واقعا خوش درخشيدند. من ‏فکر مي کنم که اين جور کارها يک جورهايي صف شکن هستند. تا کارگردان هاي ديگر هم بيايند و حرف خودشان را ‏بزنند. اين باب باز شده و من معتقد هستم و مي خواهم که مسئولان تلويزيون حمايت کنند، چون نيمي از جمعيت اين ‏کشور زنان هستند. چرا ما بايد اين قدر راجع به آنها سکوت کنيم. همه زنان که مثل نيستند. ما همه جور آدمي در اجتماع ‏داريم. چرا ما به طيف هاي مختلف نبايد بپردازيم؟ ‏

چقدر در بازي از طرف کارگردان دست تان باز بود؟ از شات هاي بازي که براي بازي قناري در نظر ‏گرفته شده مشخص است که قناري و فتحي "صدرالدين حجازي" فضاي بازي براي ايفاي نقش داشته اند.
با بهرام بهراميان بازيگر هيچ مشکلي ندارد. ارتباط خوبي ما هم در اين کار با او داشتيم. صدرالدين حجازي همبازي ‏خوبي هستند. واقعا بهراميان خيلي خوب مقوله بازيگري را مي شناسد و بازيگرش را آزار نمي دهد و فضاي خوبي را ‏براي بازيگر ايجاد مي کند. ‏

براي بازي، قناري را پيدا کرديد يا اينکه نمونه آن را قبلا ديده بوديد؟
من قناري را در اين کار پيدا کردم. صحنه اي است که قناري سر حيوانات رامي برد و من بسيار در آن صحنه ها اذيت ‏مي شدم. خيلي آرام توانستم با اين شخصيت انس بگيرم و قاطي افراد آنجا شوم. وقتي که آنجا مي رفتم کسي مرا در آن ‏محله عجيب و غريب بازيگر نمي ديد. يک جورهايي از جنس همان آدم ها شده بودم. من صبح به صبح با همان لباس ‏قناري براي خريد حتي به مغازه ها مي رفتم و يواش يواش قناري را پيدا کردم. ‏

به عنوان سئوال آخر، اگر دوست داريد در مورد فيلم هاي مستندي که ساخته ايد هم صحبت ‏کنيد.
بله، من دو مستند با مضمون حيات وحش براي سازمان ملل کارکردم و الان هم درصدد هستيم با همکاري سازمان ملل ‏و صدا و سيما برنامه اي بسازم براي آشنايي کودکان و نوجوانان با حيات وحش و محيط زيست، اميدوارم اين اتفاق هم ‏بزودي رخ بدهد. ‏

سام درخشاني ‏
کوتاه و موثر

سام درخشاني اولين بازيگري بود که خيلي زود از سريال " ساعت شني" خارج شد و بازي اش در اين مجموعه به پايان ‏رسيد. اما اين امر سبب نشد تا بازي خوب و نقش موثرش از ديد تماشاگران پنهان بماند. او هم اکنون سرگرم بازي در ‏سريال عظيم " در چشم باد" به کارگرداني مسعود جعفري جوزاني است.‏

شما اولين شخصيتي بوديد که از گروه "ساعت شني" خارج شديد. از اين حضور کوتاه و دليل قبول اين ‏پيشنهاد صحبت کنيد.
داستان از اين قرار است که مرا دعوت شد تا يکي از شخصيت هاي اصلي داستان را بازي کنم. آقاي بهراميان از ‏دوستان عزيز و نزديک من هستند و خدمت شان ارادت دارم. وقتي ديدند من مشغول کار هستم و نمي توانم به آن شکل ‏در خدمت مجموعه باشم؛ خواهش مرا که خواستم نقش کوتاهي به من بدهند تا حداقل در اين کارشان حضور داشته باشم ‏را قبول کردند. حتي من به شوخي گفتم نقش يک پستچي ر ابه من بدهيد که مي آيد و نامه اي را مي دهد و مي رود. ‏ايشان گفتند ما نقشي داريم که همان قسمت اول خودش را مي کشد. بازي مي کني؟ گفتم چرا که نه! در اصل يک حضور ‏افتخاري بود و به خاطر خود آقاي بهراميان در اين کار حضور داشتم. ‏

قبول داريد که اين نقش مي توانست جاي معرفي و حتي کار بيشتري در داستان " ساعت شني" داشته ‏باشد؟
بله، به نظر خودم هم اين کاراکتر جاي کار بيشتري در اين سريال داشت. بعد از پخش قسمت هاي اول کار، دوستان ‏نزديکي که مرا ديدند، معتقد بودند که بعد از خودکشي اين شخصيت داستان فلاش بک مي خورد و به گذشته مي رود و ‏ما دوباره اين شخصيت را مي بينيم. خيلي ها مي گفتند ما غافلگير شديم وقتي ديديم همان اول بازي تو در اين کار تمام ‏شد و ديگر حضور نداري. فکر مي کنم اين مسئله براي خود سريال هم مي توانست مفيد باشد که خيلي راحت همان ابتدا ‏يکي از کاراکترها کنار برود. من از گوشه و کنار شنيدم که مخاطب هم دوست داشته بازي اين شخصيت ادامه داشته ‏باشد، اما... ‏

شخصيتي که شما در اين مجموعه ايفاگر آن بوديد معرفي درستي نشد و ما بيشتر از زبان مينا، همسرش ‏‏"نسرين مقانلو" با اين شخصيت آشنا شديم.
بله، از همان ابتدا که با بهرام درباره اين شخصيت صحبت کرديم، به اين توافق رسيديم که اين نقش اگر قرار است ‏حضور کوتاهي در اين سريال داشته باشد، حداقل همين حضور کوتاه پررنگ باشد. به همين دليل شخصيتي براي اين ‏کاراکتر تعريف کرديم و تا حدي هم موفق شديم درنهايت به وجهي دست پيدا کنيم که براي تماشاگر جذاب باشد. به ‏هرحال چيزي که مي شد در چند سکانس درباره يک شخصيت به کار برد را ما به کار برديم. ‏

ايده محل خودکشي اين آدم- تئاترشهر- از کجا آمد؟ فکر مي کنم شغل او عروسک گرداني بود؟
بله، اين آدم کارگردان نمايش هاي عروسکي بود و مبناي اوليه ما اين بود که تمام زندگي او تئاتر و نمايش است. به ‏همين دليل هم در تئاتر شهر خودش را مي کشد. البته ابتدا قرار بود که خودش را از پشت بام تئاتر شهر به پايين پرت ‏کند که به دلايل مختلف نشد. مجبور شديم نشان دهيم او خودش را در کنار تئاتر شهر از دار بياويزد. ‏

و ناگفته هاي اين حضور کوتاه در مجموعه ساعت شني...
خيلي خوشحال هستم که حضوري هرچند کوتاه ولي موثر در اين سريال پر مخاطب تلويزيوني، به کارگرداني دوست ‏خوبم بهرام بهراميان و عوامل خوب و حرفه اي آن داشتم. اميدوارم مردم هم از ديدن اين مجموعه تلويزيوني لذت ببرند.

 

=======================================

==========================

 

کاغذ دیواری

 

!! نوشته شده توسط آرزو | 7:16 قبل از ظهر | دوشنبه 27 اسفند1386 •