ایراسان/
مهدی کیانیان
وقتي اعلام شد که براي اولين بار در تاريخ تلويزيون ايران، مجموعه اي توليد شده که براي تماشاي آن شرط محدوديت سني[16 + سال] وجود دارد بسياري از منتقدان و صاحب نظران بروز جنجال هاي کوچک و رسانه اي را محتمل دانستند. اما با آغاز نمايش سريال "ساعت شني" که قرار بود اقدامي شجاعانه براي انعکاس واقعيات جامعه باشد، خيلي زود دامنه جنجال ها و اختلاف نظرها گسترش يافت و بالاخره به مجلس نيز کشيده شد. اما براي تماشاگران و صاحب نظران، جدا از جسارت کارگردان در پرداخت به موضوعي بکر و مخاطره برانگيز، حضور چند نسل از بازيگران سينما و تئاتر ايران در اين مجموعه بود که جذابيت آن را دو چندان مي کرد. به همين خاطر در تهران پاي حرف هاي برخي از بازيگران اين مجموعه نشسته ايم...
گفت و گو با بازيگران سريال ساعت شني
سريال ساعت شني در زمره پر بازيگرترين مجموعههاي تلويزيوني سالهاي اخير قرار ميگيرد، که در آن بازيگراني چون رويا نونهالي، رويا تيموريان، ژاله علو، داريوش ارجمند، مهرآوه شريفينيا، بيژن امكانيان، كورش تهامي، صدارالدين حجازي، كمند اميرسليماني، پوريا پورسرخ، بهار ارجمند، نسرين مقانلو، شهره لرستاني، برزو ارجمند، سام درخشاني و آزيتا حاجيان در آن به ايفاي نقش پرداختهاند.
تبليغات گسترده اي که قبل از آغاز پخش مجموعه با 10 تيزر با محوريت معرفي دو بازيگر در هر کدام صورت گرفت، در کنار اعلام خبر محدوديت سني براي تماشاي آن کنجکاوي بسياري برانگيخت. اخبار پشت پرده از جمله انصراف رسول صدر عاملي از ساخت اين مجموعه نيز بر دامنه شايعات افزود. بهرام بهراميان در مصاحبه اي ضمن اشاره به داستان سريال- ماجراهاي خانم دكتري[با بازي رويا نونهالي] است كه متخصص زنان و زايمان است اما خود بچهدار نميشود و تصميم ميگيرد يك رحم واسط[اجارهاي] پيدا كند- هدف خود را از توليد اين سريال طرح معضلات اجتماعي زنان در جامعه و عواقب فقر فرهنگي، هنري و اقتصادي زنان و دختران خوانده و اغلب بازيگران مجموعه-اعم از زن و مرد- با وي همداستانند....
صدرالدين حجازي
پيشگيري بعد از وقوع فاجعه!
صدرالدين حجازي متولد 1327 شهرضا، فارغ التحصيل رشته بازيگري از دانشکده هنرهاي دراماتيک[1352] است و از نيمه دوم همين دهه شروع به بازي در نمايش هاي صحنه اي و سپس تلويزيوني کرده است. در سال 1364 با زنجيرهاي ابريشمي-حسن کاربخش- بازي در فيلم هاي سينمايي را آغاز کرد و اکنون يکي از پرکارترين بازيگران نقش هاي مکمل يا به گفته عامه، نقش هاي منفي است. حجازي که بازي در سريال هاي بزرگي چون روزي روزگاري و تفنگ سرپر را در کارنامه دارد، خود مي گويد که نقش هاي منفي را به خاطر چند وجهي بودن و پيچيدگي هايش دوست دارد و سعي دارد تا کاراکترهاي منفي را به شکلي منطقي و قابل باور به نمايش بگذارد. او در ماه رمضان دو مجموعه "زيرزمين" و " اغماء" را روي آنتن داشت، اما آغاز پخش سريال متفاوت و جنجالي "ساعت شني" که درآن ايفاگر شخصيت " فتحي " است- يبب شد تا به سراغ وي برويم...
مخاطب تلويزيون کم کم به ديدن صدرالدين حجازي در نقش هاي منفي عادت کرده است قبل از اينکه برويم سراغ مجموعه "ساعت شني" خبري از خودتان بدهيد، درحال حاضر مشغول چه کاري هستيد؟ درحال حاضر بازي در سريال " رنگينک" به کارگرداني اصغرشادروان را به پايان برده ام. تهيه کننده اين سريال بيست و شش قسمتي آقاي توکل بودند.
چقدر به کليشه شدن بازيگر اعتقاد داريد و اينکه قبول داريد که کم کم مي رويد تا در نقش هاي منفي ماندگار شويد؟ بله، من از ابتدا نقش هاي منفي را دوست داشتم به دليل پيچيد گي هايي که دارد و به اين دليل که معمولا نقش هاي منفي را مي توان چند وجهي و چند بعدي ديد، اما مسئله اي که مهم است اين است که اين نقش ها مثل هم نباشند. من سعي مي کنم براي نقش هاي مختلف به عنوان يک بازيگر طراحي هاي متفاوت داشته باشم تا به قول شما در يک نقش کليشه نشوم. به هرحال وقتي يک بازيگر دو نقش را بازي مي کند حرکات اش درآن دو، مشابه مي شود. اما مهم نگاهي است که من به اين دو نقش داشته ام. از طرف ديگر مگر مي شود تمام نقش هايي که پيشنهاد مي شود را قبول نکرد؟ بخواهيم قبول نکنيم که نمي شود... !
برويم سراغ شخصيت فتحي سريال "ساعت شني"؛ شخصيت يا تيپي منفي که صدرالدين حجازي آن را به شکلي متفاوت بازي کرده... البته بايد بگويم که دوستان در اين کار مرا غافلگير کردند. حتي من وقت فکرکردن هم درمورد اين نقش نداشتم. خيلي سريع با من قرارداد بستند و من هم خيلي سريع جلوي دوربين رفتم.
احتمالا سازندگان کار هم با توجه به سوابق شما مي دانستند که راحت از پس اين نقش برمي آييد. [مي خندد] به هرحال امشب من قرارداد بستم و فردا جلوي دوربين بودم. اولا بايد بگويم که بهراميان کارگردان خوب و کار بلدي است. وقتي که کليات قصه را براي من تعريف کرد و آن منحني نقش را براي من تشريح کرد و در ميان گذاشت، همانجا خيلي خوب با نقش ارتباط برقرار کردم و واقعا اين گفت و گو بسيار تاثير گذار بود. يکي از ويژگي هاي بهراميان آزاد گذاشتن بازيگر است. البته نه اينکه از کنترلش خارج بشود، با چيزي که موافق نباشد قبول نمي کند و سعي مي کند بازيگرش را به خوبي توجيه کند. من در اين کار خيلي راحت بودم و اعتماد به نفسي که او به من داد باعث شد خيلي راحت با نقش دست و پنجه نرم کنم.
فتحي شخصيتي است که جدا از شرايط و طبقه اجتماعي اش براي يک خانواده ايراني تعريف شده نيست، به همين دليل مخاطب با او فاصله زيادي مي گيرد. همين مد نظر شما و بهرام بهراميان بوده است؟ بله دقيقا، فتحي را از همين لحاظ با ديگر کاراکترهايي که تا به حال بازي کرده ام متفاوت ديدم و از آن خوشم آمد. او شش، هفت تا زن داشته، هفت بچه گدا را راهي خيابان کرده و... در ضمن خودش هم مي خواهد از زندگي لذت ببرد. اين ابعاد زندگي فتحي است. او بچه ها را دوست دارد، اما دلش مي خواهد خودش هم از زندگي لذت ببرد.
از موضوع و قصه اي که ساعت شني روايت مي کند صحبت کنيد. به عنوان يکي از بازيگران اين مجموعه چقدر با طرح معضلات اجتماعي با اين شکل و شمايل از طريق تلويزيون و از زبان يک سريال موافق هستيد؟ به نظر من فوق العاده است و بايد به خاطر اين جسارت به تلويزيون تبريک گفت. ما ايراني ها هميشه مي ايستيم و زماني که اتفاق رخ داد به فکر جلوگيري مي افتيم. فاجعه وقتي که انجام مي شود به سراغ رفع و حل آن مي رويم. اميدوارم درمورد اين سريال با وسعت بيشتري نگاه شود و اجازه بدهند تمام جزئياتي که در زندگي اين گونه آدم ها وجود دارد، ديده بشود و جامعه اين را ببيند و براي آن راه حل پيدا کند.
به عنوان کسي که در سريال "ساعت شني" نمايش دهنده يک قشر و طبقه اجتماعي خاص بوديد، مشکلات آنها را بيشتر اقتصادي مي دانيد يا فرهنگي ؟ هر دو، ببينيد هر دو با هم تلفيق شده است مشکل اقتصادي است که به دنبال خودش مشکلات فرهنگي را به وجود مي آورد. به هرحال اگر مشکلات اقتصادي نبود فتحي هم بچه هايش را به مدرسه مي فرستاد و...
بعد از دندون طلا و بلبل سرگشته ديگر به سراغ تئاتر نرفتيد ؟ خيلي دلم مي خواهد دوباره تئاتر کار کنم. آخرين کارم بلبل سرگشته بود که اتفاقا کار خوبي هم بود. راستش را بخواهيد جرأت نمي کنم کار کنم. شش هفته بايد برويم و بيائيم آخر نمايش را رد مي کنند! شما به پنجاه، شصت نفر قول مي دهيد، اما آخر خجالت زده و شرمنده همه مي شويد چون امنيت در تئاتر وجود ندارد.
برزو ارجمند يک معتاد متفاوت
برزو ارجمند از بازيگراني است که به شدت تلاش مي کند تا نقش هاي متفاوت و خوبي ارائه دهد. بازي قابل قبول او در نقش يک معتاد در سريال "ساعت شني" از آن جمله است....
برزو ارجمند دراين يک دوسال اخير به سراغ نقش هاي متفاوت مي رود. از حضورتان درسريال "ساعت شني"بگوييد. از ابتدا که قراربود اين سريال ساخته شود گرينه اول نقش من بودم. با توجه به اينکه طول اين نقش کم بود، اما عرض زيادي داشت. به هرحال او يک معلم بود و در اصل يک فرد فرهنگي جامعه که قاعدتا دريک شرايط متفاوت به اين وضع کشيده شده است. ما سعي کرديم در همين حضور محدود حق مطلب را درمورد اين شخصيت ادا کنيم. دکوپاژبهراميان هم خيلي مهم بود.
با توجه به چه فاکتورهايي غير از فرهنگي بودن، منوچهر را يک معتاد متفاوت از آب درآورديد؟ به هرحال ما يک چيزهايي را به او اضافه کرديم. مثلا حلقه اي که هميشه دست اوست. درحالي که تمام زندگي اش را فروخته است. اما هنوز حلقه ازدواجش دردستان اوست. مي توانستيم با همين نماد ذهنيت او را درمورد زندگي بدانيم. اين مساله پيشنهاد من به عنوان بازيگر بود.
آيا تماشاگر در طول داستان متوجه مي شود که چرا منوچهر به اين مسير بعيد کشيده شده است؟ نه.ما فلاش بکي درمورد اين ماجرا نمي بينيم. کمي درحرف هايي که رد و بدل مي شود مي توانيم اين را بفهميم.
با توجه به اينکه داستان منوچهر و مهشيد جزو قصه هاي فرعي "ساعت شني" است، اما فکر مي کنم جاي پرداخت و معرفي بيشتري هم در مورد اين خانواده بوده است. خودتان درمورد اين قضيه پيشنهادي هم داريد؟ موافقم، حتي خود بهراميان هم دوست داشت که اينها بيشتر معرفي شوند. اما زمان کار ساعت شني کمي طولاني مي شدو سکانس هايي را به کار اضافه مي کرد که به دليل وقت کم و کمبود بودجه هيچ وقت گرفته نشد.
براي بازي کردن يک نقش نياز به پيدا کردن ما به ازاي آن درجامعه است. شما براي اين کار چه کرديد؟ چند بار به اتفاق خود بهراميان به مراکز اعتياد رفيتم و با معتادان صحبت هم کردم. چند کتاب هم در اين مورد خواندم. از کساني هم که قبلا اين نوع نقش ها را بازي کردند کمک گرفتم.
يکي از خصوصيات اين معتاد ارتباطي است که با مخاطب دارد و تماشاگر بر خلاف ديگر معتادان از او فاصله نمي گيرد يا او را طرد نمي کند. درست است؟ [مي خندد] بله. يک جورهايي بايد دوست داشتني مي بود و قرار بود دل تماشاگر براي او بسوزد. اما نه اينکه حق به او داده شود.
گريم شما هم دربازي تان بي تاثير نبوده است. چگونه از آن در بازي استفاده کرديد؟ خيلي در بازي من تاثيرگذاشت. گريم بسيار سختي را به دليل محدوديتي که بازي من در يک پروژه ديگر به وجودآورده بود، داشتم. اما خانم نويدي در چهره پردازي کمک شايان توجهي به من کردند.
الان که کار رامي بيني از بازي در آن راضي هستي؟ فکر مي کنم يک جاهايي مي توانستم خيلي بهتر باشم.
از کدام قسمت بازي ات راضي نيستي؟ سکانسي را که جلوي در خانه کتک خوردم؛ مي توانستم خيلي بهتر باشم. اما شرايط آب وهوايي بسيار سختي بود و برف و يخبندان بسيار اذيت مان کرد.
به نظرتان عواملي حرفه اي و کامل چقدر در جذب مخاطب تاثيرگذار است؟ بسيار زياد. اين تيم قوي و کاملي بود که به ندرت درتلويزيون دور هم گرد مي آيند. يک سال و اندي درگير اين کار بوديم و هنوز هم دستمزدمان به صورت کامل پرداخت نشده، ولي عشق وصميميت است که همه چيز را در کار دلنشين مي کند.
شهره لرستاني فمينيست نيستم! شهره لرستاني متولد 1345 فارغ التحصيل کارگرداني تئاتر از دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران است. از سال 1364 شروع به کارگرداني تئاتر کرده و با فيلم نياز[1370، عليرضا داود نژاد] بازي در سينما را به کارنامه خود افزوده است. وي در طول يک دهه قبل بيشتر در زمينه بازيگري فعال بوده و سريال هاي متعددي از او به نمايش در آمده است. آخرين کار لرستاني در سيما کارگرداني اولين فيلم تلويزيوني اش "ماه منير" بود که با توفيق گسترده اي روبرو شد و اينک بازي در نقش متفاوت "قناري" در مجموعه "ساعت شني" است.
"ماه منير" اولين تجربه کارگرداني شما در عرصه فيلم تلويزيون بود که اتفاقا در شب يلدا هم پخش مجدد داشت. بله، من از نحوه پخش اين کار بسيار راضي بودم، چون هم روز عيد پخش شد و هم به خاطر جلب نظر مخاطب به فاصله يک ماه، در شب يلدا پخش مجدد داشت. خوشبختانه به من پيغام دادند که مسئولان از اين کار راضي بودند و با پخش مجدد آن موافقت کردند. تنها اشکالي که اين کار داشت، توليد آن در شبکه پنج بود و خيلي از شهرستان ها ازجمله استان لرستان که براي من بسيار مهم بود، نتوانستند اين کار را ببينند. با اينکه اين فيلم به چهل استان فرستاده شده است، مسئولان استان لرستان در پخش اين کار کوتاهي کردند.
علت انتخاب سوژه "ماه منير" و پرداختن به آن فضا چگونه دغدغه فيلمسازي شما شد؟ اينها در واقع خاطرات شخصي من بود و در اصل به تجربيات خودم بر مي گشت. ما حدود صد و چهل دقيقه اين کار را مونتاژ شده آماده کار کرديم. جالب است بدانيد پنجاه و چهار مورد اصلاحيه به صد و شش دقيقه کاري خورد که ما تحويل تلويزيون داده بوديم، من از اين خبر شوکه شدم. اگر دفعه ديگر بخواهم کاري بسازم حتما بيشتر دقت مي کنم چون واقعا با قواعد اين جنس از کار آشنا نبودم.
به عنوان يک بازيگر که تجربه کارگرداني هم دارد، آيا در کارهايتان بدنبال يک نگاه زنانه هستيد؟ بله، اما فمينيست نيستم. من دوست دارم نگاه انسان گرا در کارهايم داشته باشم. بحث من مرد و زن نيست، بيشتر دوست دارم راجع به انسان و تنهايي انسان صحبت کنم. اما چون دنياي زنان را بيشتر مي شناسم بيشتر قهرمانان من زنان هستند. ضمن اينکه من خيلي نگاه جوان گرايي ندارم چون معتقد هستم که يک مقدار وقتي که انسان پخته تر مي شود، حس هايش درست تر مي شود، پا به سن گذاشته ها براي من جالب تر هستند.
برويم سراغ سريال "ساعت شني"، سريالي با يک موضوع زنانه يا بهتر بگويم چند موضوع زنانه... بله، شايد بخش اعظم جذابيت سريال "ساعت شني" به زن محور بودن آن بر مي گردد که براي تماشاگر خيلي مي توانست جذاب باشد. وقتي که من از طرف آقاي شريفي نيا فراخوانده شدم، براي اين کار به دفتر اين پروژه رفتم. آقاي بهراميان را مي شناختم و احترام فراواني براي ايشان قائل هستم و معتقدم که فيلمساز فهيمي است. من خيلي خوشحالم که در اين قصه زنانه حضور داشتم. نقش من در ابتدا بسيار کوتاه بود، اما با نشست ها و صحبت هايي که با کارگردان، نويسنده و حتي خود آقاي شريفي نيا داشتيم نقش يک مقدار پر رنگ شد و جان گرفت. در ابتدا فقط اشرف يک آمپول زن معمولي بود و کورتاژ غير قانوني مي کرد. بعد در اين نقش به قناري تبديل شد و پيشينه اي پيدا کرد. متاسفانه تيغ سانسور به اين نقش خورد و بايد بگويم قناري در اين سريال قلع و قمع شد. کلا نقش من خيلي عجيب و پيچيده تر از اين چيزي بود که شما ديديد، اما متاسفانه قرباني سانسور شد. اگر قناري سانسور نمي شد يکي از نقش هاي ماندگار تلويزيون مي شد.
به نظر شما سوژه مطروحه در سريال "ساعت شني" با توجه به بکر و نو بودنش عامل جذب مخاطب شد؟ مي توانم به جرات بگويم " ساعت شني" اولين قصه اي است که بسيار بسيار زنانه است و با شجاعت و جسارت زيادي مسائل مبتلابه زنان را طرح مي کند. به نظر من به عنوان يک بازيگر، انتخاب سوژه، نوشته، کارگرداني و... اين کار جاي تحسين دارد. از طرف ديگر بازيگران خوب و مطرحي که براي اين کار انتخاب شدند واقعا خوش درخشيدند. من فکر مي کنم که اين جور کارها يک جورهايي صف شکن هستند. تا کارگردان هاي ديگر هم بيايند و حرف خودشان را بزنند. اين باب باز شده و من معتقد هستم و مي خواهم که مسئولان تلويزيون حمايت کنند، چون نيمي از جمعيت اين کشور زنان هستند. چرا ما بايد اين قدر راجع به آنها سکوت کنيم. همه زنان که مثل نيستند. ما همه جور آدمي در اجتماع داريم. چرا ما به طيف هاي مختلف نبايد بپردازيم؟
چقدر در بازي از طرف کارگردان دست تان باز بود؟ از شات هاي بازي که براي بازي قناري در نظر گرفته شده مشخص است که قناري و فتحي "صدرالدين حجازي" فضاي بازي براي ايفاي نقش داشته اند. با بهرام بهراميان بازيگر هيچ مشکلي ندارد. ارتباط خوبي ما هم در اين کار با او داشتيم. صدرالدين حجازي همبازي خوبي هستند. واقعا بهراميان خيلي خوب مقوله بازيگري را مي شناسد و بازيگرش را آزار نمي دهد و فضاي خوبي را براي بازيگر ايجاد مي کند.
براي بازي، قناري را پيدا کرديد يا اينکه نمونه آن را قبلا ديده بوديد؟ من قناري را در اين کار پيدا کردم. صحنه اي است که قناري سر حيوانات رامي برد و من بسيار در آن صحنه ها اذيت مي شدم. خيلي آرام توانستم با اين شخصيت انس بگيرم و قاطي افراد آنجا شوم. وقتي که آنجا مي رفتم کسي مرا در آن محله عجيب و غريب بازيگر نمي ديد. يک جورهايي از جنس همان آدم ها شده بودم. من صبح به صبح با همان لباس قناري براي خريد حتي به مغازه ها مي رفتم و يواش يواش قناري را پيدا کردم.
به عنوان سئوال آخر، اگر دوست داريد در مورد فيلم هاي مستندي که ساخته ايد هم صحبت کنيد. بله، من دو مستند با مضمون حيات وحش براي سازمان ملل کارکردم و الان هم درصدد هستيم با همکاري سازمان ملل و صدا و سيما برنامه اي بسازم براي آشنايي کودکان و نوجوانان با حيات وحش و محيط زيست، اميدوارم اين اتفاق هم بزودي رخ بدهد.
سام درخشاني کوتاه و موثر سام درخشاني اولين بازيگري بود که خيلي زود از سريال " ساعت شني" خارج شد و بازي اش در اين مجموعه به پايان رسيد. اما اين امر سبب نشد تا بازي خوب و نقش موثرش از ديد تماشاگران پنهان بماند. او هم اکنون سرگرم بازي در سريال عظيم " در چشم باد" به کارگرداني مسعود جعفري جوزاني است.
شما اولين شخصيتي بوديد که از گروه "ساعت شني" خارج شديد. از اين حضور کوتاه و دليل قبول اين پيشنهاد صحبت کنيد. داستان از اين قرار است که مرا دعوت شد تا يکي از شخصيت هاي اصلي داستان را بازي کنم. آقاي بهراميان از دوستان عزيز و نزديک من هستند و خدمت شان ارادت دارم. وقتي ديدند من مشغول کار هستم و نمي توانم به آن شکل در خدمت مجموعه باشم؛ خواهش مرا که خواستم نقش کوتاهي به من بدهند تا حداقل در اين کارشان حضور داشته باشم را قبول کردند. حتي من به شوخي گفتم نقش يک پستچي ر ابه من بدهيد که مي آيد و نامه اي را مي دهد و مي رود. ايشان گفتند ما نقشي داريم که همان قسمت اول خودش را مي کشد. بازي مي کني؟ گفتم چرا که نه! در اصل يک حضور افتخاري بود و به خاطر خود آقاي بهراميان در اين کار حضور داشتم.
قبول داريد که اين نقش مي توانست جاي معرفي و حتي کار بيشتري در داستان " ساعت شني" داشته باشد؟ بله، به نظر خودم هم اين کاراکتر جاي کار بيشتري در اين سريال داشت. بعد از پخش قسمت هاي اول کار، دوستان نزديکي که مرا ديدند، معتقد بودند که بعد از خودکشي اين شخصيت داستان فلاش بک مي خورد و به گذشته مي رود و ما دوباره اين شخصيت را مي بينيم. خيلي ها مي گفتند ما غافلگير شديم وقتي ديديم همان اول بازي تو در اين کار تمام شد و ديگر حضور نداري. فکر مي کنم اين مسئله براي خود سريال هم مي توانست مفيد باشد که خيلي راحت همان ابتدا يکي از کاراکترها کنار برود. من از گوشه و کنار شنيدم که مخاطب هم دوست داشته بازي اين شخصيت ادامه داشته باشد، اما...
شخصيتي که شما در اين مجموعه ايفاگر آن بوديد معرفي درستي نشد و ما بيشتر از زبان مينا، همسرش "نسرين مقانلو" با اين شخصيت آشنا شديم. بله، از همان ابتدا که با بهرام درباره اين شخصيت صحبت کرديم، به اين توافق رسيديم که اين نقش اگر قرار است حضور کوتاهي در اين سريال داشته باشد، حداقل همين حضور کوتاه پررنگ باشد. به همين دليل شخصيتي براي اين کاراکتر تعريف کرديم و تا حدي هم موفق شديم درنهايت به وجهي دست پيدا کنيم که براي تماشاگر جذاب باشد. به هرحال چيزي که مي شد در چند سکانس درباره يک شخصيت به کار برد را ما به کار برديم.
ايده محل خودکشي اين آدم- تئاترشهر- از کجا آمد؟ فکر مي کنم شغل او عروسک گرداني بود؟ بله، اين آدم کارگردان نمايش هاي عروسکي بود و مبناي اوليه ما اين بود که تمام زندگي او تئاتر و نمايش است. به همين دليل هم در تئاتر شهر خودش را مي کشد. البته ابتدا قرار بود که خودش را از پشت بام تئاتر شهر به پايين پرت کند که به دلايل مختلف نشد. مجبور شديم نشان دهيم او خودش را در کنار تئاتر شهر از دار بياويزد.
و ناگفته هاي اين حضور کوتاه در مجموعه ساعت شني... خيلي خوشحال هستم که حضوري هرچند کوتاه ولي موثر در اين سريال پر مخاطب تلويزيوني، به کارگرداني دوست خوبم بهرام بهراميان و عوامل خوب و حرفه اي آن داشتم. اميدوارم مردم هم از ديدن اين مجموعه تلويزيوني لذت ببرند. |